«یک بار دیدم خورشید چهلوسه بار غروب کرد!»
کمی بعد ادامه داد:
«میدانی… وقتی آدم خیلی غمگین است، دلش میخواهد غروب آفتاب را تماشا کند.»
پرسیدم:
«پس آن روزی که چهلوسه بار غروب خورشید را تماشا کردی، خیلی دلت گرفته بود؟»
شازده کوچولو پاسخی نداد.
شازده کوچولو
همیشه فکر میکردم وقتی کسی رو دوست دارم باید مطمئنش کنم تا باورم کنه ، اما آدما میذارنش رو حساب نیازمندی ، وابستگی یا هر چی ..
خوب آره شاید اینطور به نظر برسه ، اما مگر چه اشکالی داره ؟
بینیازی خیلی قشنگه خیلی قویه…ولی کی بهش رسیده تو دنیا؟
بعد از ۶ ماه نخوابیدن، استرس مزمن، صورت ورم کرده یا گهگاهی هم گونههای شدیدا تورفته…
چند روزه که دارم خوب میخوابم،
دیگه اونقدر استرس ندارم ، دیگه خیلی فکرم نمیره سمت اینکه کی چی فکر میکنه ،
حتی کارهایی که کلی نگرانشون بودم داره آروم آروم انجام میشه .