یبارم،توی رودخونه داشتیم شنا میکردیم؛یه دختر خانومی توی آب داشت غرق میشد.
رفتیم،با هزار بدبختی از آب کشیدیمش بیرون؛پدرش با تمام سرعت اومد سمتمون،حالا ما پیش خودمون گفتیم:الان میاد کلی تشکر میکنه ازمون.
ولی در یک حرکت جالب زد بیخ گوشم؛که چرا دست زدی به دخترم،تو نامحرمی.