#میرحسین_موسوی
قبل از اسفند 87 و فروردین و اوائل اردیبهشت 88 مخالف او بودم و نوشتم، چرا که او را نخست وزیر بنیانگذار نظام و دهه 60 می دانستم. آن یک ماهه مانده به انتخابات را هم که در بند 209 واجا بودم و اکثریتش را انفرادی. مناظره ها را پس از آزادی دیدم و شنیدم.
آخرین بار فروردین 89 او را در ملاقات نوروزی دیدم. قبلش پس از آزادی دکتر میردامادی در آخر اسفند 88، در منزل ایشان دیده بودمش و سوالی کردم که پاسخش این بود که شبکه سازی کنید. آن روز نفهمیدم این حرف را. سالها گذشت تا ضرورت شبکه سازی و فعالیت شبکه ای را متوجه بشوم.
در ملاقات 89 هم خب همچنان منتقدش بودم و اما اینجا دیگر مسئله دفاع از رای مردم بود. هرچه گذشت اما بیشتر از او خوشم آمد. مردی که پای حرفش ایستاد. مردی که از حرفی که زده بود، که پای مردم می ایستد، ذره ای کوتاه نیامد. حتی با اینکه دیگر محصور عزیز، گام به گام با ملاقات های کنترل شده موافقت کرد. اما میرحسین سفت سر جایش ایستاد. و بعد رسید به خواست او برای مجلس موسسان و گذار از این نظام.
قطعا کارنامه میرحسین در دهه 60 و 70 و 80 جای پرسش دارد. قطعا اگر از حصر خلاص شود، باید از او پرسید. قطعا هرکسی برای هرآنچه کرده باید پاسخگو باشد. اما نمی توان از مقاومتش و ایستادنش بر عهدی که با مردم بسته گذشت. میرحسین موسوی از معدود سیاستمداران تاریخ ایران است که بر عهدی که با مردم بسته وفا کرد و حصر و رنج و فشار هم تغییر در عهدش ایجاد نکرد. همین او را در تاریخ ایران جاودانه کرده است.
و ایضا آموختنی است رابطه او و زهرا رهنورد. دو تنی که علاوه بر همسری، همراه تمام قد و تمام عیار یکدیگر اند. و البته باید جایی دیگر مدح نامه ای از این همراهی برای زهرا رهنورد نوشت که خود زمانی اعتبارش از میرحسین بیشتر بود و جلساتی بوده که زهرا رهنورد در آن حضور داشته و میرحسین پشت در منتظر بوده.
درود خدا و مردم بر این دو تن باد. به امید آزادی عزیزان محصور و ایران عزیز.
به مرجان ساتراپی فحش میدن
به فروغ فرخزاد فحش میدن
به پگاه آهنگرانی و ترانه علی دوستی
به گلشیفته فراهانی، به هر زنی که بیشتر از خودشون و هفت جدو آبادشون سابقه مبارزه با استبداد و ج.اسلامی داشته.
این اکانتهای فیک ناشناس تنها کاری که تو زندگی نکبت بارشون کردن فحاشی ولجن پراکنیه
دیدم در یک ویدیویی سعید لیلاز در عباراتی در نظر من از روی تملق، علی خامنه ای را بزرگترین استراتژیستی تعریف کرد که ایران به خود دیده. البته درست میگوید او بزرگترین استراتژیست بدبختی ایران بود که یک جامعه جوان پرانرژی اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد را به یک جامعه پیر، چندشقه، جنگ زده، تحریم زده و فقیر تبدیل کرد. کشوری که میتوانست مدل توسعه شود، حالا میلیونها فقیر و زیر خط فقر دارد.
از زندان یک راست امدم سر خاک خسرو, جور عجیبی حس میکنم چونان «سیزیف» از طرف خدایگان محکوممان کردهاند که «سنگی را به بالای تپه ببریم». پس تلاش میکنم حملش کنم و بکشم با خودم بالای تپه؛ دوباره و دوباره، به اندازه همه تکرارهای سرسامآور و ضروری جهان. بار سنگین حمل حقیقت، تمام تکههای حقیقت. جدا جدا و قطعه قطعه.
آنچنان که دایم قطعمان میکنند، مثل همین اینترنتی که طولاااانیترین قطعی جهانش نیز از آن ماست. با خودم قرار گذاشتهام از هرچه خسته میشوم بشوم، اما از رسیدن به آزادی و حمل کردن این سنگهای سخت حقیقت «نه». برای همین رفتار داعشگونه جمهوری اسلامی در مراسم خسرو نباید و نمیتواند بگذارد که سنگ نیمه تمامم در آذر ۴۰۴۱ را، زمین بگذارم.
دوباره سلام خسرو! چطور سعی کردند چشمهای حقیقت را با قتل تو ببندند. اگر ما خاموش شویم؛ پس کدام شهرزاد قصه تو را بگوید؟
حالا بیرونم، باز مثل همیشه بعد از خروج از زندان -نمیدانم برای چند مدت - دلم در زندان جا مانده، پیش چشهای رفقایم، آنها که در نی نی چشمانشان فقط یک جمله بود «ما را فراموش نکنید». پیش از خداحافظی از لای دریچه ها در زندان انگشت رفقایم را لمس کردم؛ آذر یاهو، محبوبه شعبانی، حدیث مرواریدی، سهیلا حسینی.
کاش خسرو بود، کاش جای اینکه سر مزارش میرفتم شمارهاش را میگرفتم تا بهش زنگ بزنم. سعی کردم سیما ابنایی را از لای جمعیت پیدا کنم؛ اما گویا از بچهها جدا شده بود.
زندان بودم که کشتار عظیم دی ماه و خبر کشته شدن غیر نظامیان و کودکان میناب در جنگ به گوشم رسید. عجب دل خونی به جان یک ایران انداختند. هنوز در راهم با بار سنگین زندانیان دی ماه در وکیل آباد، نام تک تکشان را فریاد خواهم زد، کاش شهرزادشان باشم…
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده، هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» رفتارِ مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
واسه اطلاع عزیزان داخل که تازه وصل شدند:
۱- حامد شیبانیراد گزارش داد که از داخل به پهلوی خبر رسیده بود که برای ۱۸ و ۱۹ دی دستور کشتار وسیع در سراسر کشور صادر شده
۲- اینترنشنال اخبار کشتار رو سانسور کرد و پهلوی تا ۳روز بعدش داشت هنوز فراخوان میداد
۳- پهلوی بعد منکر فراخوانش شد
هفتم ژانویه بود که بهم پیام داد «این قضیه بیستونه، سی روز دیگه تمومه. ما چه بخوایم چه نخوایم، آمریکا تصمیم خودش رو گرفته و پهلوی قراره به قدرت برسه. تو هم برای آینده خودت که شده باهاش مخالفت نکن.» بهش گفتم من فعال حقوق بشرم و اینکه کجا بایستم به اینکه آمریکا برای ما چی خواسته یا چه کسی قراره به قدرت برسه ربطی نداره.
حالا که چند ماه گذشته، بیشتر از همیشه فکر میکنم آدم باید جایی بایسته که فکر میکنه بهش تعلق داره، جایی که با ارزشهاش سازگاره، نه بر اساس اینکه دیگران برای ما چه تصمیمی گرفتن یا شرطبندی روی اینکه چه کسی قراره به قدرت برسه.
حالا بماند که برای چنین پیشبینیهایی هم حداقل باید دانش و درک درستی از مناسبات قدرت داشت، نه اینکه دل به پروپاگاندا داده باشی و اسمش را تحلیل سیاسی بذاری.
بعد از سه ماه قطعیِ اینترنت، تسلیت میگم به خانوادههای قربانیان، چه مردم بیگناهی که در جنگ کشته شدند، مثل «فرشتههای میناب» چه کسانی که اعدام شدند.
و عمیقاً متأسفم بابت فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ اما امیدوارم به فردای روشنی که میتونیم با هم بهش برسیم.
نکتهی دیگهای که لازم به گفتن میدونم:
اینترنتی که دیروز وصل شد، لطفی به ما نیست، بلکه حقِ ماست، اون هم بدون فیلتر.
دقیقا مثل انتخابات آزاد، آزادی بیان، آزادی تجمع، آزادی احزاب و خیلی از آزادیهای دیگه که جزو حقوق ما هستند، نه لطف.
داخلی ها، وقتی شما نبودید، یاسمین انصاری آمریکایی ایرانی تبار مدافع نام"خلیج فارس"و معترض به قتل کودکان مینابی شده بود، برای استیضاح ترامپ تلاش میکرد اما رضا پهلوی ایرانگرا لال. وقتی ترامپ تمدن ایرانی را به نابودی تهدید کرد، مدعیان ایرانگرایی سکوت، "چپهای بی وطن"سراسر از اعتراض.
امروز در مشهد
محمدرضا میری کارگر ۲۱ ساله
و مهدی رسولی کارگر ۲۵ ساله
بچه های انقلاب دی ماه
را به دار آویخته اند!
دادگاه انقلاب خانواده هایشان را فریب داده بود که حرف نزنند
گفته بود پرونده در کمیسیون عفو است.
اما امروز ساعت ده صبح دعوتشان کردند به گورستان.
به دیدار بچه هایشان.
قضات شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد وشعبه ۹ دیوان عالی کشور!
دستهایتان بدجوری به خون آلوده است
انتظارتان دیری نمی پاید!
این روایت را دوستی برایم فرستاده…روایت یکی از هزاران جانباخته ای که در رنج زندگی کردند و بی صدا و در سکوت کشته شدند. بی آنکه راوی و یا تصویری برای ثبت چهره و نامشان داشته باشند.
سه جمله با آقای @PahlaviReza
1. هیچکس «پادشاهی نخواهی» شما را باور نمیکند. یا شهامت داشته باشید و همین را بگویید یا شهامت بزرگتری داشته باشید و آنرا رد کنید (راهش را میدانید). این نقش رهبری و پدری و فراحزبی در بازار سیاسی امروز ایران خریدار ندارد.
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه الزهرا
دانشجویان شعار میدهند۳
«آزادی، آزادی، آزادی
کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل رو ستایش کنیم
امسال سال خونه سیدعلی سرنگونه»
دوشنبه، ۴ اسفند ۱۴۰۴
سرکوبگران امروز به تجمع مسالمت امیز دانشجویان #دانشگاه_شریف حمله کردند. آیا اینها هم تروریست یا اشرار هستند؟
وزارت علوم و دولت پاسخ گو باشد. به جای تبلیغات و فرافکنی های رسانهای پر خرج و بی مصرف برای ملت، حق اعتراض شهروندان را در عمل تضمین کنید تا شریک جنایت جدیدی نشوید.
#جبهه_نجات_ایران
#پاينده_ایران
یونیسف، نهاد سازمان ملل که مسئولیت حمایت از حقوق و امنیت کودکان را بر عهده دارد، در قبال کشته شدن دستکم ٢٣۵ کودک و دانشآموز در سرکوب اعتراضات دیماه ایران با گلولههای مأموران رژیم فقط دو موضعگیری رسمی داشته؛ ۲۱ دی ماه صرفاً «ابراز نگرانی» کرد از گزارشها دربارهی کشته و زخمی شدن کودکان در جریان اعتراضات، پس از آن حدود ۴۰ روز سکوت محض، و امروز ۳۰ بهمن زحمت کشید در بیانیهای دیگر، بدون کوچکترین اشاره به کشتهشدن کودکان، فقط از جمهوری اسلامی خواست کودکان بازداشتشده را آزاد کند. نظام بینالملل به همین اندازه زشت است و ناگوار!
#نیمکتهای_خالی #کلاسهای_بی_معلم
جمهوری اسلامی که مدرسه رو به پایگاه تولید شهروند مطیع تبدیل کرده بود، پس از شکست پروژه، بچه مدرسهایها رو هدف گلوله قرار داد.
#نمیکتهای_خالی#کلاسهای_بی_معلم