آدما رو از ازدواج نترسونید.
خب اونم یه قسمت از زندگیه دیگه قرارنیست همیشه گل و بلبل باشه ولی کلا دیدت به زندگی مثبت باشه گل و بلبلی خیلی بیشتره
بنظرم مشکلاتش میارزه به قشنگیاش.
این عکسم میزارم یادم باشه وسط بگایی ترین روزهای ۱۸ امین سال زندگی مشترک،زندگی هنوز میتونه قشنگ باشه.
زودتر انجام شدن جمع آوری نداشته و عملا این موضوع مربوط به موجر خواهد بود.
تمامی تلفن های ایران قراره بره روی حالت سیپفون و تماس از طریق فیبر انجام خواهد شد.یه دیجیتال به آنالوگ و دوباره تبدیل آنالوگ به دیجیتال احمقانه.
صرفا برای دور ننداخته سیمکشی قدیمی و تلفن های داخل خونه ها .
اگر تو قرارداد نوشته باشه تلفن هم روی خونه به مستاجر تحویل داده شد مستاجر باید قبض رو پرداخت کنه.اگر جمع آوری تلفن به دلیل عدم پرداخت قبض بوده پای مستاجر
اما اگر جمع آوری بعلت جمع آوری خطوط مسی بوده که سیاست کلی مخابرات هست طبق قراردادی که با تمام پیمانکاران فیبر نوری
دوستان ما از تلفن ثابت اصلا استفاده نمیکردیم گویا مخابرات اومده جمعش کرده ۱ سال پیش. الان صابحخونه قفلی زده من خطمو میخوام. چیکار میشه کرد واسه این داستان؟
بستن مستاجر اصلا دخل و تصرفی نداره تو اجرای این مساله.طبق توافق و سیاست مخابرات تمامی خطوط مسی جمع آوری خواهد شد دیر یازود و اون مس برداشتی هم بعنوان بخشی از پرداختی شرکت مخابرات به پیمانکار زیرساخت فیبر نوری از قبل معامله شده.با این مساله مستاجر هیچگونه مسئولیتی در قبال
تو بوشهر دانشجو بودیم یه ترم ۷ نفر یه خونه گرفته بودیم و هر روز هرکسی دوست دخترشو میآورد تویه اتاق خاص و بعد میرفتن بیرون.یکی بود طول یه ترم دروغ نگم ۱۳ ۱۴ تا دختر مختلف آورد.هربارم از اتاق میومد بیرون میگفت کص کصه و همشون یه مزه هست الکی دنبال تنوع نباشید :))))
زن حسن یه بار جلوش میگوزه، حسن هم غیرتی میشه و میگه فقط طلاق!
زنه میگه چه کنم؟ آخرش میره پیش مادرشوهرش که چارهسازی کنه. مادر حسن هم زنای همسایه رو جمع میکنه دم در به سبزی پاک کردن و بهشون خط میده.
حسن میاد رد بشه، مادرش بلند میگه: «شنیدید زن حسن گوزیده؟»
زنا هم همصدا میگن: «بابا همه زنا همینن!»
حسن هم تا اینو میشنوه، خیالش راحت میشه که سراغ هرزن دیگهای بره اونم میگوزه و بیخیال طلاق میشه و برمیگرده سر زندگیش. 😂
میدونم بهار منظورش خیلی عمیقتر بود ولی خوب یادم افتاد 😅
خلاصه که هروقت از دست همسرتون ناراحت شدید یادتون بیافته که همه همسرها با کم و زیاد همینن.
البته این شامل همسر آزارگر نمیشه
راننده تاکسی شماره کارتشو حفظ نبود، منم پول نقد نداشتم، یه خانوم چادری که کنارم نشسته بود گفت «عزیزم من حساب میکنم، تو یه فاتحه واسه پدرم بخون و از فردا یه ذره حجابتو رعایت کن»
راننده گفت «عاووو مار، هن ۱۵ تومونو وسی؟»
=)))))
همسر گلایه فرمودن چرا هیچ جا نمیریم حوصلم سر رفت تو خونه پرسیدم!
من همین صحبتش رو در کنار لوکیشن استوری های اینستاش ۳ ماه اخیر پرینت بگیرم بهم تو هر کشوری پناهندگی میدن با حقوق بازنشستگی :))))
من تو عنفوان جوانی بخاطر گیر بودن خانواده اسم دخترا رو همینجوری سیو میکردم :)))
گوشیم قفل نداشت.
بعد یه روز با دوست دخترم پیتزا حاتم نشسته بودیم لقمه های آخر پیتزا رو میخوردیم که ایرج گچ کار پیام داد امشب مامان اینا دارن میرن تهران منم تنهام میترسم.
هیچی دیگه شد دیت آخرمون :))
چند سال پیش پارتنری داشتم که خودش تلگرامش رو روی گوشی من سیو کرد و کانتکت هاشم سینک کرد و منم هیچوقت سعی نکردم تمام کانتکت هاش رو چک کنم(حدودهزارتا هست) و بله امروز بعد چهارسال خانوم جوشکار به تلگرام پیوست🤣🗿🙏🏻