تو مسیر برگشت فقط یه جا آروم گفت:
نگران نباش
اگه نرسیم یعنی قرار نبوده بریم
دوست داشتم آب بشم برم تو زمین فهمیدم آدم امن کسیه که
بهونه داره
ولی تلافی نمیکنه
اشتباهتو میبینه
ولی سرزنش نمیکنه
رفتم دکتر گفتم لطفا برام استعلاجی هم بنویسد
تو شرح حال گرفتن فهمید پیش عموم کار میکنم
یه نگاه کرد و گفت: بیا دو روز برات ��نویسم؛ آدمیزاد از خودی بیشتر میخوره🙂
هیچی به اندازه ازدواج کردن آدما هم سن و سالم خوشحالم نمیکنه🥹
هم اونا رفتن پی عشق و عاشقی
هم من دوباره باور میکنم هنوز هم آدمایی وجود دارن که از منم کصخلتر باشن
@_Kimiya_H واقعا یه انفجار احساسیه با این که ما حتی همو نبوسیدیم و فقط لبامون بهم خورد هنوز حسش یادمه: سرم نبض میزد انگار دنیا متوقف شده بود؛ وقتی رد رژ قرمزمو ک��ار لبش دیدم دلم خالی شد حتی تا فرداش مثل کسایی که مستی ��ز سرشون نپریده در هر حالتی لبخند میزدم و کلا تو این دنیا نبودم
یه بار داشتم با یه آدم زبون نفهم و بیادب بحث میکردم؛ دوستم دستم رو کشید و گفت: آدما رو مامانشون باید ادب کنه
مگه تو مامانشی که داری سعی میکنی ادب�� کنی؟ ولش کن برو بابا
از اون به بعد شد این قانون زندگیم