اکت سیاسیشون این بوده که با پرچم رفتن ورزشگاه ولی تیم ج ا رو تشویق کردن. بعد همینا همش از ایرانیای داخل کشور شکایت میکنن که چرت نمیرین اعتراض کنین تیر بخورینکه ما بتونیم برگردیم ایران. چرا با کافه، توییت روزمره گذاشتن و نفس کشیدن دارین عادی سازی میکنین.
طلا باید برای استفاده و زیبایی و لذت میبود، ماشین باید برای سوار شدن میبود، خونه باید سرپناه میبود، زمین باید برای خونه ساختن میبود... هیچکدوم نباید سرمایه و کاسبی میشدن. هیچکدوم نباید مایهی این حجم از اضطراب و استرس و بخریم یا بفروشیم میشدن... .
وقتی یکی مثلن میاد میگه کانسیلر میبلین خوبه و شمای نوعی میای میگی "وای کانسیلر فقط شنل بگیر" باور کن ما فکر نمیکنیم که واااااو چه پولدار
در بهترین حالت فکر میکنیم چقدر آدم خنگ و موقعیت نشناسی هستی و در بدترین حالت چقدر بدبخت و محتاج دیده شدنی🙂↕️
امروز بیشتر از همیشه یهودیا رو درک میکنم.
«اقلیت تحت ستم» فقط خودمون و خودشون.
نه عربیم نه مسلم نه مسیحی نه چشمآبی. از هر گوشهی دنیا تازیدن و از رومون رد شدن. از عرب بیابونی تا بیزانسی و مغول. تنها چیزی هم که نگهمون داشته، ریشههامونه.
به دوست پسرم گفتم یکی از آشناها دوست پسرش نمیذاره تنها بیرون بره، گفت آفرین به غیرت و مردونگیش در حالی که شکه شده بودم و داشتم فکر میکردم رابطه مون از دست رفته گفت خجالتم نمیکشه با دختر بزرگ اینجوری رفتار میکنه اسمش میذاره غیرت.
چند وقت پیش که باز این یه غلطی کرده بود رفتم بلاک و ریپورتش کنم که یادم اومد خیلی وقت پیش سر اولین زری که زد بلاکش کردم. نمیدونم چرا انقدر دنبال نکردن یه نفر براتون سخته.
ده ساله نشستن پای منبر شیما کاتوزیان و صدف بیوتی که بهشون یاد بدن چطور دوستپسراتون رو آدم حساب نکنید و سایهی اسموکی بزنید. خب بیاید همینا رو من بگم بهتون. بزنید اون دکمهی آنفالوی بیصاحب رو.
میتونستیم با یه شیشه ودکا رو ساحل رامسر لم بدیم و بدون اینکه بدونیم قالیباف کدوم پفیوزیه، خامنهای چه خریه، ترامپ سگ کیه یا مذاکره و توافق یعنی چی!!
ولی متاسفانه آن مرد آمد، آن مرد با آفتابه آمد!
دیروز در اوج خرابی کله م یه پسر زنگ زد بهم گفت شناختی منو گفتم نه والا گفت چجوری یادت رفته کیانوشم دیگه حالا کیانوش کیه، یکی که پنج سال پیش انقدر اصرار کرد شماره مو بهش دادم بعد ۲۴ ساعتم بلاکش کردم. معلومه که صداتو میشناسم مرد من شبا با فکر تو میخوابم.
یکی از آشناها پدر و مادرش سن بالا به دنیا اوردنش و همیشه ازشون عصبانی و متنفر بود. می گفت اینا منو فقط برای اینکه تر و خشکشون کنم به دنیا اوردن. تموم جوونی من به دوا و درمون و نگه داری اینا گذشت هیچی از زندگی نفهمیدم.
۵۷ سال سن پدر یا مادر شدن نیست.
وقتی بچه میره کلاس اول، شما ۶۴ سالت هست!
وقتی میخواد بره دانشگاه، شما ۷۵ سالت هست!
وقتی هم به سن ازدواج برسه (مثلا ۳۰ سال) شما با فرض بغل نکردن عزراییل، ۸۷ سالت هست!
این بچه کل زندگیش حسرت داشتن یه پدر و مادر پر نشاط رو داره چون شما الان خودخواهی!