سال ۱۳۹۱ که وارد بازار کار شدم، همزمان بود با تشدید تحریمهای آمریکا علیه اقتصاد ایران. از همان زمان، سالبهسال شاهد کوچکتر شدن طبقه متوسط و عمیقتر شدن شکاف طبقاتی بودم. اگرچه همواره چنین القا میشد که هدف تحریمها صرفاً فشار بر حاکمیت است، اما در عمل بیشترین آسیب متوجه مردمی شد که ستون اصلی جامعه و موتور پیشرفت کشور هستند.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که دامنه این تحریمها تنها حکومت را هدف قرار نمیدهد، بلکه هر فرد و مجموعهای را که تلاش کند در این شرایط دشوار برای مردم ایران خدمتی ارائه دهد یا محصولی بسازد نیز در بر میگیرد. هدف چنین رویکردی، تضعیف امید به ساختن، سرمایهگذاری و آیندهسازی در کشور است.
در تمام این سالها، مأموریت اصلی نوبیتکس خدمت به مردمی بوده که بدون هیچ تقصیری، در نتیجه تحریمها از دسترسی به بسیاری از فناوریها و خدمات مالی روز دنیا محروم شدهاند. اگر گناهی وجود داشته باشد، فراهم کردن بستری برای سرمایهگذاری نوین و کمک به حفظ ارزش داراییهای مردمی بوده که قدرت خرید و سرمایهشان سالبهسال کاهش یافته است.
نوبیتکس با اتکا به تلاش و انگیزه جمعی از جوانان این سرزمین و بدون برخورداری از حمایت هیچ گروه یا جریان خاصی شکل گرفت. این مجموعه ذرهذره، با کار شبانهروزی و به شکلی کاملاً طبیعی رشد کرد. بهترین شاهدان این مسیر نیز همکارانی هستند که از روزهای نخست در کنار ما بودهاند و فراز و نشیب این مسیر را از نزدیک دیدهاند.
تحریم امروز نوبیتکس و سه پلتفرم دیگر، بار دیگر ماهیت واقعی این نوع تحریمها را آشکار میکند؛ تحریمهایی که در نهایت مردم ایران را هدف قرار میدهند. عجیبتر آنکه یکی از دلایل مطرحشده برای تحریم شخص من، تلاش برای بازسازی پلتفرم پس از یک حمله سایبری عنوان شده است. در هیچ منطق حقوقی و در چارچوب هیچ برداشت متعارفی از قوانین بینالمللی، تلاش برای جبران خسارت ناشی از یک جرم سایبری و بازگرداندن خدمات به کاربران نمیتواند مستمسکی برای تحریم باشد.
با این همه، باور ما به ساختن و خدمت کردن تغییر نخواهد کرد. همانطور که در سالهای گذشته با وجود همه محدودیتها و فشارها مسیر خود را ادامه دادیم.
به قول یکی از دوستان فدای یک تار موی ایران و ایرانی.