او شعر،عشق و خیالپردازیِ عاشقانه را دوست داشت
و من او را دوست داشتم!
او شب،شعر و ستاره را دوست داشت و صدایِ جیرجیرکها را،
و من او را دوست داشتم!
او مویِ بافته را و باران و پاییز را دوست داشت و
عطرِ قهوه و سیگار را و
من فقط او را دوست داشتم،
و فقط او را!!
@sayyed2300 معمولا با افکار حیوانی و نگاه هرزه ارتباط مستقیم داره....
همشون ظاهرا اعتقادای تند مذهبی دارن...
اجداد اونا همونایی بودن ک اگه توی خانواده اونا دختری به دنیا میومد اونو زنده ب گور میکردن....
در همه جایِ این زمین،هم نفسم کسی نبود
زمین دیارِ غربت است،ازین دیار خستهام
کشیده سرنوشتِ من به دفترم خطِ عذا
از آن خطی که او نوشت به یادگار خستهام
به گِردِ خویش گشتهام سوارِ این چرخ و فلک
بس است تکرارِ ملال زِ روزگار خستهام...
در همه جایِ این زمین،هم نفسم کسی نبود
زمین دیارِ غربت است،ازین دیار خستهام
کشیده سرنوشتِ من به دفترم خطِ عذا
از آن خطی که او نوشت به یادگار خستهام
به گِردِ خویش گشتهام سوارِ این چرخ و فلک
بس است تکرارِ ملال زِ روزگار خستهام...
@Faaaaaaaarzaneh صدای این موتور وقتی معکوس میکشی،قشنگ توانایی اینو داره ک در راهش شهدِ شهادت رو نوشید،
لامصب با روح و روانِ آدم بازی میکنه...
خیلی صدایِ اگزوزش پرچم بالاس
(پیشنهاد)
یه هشتگ رفقا درست کنن ک از فدراسیون بخوایم رأی محرومیت ساپینتو رو یه تجدید نظری بکنن....
تعداد هوادار تاجی زياده اینجا و ایشالا نتیجه میده و بهرحال بهتر از منفعل بودنه...
دیگ هممون اهمیتِ حضورِ یه سرمربی پرانرژی لب خط رو میدونیم...
اگر از ما گذشت و پیر گشتیم
اگر در انتهایِ سرگذشتیم
جواندلدادهگان باید بمانند
برایِ یکدِگر سر در گریبان
بِگیرند و بِگِریَند و بخوانند:
پرواز با تو باید،گر پَر شکسته در باد
آغاز هر کجا شد،پایان هر کجا باد....
نجاتِ من به دستِ توست،ازین مَحبس نجاتم دِه
لباسِ کهنهیِ تن را،بسوزان و حیاتم دِه
بیا و نقطهیِ پایان به شعرِ عمرِ من بُگذار
تنم دیوارِ بینِ ماست،تنم را از میان بردار....
نمیدانی،که من در هر ستاره
که مَه را،تا سحر یار و نديم است
و یا در چهرهیِ سرخِ شقایق
که خود بازیچهیِ دستِ نسيم است
نشانی از تو میبینم
سراغی از تو میگیرم....
اگ توی رابطه هستید و حس خوبی بهتون میده اولین فرصت ک پیشش رفتید محکم بغلش کنید و بهش بگید ک دوسش دارید و اگ باهاش حال خوبی دارید کنار هم بمونید و خاطره بسازید باهم... هیچ آپشن توی زندگی مثل این دوست داشته شدن و دوست داشتن حالتو خوب نمیکنه رفیق...
یه داستان ناب عاطفی و احساسی و عاشقانهیِ کاملا واقعی دارم برای تعریف کردن ک کلی تجربه مثبت و منفی توی این تجربه شبیه به داستان هست....
شرایطی اتفاق افتاده توی این داستان ک شاید شبیه خواب و رویا بوده برای هردوطرفی ک این ارتباط و داستان رو شکل دادن..
الان ک اینارو تایپ میکنم دقیقا جایی نشستم و تکیه دادم ک همیشه کنارم همینجا مینشست و زنی بود ک قشنگترین 3 سال زندگیمو بهم هدیه داد در حدی که بارها گفتم تمام زندگیم کنار و این 3 سال کنار چون واقعا آرامش و عشق و محبت و کنارش تجربه کردم...