بعضی چیزا رومیبینم ناراحت میشم!
ی جاکشی به هر کدوم از دوتا پسراش ی مغازه داده ، اجاره شونو از همین الانم میریزه به حسابشون!
به دخترش هم گفته سهم تو رو ازخونه میدم
رفته خونه رووقف کرده
عملا ب دختره دست خر هم نداده...
امروز میخواستم از روی تنه درخت بپرم بهدیواره!
محاسباتم درستنبود
پام سر خورد
به پشت پرت شدم ! به تنه درخت خوردم و شترق افتادم
شاید الان باید یاسین بالا سرم میذاشتن٫
ولی زنده ام و دارم زانوو دستم که باد کرده رو نگا میکنم و براتون مینویسم!