Former Minister of Transport &Civil Aviation and Head of Secretariat of Independent Election Commission IEC,Chairman of Afghanistan people Equality Party(APEP)
تام نیکولز تحلیلگر سیاسی نشریه آتلانتیک درباره اظهارات متناقض ترامپ:
تقریباً شبیه این است که یک عضو خانوادهمان در اتاق نشسته باشد و همه بدانند که یک مشکل جدی دارد، اما همه توافق کرده باشند که درباره آن صحبت نکنند. با این حال، واقعیت این است که یک مشکل عمیق وجود دارد.
دوستان ترامپ این را میدانند، مخالفانش هم میدانند. کارکنانش هم، مطمئنم، از آن خبر دارند. دنیا میداند. رهبران جهان میدانند. و مهمتر از همه، دشمنان آمریکا هم این را میدانند به همین دلیل است که او را دیگر جدی نمیگیرند.
دیگر کسی واقعاً به حرفهای او بهعنوان یک پیام سیاسی حسابشده توجه نمیکند. البته گوش میدهند، اما بیشتر از روی کنجکاوی عجیب که ببینند دفعه بعد چه حرف غیرمنتظره یا عجیبی خواهد زد، نه به این دلیل که سخنانش الزاماً معنای مشخصی داشته باشد یا نشاندهنده یک سیاست رسمی باشد.
من سالها به دانشجویانم درس میدادم که وقتی رئیسجمهور ایالات متحده صحبت میکند، حرف او اهمیت ویژه دارد چون سخنان رئیسجمهور معمولاً بیانگر سیاست کشور است و دیگر مقامها نمیتوانند بهراحتی آن را رد کنند.
اما حالا چه؟ مثلاً آیا واقعاً قرار است تمام روابط تجاری با اسپانیا قطع شود؟ چه کسی میداند؟ شاید بشود، شاید هم نه. شاید فقط یک حرف لحظهای و بدون فکر بوده چیزی که از ذهن او عبور کرده و گفته شده است. واقعاً معلوم نیست.
اما این وضعیت بسیار خطرناک است، چون در میان همه این اتفاقات ـحتی اگر بتوانیم درباره حرفهایی مثل «جمهوری اسلامی ژاپن» و موارد مشابه شوخی کنیم ـ او چند اظهارنظر درباره یک جنگ جاری داشته جنگی که آمریکا در آن در حال از دست دادن موقعیت خود است. و هیچکس حتی تلاش نمیکند وانمود کند که میتواند از حرفهای او یک خط مشی مشخص و منطقی استخراج کند.
و اجازه بدهید یک نکته آخر را هم اضافه کنم، همان چیزی که شما اشاره کردید.
اگر چنین اتفاقی برای هر رئیسجمهور دیگری رخ میداد، تبدیل به یک بحران ملی میشد. منظورم این است که جو بایدن فقط یکبار نام یک نفر را اشتباه گفت و این تبدیل به تیتر اول رسانهها شد. اما رئیسجمهور فعلی بارها و بارها واقعیتها، اسامی و موضوعات مختلف را اشتباه بیان میکند، در یک نشست مهم ناتو طوری رفتار میکند که انگار از فضای جلسه جداست، و واکنش عمومی این است که: خب، امروز هم یک روز عادی است! انگار هیچ اتفاقی نیافتاده!
@IntCricketC AGM starts today: Afghanistan women's cricket team - in exile since 2021, still unrecognised, their funding due to expire in August. FIFA found a way for Afghan women footballers. Cricket can too. Recognition & sustained support- nothing less. #AfghanWomensCricket
To: United Nations High Commissioner for Human Rights (OHCHR)
Amnesty International
Urgent Human Rights Appeal
We write to express our profound outrage and deep concern over the brutal killing of an Afghan refugee woman, Fatima (30), and her three young …
https://t.co/4j4ryrOfV2
چه تمدن و رازورمزی که دردل کوه پایه های بامیان نهفته است؟
سالهای سال است که آثار باستانی بامیان را میدزدندوقاچاق میکنند وهنوزهم هزاران رازورمزی نهفته دردل بامیان باستان وجودداردوازهمه مهمتردراین کتاب چه نوشته شده باشد و این تاج های طلای مربوط به کدام دوره و چه کسانی بوده باشد ؟
مجری: آیا تاکنون سابقهای وجود داشته که یک رئیسجمهور آمریکا در دوران حضورش در قدرت تا این اندازه شخصا درآمد کسب کرده باشد؟
وکیل پیشین کاخ سفید: هرگز. ما تاکنون ندیدهایم که یک رئیسجمهور آمریکا تا این اندازه در دوران حضورش در قدرت درآمد کسب کرده باشد. همچنین، از زمان جنگ داخلی آمریکا تاکنون، هیچ رئیسجمهوری با چنین تعارض منافع مالی گستردهای روبهرو نبوده. همه رؤسایجمهور دیگر بهصورت داوطلبانه منافع مالی متعارض خود با مقام ریاستجمهوری را کنار گذاشتهاند؛ بهجز دونالد ترامپ.
I endorse this statement by @volker_turk regretting a new EU regulation allowing speedy deportations. Respect for human rights and refugee law is imperative. #Afghans must not be returned to an unsafe situation. A meeting with Taliban in Brussels would insult #Afghans esp. women.
فرارسیدن عید سعید قربان را به ملت شریف و سرافراز افغانستان، در داخل و خارج از کشور، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض مینمایم. امیدوارم که این عید ، پیامآور صلح، آرامش، همدلی و روزهای روشن برای مردم رنجدیده ما باشد.
هموطنان عزیز!
عید سعید قربان در حالی فرا میرسد که افغانستان همچنان روزهای دشوار و سرنوشتسازی را سپری میکند. مردم ما در کنار تحمل مشکلات اقتصادی، فقر، بیکاری، مهاجرتهای گسترده و چالشهای اجتماعی، همچنان چشمانتظار آیندهای باثبات، عادلانه و مبتنی بر کرامت انسانیاند.
بیتردید، محرومیت بخشی از جامعه، بهویژه دختران و زنان، از حق آموزش، کار و مشارکت اجتماعی، محدودیتهای سیاسی و مدنی، کاهش فرصتهای اقتصادی و ادامهی مهاجرت نیروهای انسانی، از جمله چالشهایی است که بر زندگی شهروندان ما سایه افگنده و نیازمند توجه و راهحلهای مسئولانه میباشد.
با وجود همه دشواریها، باور داریم که افغانستان میتواند با تکیه بر اراده مردم، تفاهم ملی، اعتدال، عدالت و مشارکت همهشمول، مسیر صلح، ثبات را بپیماید. هیچ راهحل پایدار برای کشور، بدون حضور و مشارکت واقعی تمام اقوام، اقشار، زنان، جوانان، نخبگان، جامعه مدنی و نیروهای سیاسی کشور، ممکن نخواهد بود.
امروز بیش از هر زمان دیگر، افغانستان نیازمند گفتوگوی ملی، تفاهم سیاسی، اعتمادسازی و دوری از انحصار، حذف و تقابل است. منافع ملی، وحدت مردم و آینده نسلهای بعدی باید بر هرگونه مصلحت زودگذر سیاسی ترجیح داده شود.
ما از جامعه جهانی و نهادهای بینالمللی انتظار داریم که در تعامل با افغانستان، منافع و خواستهای واقعی مردم افغانستان، حفظ کرامت انسانی، تأمین حقوق اساسی شهروندان و حمایت از ثبات و توسعه پایدار کشور را در محور توجه قرار دهند.
در این روزهای عید،از همه هموطنان عزیز میخواهم که روح ایثار، همدلی و گذشت را زنده نگه دارند؛ دست نیازمندان را بگیرند، به خانوادههای آسیبدیده یاری رسانند .
در شرایطی که رهبر طالبان برای ملاها عیدانه اختصاص میدهد، هزاران معلم که چراغ دانایی و تربیت نسل آیندهاند هنوز از دریافت حقوق قانونی خود محروماند. آیا عدالت و مسئولیتپذیری اقتضا نمیکند که پیش از هر امتیاز و بخشش، حق معلمان و زحمتکشان این سرزمین ادا گردد؟
عید واقعی زمانی معنا پیدا میکند که لبخند بر لب همه مردم، بهویژه خانوادههای نیازمند، معلمان، کارگران و محرومان نقش بندد. امید که این عید، سرآغاز توجه بیشتر به عدالت، برابری و رسیدگی به دردهای واقعی مردم افغانستان باشد
در پایان، بار دیگر عید سعید قربان را به تمام مردم شریف افغانستان تبریک گفته و صلح پایدار، رفاه، عزت و سربلندی را برای کشور عزیزمان آرزو مینمایم.
۹ ذوالحجه ۱۴۴۷ هجری قمری
۵ جوازا ۱۴۰۵ هجری خورشیدی
فرارسیدن بیستمین سالگرد تأسیس روزنامه «#هشت#صبح» را به مسئولان، خبرنگاران، نویسندگان، کارمندان و تمامی خانواده بزرگ این رسانه تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
روزنامه هشت صبح در دو دهه گذشته، با حفظ اصول اطلاعرسانی، انعکاس واقعیتها، ترویج آگاهی عامه و پاسداری از ارزشهای آزادی بیان، نقش برجسته و ارزندهای در عرصه رسانهای افغانستان ایفا نموده است. این رسانه در مسیر پرچالش اطلاعرسانی، با تعهد حرفهای و رسالت ملی، توانسته است جایگاه ویژهای در میان مردم، نخبگان و جامعه فرهنگی کشور کسب نماید.
بیتردید، دوام و پایداری یک رسانه مستقل در شرایط دشوار، نشاندهنده تعهد، استقامت و مسئولیتپذیری دستاندرکاران آن است. امید است روزنامه هشت صبح همچنان با حفظ استقلال، صداقت و مسئولیتپذیری حرفهای، در راستای روشنگری، عدالت، آگاهی عمومی و انعکاس صدای مردم، موفقانه به رسالت خویش ادامه دهد.
بار دیگر، بیستمین سالگرد این نهاد رسانهای را صمیمانه تبریک گفته، موفقیتهای بیشتر و دوام خدمت صادقانه آن را آرزو مینمایم.
صعود تاریخی بانو زکیه احمد (ریور)، دختر پرتلاش و افتخارآفرین جاغوری ولایت غزنی، به قلهٔ اورست بلندترین نقطهٔ جهان را با نهایت مسرت و افتخار تبریک میگویم .
این موفقیت کمنظیر که برای نخستینبار نام یک زن افغانستانی را در شمار فاتحان بام جهان ثبت نمود، نه تنها یک دستاورد بزرگ فردی، بلکه مایهٔ عزت، اعتبار و امید برای ملت افغانستان، بهویژه زنان و دختران کشور به شمار میرود.
در شرایطی که مردم افغانستان با چالشهای گوناگون روبهرو اند، چنین موفقیتهای درخشان نشان میدهد که فرزندان این سرزمین، با اراده، استقامت و باور به تواناییهای خویش، قادر اند نام افغانستان را در عرصههای جهانی با افتخار بلند نگه دارند.
اینجانب این دستاورد تاریخی را به بانو زکیه احمد، خانوادهٔ محترم ایشان، و تمامی مردم افغانستان صمیمانه تبریک گفته، برای ایشان موفقیتهای بیشتر و توفیقات روزافزون در تمامی عرصههای زندگی آرزو می نمایم.
خبر تکاندهنده خودکشی یک انجینر جوان در کابل، بار دیگر پرده از واقعیت تلخی برداشت که میلیونها شهروند افغانستان هر روز با آن دستوپنجه نرم میکنند؛ واقعیتی بهنام فقر، بیکاری، ناامیدی و فروپاشی تدریجی کرامت انسانی در زیر حاکمیت طالبان.
این حادثه را نمیتوان صرفاً یک رویداد شخصی یا تصمیم فردی تلقی کرد. هنگامی که یک جوان تحصیلکرده، متخصص و امیدوار به آینده، پس از سالها تلاش علمی و حرفهای، خود را در برابر دیوار بلند بیکاری، تنگدستی و بیسرنوشتی میبیند، مسئله دیگر تنها یک تراژیدی فردی نیست؛ بلکه به یک اتهام سنگین علیه نظام حاکم و وضعیت سیاسی–اقتصادی کشور تبدیل میشود.
طالبان در نزدیک به چند سال حاکمیت خود، بهرغم ادعاهای مکرر درباره تأمین ثبات و بهبود وضعیت اقتصادی، نتوانستهاند حداقل شرایط یک زندگی با عزت را برای شهروندان فراهم سازند. اقتصاد کشور در رکود عمیق فرو رفته، فرصتهای شغلی بهشدت کاهش یافته، سرمایه انسانی در حال فرار است و هزاران جوان متخصص، بدون هیچ افق روشنی، در حاشیه زندگی و ناامیدی رها شدهاند. در چنین فضایی، خودکشی یک جوان تنها یک خبر نیست؛ فریاد خاموش نسلی است که احساس میکند از سوی حاکمانش فراموش شده است.
حاکمیتی که نتواند برای جوانان تحصیلکرده کار، امید و امنیت روانی فراهم کند، ناگزیر باید مسئولیت اخلاقی و سیاسی پیامدهای آن را بپذیرد. وقتی نان از سفره مردم گرفته شود، آزادیهای مدنی محدود گردد، چشمانداز آینده تیره شود و فضای عمومی جامعه با ترس، انزوا و فقر احاطه گردد، طبیعی است که بسیاری از شهروندان بهویژه نسل جوان در گرداب افسردگی و یأس فرو روند.
در عین حال، سکوت جامعه جهانی نیز قابل پرسش است. افغانستان پس از تحولات سیاسی اخیر، بهگونهای خطرناک به حاشیه رانده شده است. کاهش کمکهای مؤثر، بیتوجهی به بحران انسانی و نبود برنامههای جدی برای حمایت از اشتغال و بازسازی اقتصادی، میلیونها انسان را در وضعیتی رها کرده که بقا، خود به مبارزهای روزمره بدل شده است.
خودکشی این انجینر جوان، تنها مرگ یک انسان نیست؛ مرگ بخشی از امید یک نسل است. نسلی که روزی برای ساختن کشورش درس خواند، تخصص آموخت و رؤیا دید، اما امروز میان فقر، بیکاری و بنبست سیاسی، خود را تنها و بیپناه میبیند.
اگر طالبان همچنان از پذیرش مسئولیت شانه خالی کنند و اگر جامعه جهانی افغانستان را صرفاً از دریچه ملاحظات سیاسی ببیند، بیم آن میرود که اینگونه تراژیدیها به بخشی عادی از واقعیت تلخ افغانستان تبدیل شود.
امروز پرسش اساسی این است: چند جوان دیگر باید قربانی فقر، بیکاری و ناامیدی شوند تا مسئولان به عمق این فاجعه انسانی اعتراف کنند؟
در مصاحبهٔ CBS، باراک اوباما دربارهٔ توافق هستهای با ایران گفت: «ما این کار رو بدون شلیک حتی یک موشک انجام دادیم. ۹۷ درصد از اورانیوم غنیشده ایران رو خارج کردیم. هیچ بحثی نیست که این توافق کار کرد و مجبور نشدیم تعداد زیادی آدم بکشیم یا تنگهٔ هرمز رو ببندیم.» ایران با دیپلماسی واقعی، بدون جنگ و بدون تنش، بخش عظیمی از برنامهٔ هستهای صلح آمیز خودش رو محدود کرد و به تعهداتش عمل کرد.
این دقیقاً همون چیزیه که نشون می ده ایران همیشه به دنبال صلح بوده، نه جنگ. دیپلماسی برد برد با ایران ممکنه!
من معتقدم دوکتور سپنتا منحیث معلم سیاست و یک آکادمیک دانشگاهی باید زیادتر بنویسد. از تویتر نویسی و نوشته های کوتاه پرهیز کند. به مسایل عمیق بپردازد. نوشته های زمان منصب داری او را که زیر نام مستعار می نوشت همه ما می خواندیم چون با یک دیدگاه ژرف و ادبیات سلیس می نوشت. همه می آموختیم و لذت می بردیم.
با ادبیات و نوشتار سیاسی بلد است. مصایب سیاسی-تاریخی و تاریخ افغانستان و جهان آشنایی عمیق دارد.
حتما بخوانید! 👇
امروز، در روز #جهانی آزادی مطبوعات، بار دیگر به اهمیت آزادی بیان و نقش حیاتی رسانهها در آگاهیبخشی جامعه تأکید میورزیم. این روز در حالی فرا میرسد که خبرنگاران و فعالان رسانهای در افغانستان با محدودیتهای گسترده، سانسور، تهدید و فشارهای بیسابقه روبهرو هستند.
در شرایطی که دسترسی آزاد به اطلاعات بهشدت محدود شده و بسیاری از رسانهها تعطیل یا خاموش گردیدهاند، صدای حقیقت بیش از هر زمان دیگر نیازمند حمایت و همبستگی است. خبرنگاران افغانستان، با وجود همه دشواریها، همچنان برای انعکاس واقعیتها و حفظ رسالت حرفهای خود تلاش میکنند.
روز #جهانی مطبوعات، فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که آزادی رسانهها، ستون اساسی هر جامعه آزاد و عادلانه است. بدون رسانههای مستقل، شفافیت، پاسخگویی و عدالت اجتماعی در معرض تهدید قرار میگیرد.
امروز، ما در کنار #خبرنگاران شجاع افغانستان میایستیم و خواهان تأمین امنیت، آزادی و حمایت از فعالیتهای مستقل رسانهای هستیم. سکوت رسانهها، خاموشی حقیقت است؛ و خاموشی حقیقت، تاریکی جامعه.
به مناسبت ۲۳ اپریل، روز جهانی #کتاب
۲۳ اپریل، روز #جهانی ، فرصتی است برای بزرگداشت دانش، آگاهی و فرهنگ مطالعه؛ روزی که اهمیت کتاب بهعنوان چراغ راه انسانها در مسیر رشد، تفکر و پیشرفت یادآوری میشود. در شرایطی که افغانستان# با چالشهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است، نقش کتاب و فرهنگ مطالعه بیش از هر زمان دیگر حیاتی و سرنوشتساز به نظر میرسد.
امروز، در سرزمینی که دسترسی به آموزش با محدودیتهای جدی روبهروست و فضای فکری و فرهنگی در تنگنا قرار دارد، کتاب میتواند همچنان پناهگاهی برای اندیشه، امید و بیداری باشد. محرومیت از آموزش، بهویژه برای دختران و زنان، نهتنها یک بحران انسانی بلکه تهدیدی جدی برای آیندهی یک نسل و یک ملت است. در چنین وضعیتی، پاسداری از فرهنگ مطالعه و حمایت از تولید و نشر کتاب، یک مسئولیت ملی و انسانی است.
روز جهانی کتاب، ما را فرا میخواند تا بار دیگر به ارزش دانایی بیندیشیم و برای گسترش فرهنگ کتابخوانی، حتی در دشوارترین شرایط، تلاش نماییم. نویسندگان، آموزگاران، ناشران و همهی اهل قلم، نقش اساسی در زنده نگهداشتن شعلهی آگاهی دارند. همچنین از نهادهای ملی و بینالمللی انتظار میرود که در راستای حمایت از آموزش و دسترسی آزاد به منابع علمی و فرهنگی، اقدامات عملی و مؤثر انجام دهند.
ما باور داریم که هیچ جامعهای بدون آگاهی و دانش به ثبات و پیشرفت دست نخواهد یافت. کتاب، ابزار اصلی این آگاهی است؛ ابزاری که میتواند تاریکی جهل را کنار بزند و مسیر آینده را روشن سازد.
به امید روزی که در افغانستان، کتاب نه یک آرزو، بلکه یک حق همگانی و در دسترس برای همه باشند.