صب یه آقا اومد تو بخش گفت رزیدنت پوستی؟ گفتم بله گفت سال چندی؟ گفتم سال یک گفت اساتيدتون نیستن؟ گفتم ن گفت سال چهارتون نیس؟ گفتم ن گفت کلا سال بالاتر نیست؟ گفتم نه گفت شما هم بلدی؟ گفتم تا حدی گفت بلخره شمام یه چیزایی بلدی بی سواد که نیستی. شکایتش تغییر رنگ ناحیه تناسلی بود
یه دفعه رزیدنت جراحی پا شده بود اومده بود دم در بخشمون می گفت دکتر لطفا بیا بریم بخش جراحی این مشورت رو جواب بده بهش گفتم شما چرا تا اینجا اومدی خودم میومدم گفت سال بالاش بهش گفته تا نیم ساعت دیگه این مشورت پوست جواب نخوره واست کشیک اضافه میزنم
دیشب رزیدنت جراحی رو دیدم که بدو بدو اومد تو حیاط بیمارستان و یکدفعه رفت خر مریض و همراه مریض رو در حالی که داشتن چلو کباب با نوشابه میخوردن رو گرفت!
داد میزد مگه نگفتم الان میخواد بره اتاق عمل چیزی نخوره!!😬
همراه مریض میگفت فقط به پرس کوبیده خورده😁
رزیدنت بدبخت داشت سکته میکرد
امروز یه بیمار ویتیلیگو داشتیم یه خانم ۵۰ ساله بود گفت من چند ساله اصلا لبنیات نمیخورم چون باعث شدید شدن بیماری میشه این حرف رو از یه عطاری شنیده بود و کلی هم روی این باورش مقاومت میکرد تصور کنید یه خانم توی همچین سنی لبنیات رو هم به طور کامل حذف کنه
امروز یه کیس مورفه آ داشتیم ضایعه ش دستکاری شده بود پرسیدیم چیکار کردی گفت رفتم طب سنتی دور تا دور کل ضایعه اولیه رو سوزن فرو کرده که مثلن از اون محدوده بزرگتر نشه بعد که از محدوده فرا تر رفته بود هم ایمانش رو از دست نداده بود و این بار طبق توصیه سیر مالیده بود بهش
دیالوگی که توی داخلی زیاد میشنوید اینه که “من دیابت ندارم قندم عصبیه هر وقت ناراحتی چیزی پیش میاد قندم میره بالا” نمیدونم کدوم از خدا بی خبری اینو انداخته رو زبون ملت