چند روز پیش تو دانشگاه رفتم دسشویی. هیچکس نبود. بعد یه دقیقه یکی وارد شد و رفت تو یکی از دسشوییها. شاید باور نکنید سه دقیقه تمام ممتد گوزید. نمیدونم اون همه گوز رو از کجا آورده بود. من روم نمیشد بیام بیرون ولی مجبوری اومدم و یهو شوک شدم. طرف دختر بود! یه مقدار هم پرو بازی درآورد
@nahan_hamdi به عنوان یه مرد متاهل تایید میکنم. دوست خانومم دیشب تا دیر وقت خونه ما بود. نمیدونم چرا برا خانومم سوال نمیشد چرا این هر وقت میاد خونه تا دیروقت میمونه که بعدش من مجبور بشم برسونمش
یه دختره چاک سینهشو از من مخفی میکرد.
امروز رفیقم کنارم بود و دیدم چاک سینه کامل باز و داره نشون میده.
فهمیدم دخترا انتخاب میکنن که کی میتونه نگاه کنه و کی حق نداره نگاه کنه.
کاش با مشت میزد دماغم رو میشکست ولی اینطوری ضربه نمیزد...
ایشون تو بازار قم، یه گوشه نشسته و سبزی پاک شده میفروشه و هر یه بسته سبزی که میفروشه یه "الحمدللهِ" قشنگ میگه😍
خیلی جالب بود برام که توی این سن همچنان تلاش میکنه و نون حلال درمیاره :)