@sarahilkhani من خیلی میفهمم که چی میگی منم تقریبا ۶ ماهه که مهاجرت کردم و دیگه دارم نمیتونم :)) افسردگی سگی داره منو میگاد و نمیتونم حتی زبان بخونم . این وسط یه سری جاکش پیدا میشن که تحقیرت میکنن تا خودشونو ببرن بالا … من بیشعور هم روم تاثیر میذاره به جای اینکه برینم بهش به خودم میرینم
جدیدا اینستارو باز میکنم میبینم همه کسایی که هم سنم بودن و میشناسمشون یا ازدواج کردن یا بچه دار شدن یا کسب و کار خودشونو راه انداختن یا … فقط منم این وسط هر گوهی میخورم به هیچ جا نمیرسم
الان میفهمم چقدر دلتنگ چلوندن و بوسیدن هاپوی کوچولومم …
یعنی میخوام بگم وجودم پر از استرس ، تنش ، نگرانی ، غم و هرچیز بد دیگه که وجود داره هست …
و همشون از کنترلم خارجه
من اون کسی بودم که وقتی میدیدم یکی خارج از ایرانه توییت چسناله و دلتنگی میذاره ، دلم میخواست برینم بهش … میخواستم بهش بگم اخه تو دیگه چرا ؟ تو چه غم و غصه ای باید داشته باشی ؟ تو که رفتی راحت شدی … میخوام بگم تو چند ماهی که مهاجرت کردم حالم داره بد و بدتر میشه (۱)
الان میفهمم اون دلتنگی و استرسی که ازش حرف میزدن چی بود … الان میفهمم اینکه نه شغلم معلومه نه آیندم چه حسی داره … الان میفهمم چقدر دلم واسه بابا مامان تنگ شده (۲)