لطفا از کنار این توییت بدون ریتوییت نگذرید.
جاوید نام :جواد فتح اللهی
از نامش برای اولین بار یاد میشود.
از ناحیه پا در تاریخ ۱۹ دیماه با تیر جنگی زخمی میشود. توسط یک موتور سوار ( مزدور ج.ا) به بهانه انتقال به بیمارستان ربوده میشود.
چند روز بعد ، پیکر بی جانش را با آثار شلیک در ناحیه پشت سر و در کتف پشت قلب تحویل خانواده میدهند. و برای تحویل پیکر ، پدر را وادار به سکوت میکنند.
#IranMassacre
@janm_wtn7402
اصابت موشک سپاه به سالن مسافران فرودگاه کویت، امروز
کسی که به هتل و منطقه مسکونی و عرصههای عمومی پر از آدم موشک میزنه، هم میتونه مدرسه بزنه، هم هواپیمای مسافربری
کودکان مظلوم و بیدفاع #میناب
🔴🔴 بعد از انتشار توییت من درباره سکوت حامیان «کفالت سیاسی» در قبال بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، عدهای با عجله چند لینک و چند توییت منتشر کردند و گفتند: «ببین! ما درباره فلانی یا فلانی موضع گرفتهایم.»
اما ظاهراً هنوز صورت مسئله را نفهمیدهاند. من درباره یک زندانی مشخص یا چند مورد پراکنده حرف نزدهام.من درباره یک «پویش» حرف زدهام.
پویش یعنی یک اقدام سازمانیافته، مستمر، هماهنگ و جمعی.
پویش یعنی دهها نماینده پارلمان، فعال حقوق بشر، رسانه و سازمان مدنی همزمان روی یک موضوع کار کنند.
پویش یعنی شبکهسازی، فشار سیاسی و هزینهسازی برای جمهوری اسلامی.
در سال ۱۴۰۱ دقیقاً همین اتفاق افتاد.
برای برخی زندانیان سیاسی عملاً رقابت شکل گرفته بود که چه کسی زودتر کفالت سیاسی آنها را برعهده بگیرد.
نامهایی مثل توماج صالحی تقریباً هر روز در پارلمانها، رسانهها و شبکههای اجتماعی تکرار میشد.
هر هفته بیانیه منتشر میشد.
هر ماه یک نماینده جدید کفالت یک زندانی را برعهده میگرفت.
یک موج واقعی، گسترده و سازمانیافته شکل گرفته بود.
این یعنی پویش.
اما حالا بیایید درباره دیماه ۱۴۰۴ صحبت کنیم.
بر اساس گزارش هرانا، تنها در چند هفته نخست سرکوب اعتراضات بیش از ۵۰ هزار نفر بازداشت شدند.
سازمان حقوق بشری ههنگاو نیز گزارش داده است که دستکم ۱۵ نفر از بازداشتشدگان مرتبط با این اعتراضات اعدام شدهاند و دهها نفر دیگر همچنان با خطر اعدام روبهرو هستند.
حالا سؤال ساده است:
پویش کفالت سیاسی این زندانیان کجاست؟
کدام شبکه سازمانیافته پارلمانی برای آنها شکل گرفته است؟
کدام رقابت میان نمایندگان اروپایی برای برعهده گرفتن کفالت این زندانیان وجود دارد؟
پاسخ روشن است: وجود ندارد؛ و دقیقاً به همین دلیل است که آوردن سه لینک، چهار توییت و چند اقدام پراکنده، پاسخی به سؤال من نیست.
اتفاقاً این پاسخها نشان میدهد که برخی حتی تفاوت میان «اقدام موردی» و «پویش» را متوجه نیستند. مسئله این نیست که آیا یک نفر درباره یک زندانی توییت کرده یا نه.
مسئله این است که چرا شبکه گسترده حقوق بشری و سیاسی که در سال ۱۴۰۱ شبانهروز فعال بود، امروز تقریباً ناپدید شده است.
و اینجاست که یک پرسش ناخوشایند مطرح میشود: آیا دلیل این سکوت، هویت سیاسی بخشی از بازداشتشدگان است؟
آیا چون در میان معترضان دیماه ۱۴۰۴ افراد زیادی آشکارا از پادشاهی، شاهزاده رضا پهلوی یا شعار «جاوید شاه» حمایت میکردند، دیگر آن اشتیاق سابق برای کفالت سیاسی از بین رفته است؟
اگر پاسخ منفی است، این سکوت گسترده را توضیح دهید.
و اگر پاسخ مثبت است، دیگر نام این رفتار حقوق بشر نیست.
حقوق بشر زمانی معنا دارد که از حق انسانی کسی دفاع کنیم که شاید دقیقاً همفکر ما نباشد.
وگرنه دفاع گزینشی از زندانیان سیاسی، چیزی جز فعالیت سیاسی با پوشش حقوق بشری نیست.
من هنوز منتظر پاسخ به همان سؤال اول هستم:
پویش کفالت سیاسی زندانیان دیماه ۱۴۰۴ کجاست؟
#حقوق_بشر_چپی