پسره رو یک سالو نیم میشناسم هی جدا میشیم دوباره بک میزنیم که هربارش هم برای اشتباهات و خیانت های اون بوده
همیشه ی خدا هم دروغ میگه
دو روز پیش برگشتم میگم چرا حرفتو باور کنم؟ میگه نه جدی میگم=)
نمیدونستم بخندم یا بشینم برای دروغ جدیدش گریه کنم
امروز رفتم پیش ناخنکار هر مدلی گفتم گفت نمیتونم بزنم فقط ساده میزنم ، تهش گفت اصلا برات نمیزنم بماند که منم بی جواب نذاشتم. ولی اخه مدلتم یا مشتری؟ پولم میخواستی بگیری؟
اون روز دختره سر کلاس یه جوری گفت بوسم کن حس کردم دوست پسرشم😐
بعد چیزی هم بهشون میگی ناراحت میشن قهر میکنن بازم فکر میکنن دوست پسرشونی😐
از توهماتت بیا بیرون جان مادرت فقط دو روزه همدیگرو میشناسیم