این فیلمی که امروز دیدم و دختر جوونی که تیر خورده بود و سینه خیز و کشونکشون داشت خودش رو میرسوند به در خونهای برای پناه و اون لباس شخصی رسید بالای سرش و در کمال خونسری بهش تیر خلاص زد رهام نمیکنه و از صبح با همه سر دعوا دارم.
من برای خیلی از قتلهای حکومتی گریه کردم اما بهقولی «و عزیز من، من برای تو طور دیگری گریستهام.»
من هیچوقت نمیتونم محمد حسینی رو از یاد ببرم و تو چقدر تنها و بیکس بودی. چقدر قلبم میسوزه برای تو. هیچ پیروزیای تلخی سرنوشت تورو از ذهن من پاک نمیکنه. خون تو با هیچی پاک نمیشه.