در یادگیری و کشف هایم تنها و خام دستانه و مصمم بودم؛ چنان که هستم. خیلی بیتجرگی و کوتاهی کردم و بیشتر مواقع کند ذهن میشدم و ربطش میدادم به بیماری های ارثی و ژنتیکی خندهآور.
اکنون لحظات جانبهسر شدنم و خیالات موحش و تنگحوصلگیهای دل آزار و نفرتزدهام بیشمار شدند.
نمیتوانم دختر و پسران آراسته و خوش سیما و زنده را ببینم که جان میکنند برای لحظه ای کَنده شدن از ملال زندگی و رفته رفته دستی دستی خودشان را به باد میدهند.
درسته که زندگی پر از بدبیاریست، اما شمایان هنوز لبخند زیبایی دارید و رقص های مختلفی بلدید. نفرتی که با غرور به مردم میپرانیم، عشق های شهوتآلودی که بهشان میخندیم، اینهارا باید خیلی جدی گرفت. من هم چندان درگیر روابط عاشقانهی به ظاهر موجه و موقر بودم.
نوجوانان هفده ساله ای میبینم که پشتهم سیگار میکشند و دنیا هر صبح با صدای سرفهی آنها بیدار میشود. این چیزها روزم را خراب میکند. زیبایی و ضرافتی که در همین سن دارند را با کمال وقاحت به کثافت و نومیدی میکشانند.
درسته که زندگی پر از بدبیاریست، اما شمایان هنوز لبخند زیبایی دارید و رقص های مختلفی بلدید. نفرتی که با غرور به مردم میپرانیم، عشق های شهوتآلودی که بهشان میخندیم، اینهارا باید خیلی جدی گرفت. من هم چندان درگیر روابط عاشقانهی به ظاهر موجه و موقر بودم.
نوجوانان هفده ساله ای میبینم که پشتهم سیگار میکشند و دنیا هر صبح با صدای سرفهی آنها بیدار میشود. این چیزها روزم را خراب میکند. زیبایی و ضرافتی که در همین سن دارند را با کمال وقاحت به کثافت و نومیدی میکشانند.
نمیشود این مردمی را که اینقدر کورکورانه یک چیز را صلاحیت میدهند قانع کرد، اینها همانهایی هستند که دو کلام حرف حق بزنی از دولوله دماغشان خون سرازیر، و همنشینی با مارا حرام، ذاتت را نجس و قتلت را واجب میدانند.
۰۴/۱۲/۱۷
دنیز
من کاری به سیاست ندارم ولی آدم عاقل باید کلهاش بازتر از اینها باشد. راه صد ساله را نمیشود یک تِیک رفت و عر و عوری کرد که من بزرگمنش هستم. هرچند آزادی محدود است اما همیشه راه و چاره ای هست، آدم انتخاب دارد. ۱/