یه معذرت خواهی به تمام کسایی که، بهشون اهمیت دادیم،با جون و دل براشون وقت گذاشتیم، پای حرفا و دردودلاشون نشستیم، دروغاشونو فهمیدیم اما به روشون نیاوردیم، بداخلاقیاشونو تحمل کردیم، با نبودناشون ساختیم،اما ذره ای لایقش نبودن بدهکاریم.
شما آشغالی بیش نبودی و ما آدم حسابت کردیم!
من به تک تک رفتارا فکر میکنم، به جزئیترین نگاهها، به لحنها و حرفها فکر میکنم. به احساسات پشت کلمات فکر میکنم، به خصوصیات آدما فکر میکنم، من حواسم به همه چیز هست و دقیقا غم انگیزترین قسمت زندگیم همینجاست؛ من خیلی فکر میکنم!
ساعت ۸شب روز سه شنبه مکان(حوالی میدان بهارستان) داشتم با تلفن حرف میزدم و وارد کوچه شدم همون حین دیدم یه موتوری داره از سمت جلو میاد؛ دستشو آوورد سمت پایین نافم (محل شرمگاهی) و داد زد: جوووون!!! همه اینا شاید در صدم ثانیه اتفاق افتاد و من فقط تونستم فحش بدم!! لازم به ذکره که