اوراقِڪهنهایزڪتابۍمشوشم.📙
اعتقادی به ه کسر ندارم پر از غلط املایم ، نگارش ریدم!خودم میدونم پس لازم نیست بگی،دوست نداری خیلی راحت بلاکم میکنی و رد میشی
زیر پوست شهر توزیع غذا داریم بعضی مناطق اولین بار دارم میرم خونه های کمپی داخلش پر از معتاد ، یا معروف به خونه ها تیمی
من موندم چرا کسی به فکر اینا نیست؟
پ.ن
قطعا باهم دوتا هرکول هستند تنها نیستم اینطور جاها واقعا خطرناک ادم های که هیچ تعادلی روی رفتارشون ندارند
یه عکس از خودم گذاشتم یکی کامنت داد چقدر زشت افتادی ...
گفتم از بابات که خوش قیافه ترم
گفت حاجی بابام فوت کرده
گفتم معذرت میخوام خدا بیامرزدتش کی فوت کردن؟
گفت همین که عکستو دید سکته کرد مرد ...
هر روز نوبت یکی از ماست که کنارش باشیم.
هر بار بغلم میکنه میگه: هیچوقت حس نکردم خواهرشوهری، از خواهر بهم نزدیکتری.
و من هر روز آب شدنش رو میبینم...
زنی که بخاطر خانواده اش سعی میکنه با سرطان بجنگه
گاهی حس میکنم داره جلوی چشمام آب میشه و من هیچ کاری از دستم برنمیاد
انگار وارد جنگلی شدهایم که همه به هم میپرند؛ مثل حیوانات درنده. فهمیدم ، بیان، پوشش و حتی احترام به عقیدهی یکدیگر دور شدهایم. توییتها را پاک کردم، اما انگار فقط منتظریم به جون هم بیفتیم.
در جواب تمام فوش های که دادید دیدگاه نظر من این
میتونید ادم باشید قانع کنید نه اینکه یاد گرفتید به کص ننتون بخندین فوش بدین من ریدمتو قیافه تکتکتون حروم زاده ها
فقط فوش یاد گرفتید مادرجنده ها این چه وضعش؟