زندگی اینقد بیوفاست که ممکنه یه روز بگی برم ببینم این نقطههه چیه تو لبم
و جوابش ملانوم باشه و همه برنامههای آیندهتو تحت تاثیر قرار بده!
حرص چی رو میخوریم ما ؟!
دیشب یه اسنپ گرفتم
از این جوجهها که پایینش نوشته "آروم برون" آویزون بود به آینهش
بعد به قول ترکا اشّح کیمین* میروند دل و روده من قاطی پاتی شد
*اشح کیمین: به مانند خر
بلانسبت!
به پدر بیمارمون(پسر ۱۵ساله) زنگ زدیم نوبتشو یادآوری کنیم
دیروز گفت خبر میدم
امروز میگه از دیشب هرچی زنگ میزنم جواب نمیده حالا هروقت جواب داد میگم بهتون خبر بده!
به عنوان یه خاورمیانهایِ همیشه در بحران یه مقدار زیادی ریلکس بود به نظرم!🤷🏻♀️
ما هم با شوخی خودمونو سر پا نگه داشتیم
وقتی سر مزار طوفان شد گردوخاک بلند شد میگفتیم داره میگه برید حوصلهتونو ندارم خیلی شلوغ میکنین
یا وقتی یکی از بچههای فامیل میگفت گیتارمو بیارم برا دادا بخونم میگفتیم الان پا میشه سنگو میزنه زیر بغلش در میره
و همه خندههامون با بغض بود
بعد دوست احمق من مامانش مرده بود سر سفره(بعد کلی گریه و غش و اینا) تهدیگشو دوست دیگم برداشت، خود عزادارش گفت نخور بیشعور حق یتیم خوردن نداره=")))))))))))) واقعا ته دارک هیومر بود
همه باهم عقل درست حسابی نداریم