با واژهی «ژنرال» در فرم دولتی و معاصرش، خواه پیت هگست یا هر نمونه آپاراتوس دولتی دیگه، همزمان تصویر سکانس تکگویی کریس واکن دربارهی ساعت زرین پاپاها تداعی میشه؛ تصویرِ واژه کمیک و دود میشه.
نزد دلوزگتاری شناخت پاپکالچر هم نوعی ریزومشناسیه.
+
oedipal monopolibido
&
Sin City
Christopher Walken’s ‘Watch’ scene in ‘Pulp Fiction’ still stands tall as one of the great monologues & acting performances of the 90’s.
Stunning stuff.
@mazandaraniran2 نمونههای بیشتری از مسکوکات بازمانده از همین دودمان در نشانی زیر.
+ نمونهای از دینار شهریار پورِ کارِن (ضرب ۱۱۱۰ میلادی) که یحتمل منظور همان شهریار چهارم (۱۰۷۴-۱۱۱۴ میلادی) باشد؛ https://t.co/aGO2ZbjuMq
نفت؛ جسدِ سیاهِ خورشید؛ سایهی هستیِ سیاه، در کار «تکهپارهکردنِ تدریجی» جوامع.
ابلیس، نور سیاه | پیتر لمبرن ویلسن (حکیم بِی)
سهروردی و خلاء نورانی + آفریدههای تکمعنا | یوجین تَکِر
نور هرمنوتیکی چیست؟ | الکساندر گَلُوِی
و چند کار دیگر در «زمینتاریخ»؛
https://t.co/FkxxZxpwnC
night ad infinitum?
یوجین تکر دو شب را در بلانشو تشخیص داده؛
شبِ دوگانگیها (گرگومیش/سپیدهدمان)؛
و شبِ ناپدیدیِ همهچیز یا شب نفیِ محض، شبـخارج، محرومیت محض، نوعی تاریکی ورای تاریکی سلبی، ضدنور.
سنخ شب فروغ "ظاهرن" دومیست اما او هنوز مینگرد!
هنوز مردمی خوشبخت وجود دارند؟!
یک از دیگری هست شد. چون چراغ از چراغ. چراغ کز چراغ گیرد از آن چراغ کم نشود، دیگری را نیز بیفزایاند. بدین آیین، او امشاسپندان را یک از دیگر در مینو آفرید.
جاماسپی
نخستین برِ شیدِ شیدان یکی است، و او شیدِ نزدیکتر و شید بزرگ بُوَد، که پارهای پهلویان وی را بهمن نامیدهاند.
سهروردی
Thread: Deities & Divinities in Iranian, #Zoroastrian Pantheon
From beginning, religious art of Iranian people, in particular those of western Iran, has demonstrated significant aniconic trends (Shenkar, 2014)
But we still have enough that has not been properly discussed
⤵️
نزد نیچه باید از سنخ نیرومندـاستثناء رویاروی گلهوارگی دفاع کرد اما سنخ غوغاگر/نمایشگر مگستاراندنِ «زرتشت»ِ نیچه رو هم وارون و غصب کرده.
وسط «بازار رسانه» خودشو مگسی فرض نکرده ک با تنگنظری و مطلقخواهی بر اعصاب دادخواهان راه میره!
«بر ما مگوزیدی» ک هدایت به سنخ رجاله نسبت داد.
با پذیرش آنیِ ضرورتِ بازگشت درمقام قانونی جهانگستر خودِ بالفعلِ کنونیام را فعلیتزدایی میکنم تا خودم را در همهی ديگر خودهايی که کل رشتهشان بايد درنوردیده شود بخواهم، تا در تطابق با حرکت دُوری در لحظهی کشف قانون بازگشت ابدی دوباره آن شوم که هستم.
ـ کلسفسکی
- نامهی محرمانهی استالین به لنین دربارهی ایران [آوتیس سلطانزاده، عمواوغلی، کوچک جنگلی، احسان دوستدار] ـ ۱۶ نوامبر ۱۹۲۰
- اسناد عراق دربارهی سازماندهی عربهای ایرانی در اهواز ـ مارس ۱۹۷۹
_ شبدیز، اسب خسروپرویز، در روایتهای حموی و ناصحالدین ارگانی
در
https://t.co/FkxxZxpwnC
دو سند بایگانی ویلسن؛ ۱۹۴۶ و ۱۹۵۱؛ چندی پس از ماجرای مهاباد.
هدایت کردهای سوری و عراقی در مسیر خودمختاری از سوی عوامل شوروی کمونیستی.
باکوی شوروی محل دیدار کردان و چاپ نشریات تبلیغی کردی.
مامور کاگب: جمعیتتون از مارونیها و یهودیا بیشتره، چرا مثل اونها دنبال دولت مستقل نیستین؟!
دو سند بایگانی ویلسن؛ ۱۹۴۶ و ۱۹۵۱؛ چندی پس از ماجرای مهاباد.
هدایت کردهای سوری و عراقی در مسیر خودمختاری از سوی عوامل شوروی کمونیستی.
باکوی شوروی محل دیدار کردان و چاپ نشریات تبلیغی کردی.
مامور کاگب: جمعیتتون از مارونیها و یهودیا بیشتره، چرا مثل اونها دنبال دولت مستقل نیستین؟!
چند سند از بایگانی ویلسن:
از «گفتگوی استالین و شهدخت اشرف پهلوی» تا اسنادی محرمانه از افغانستان (ببرک کارمل، نورمحمد ترهکی، احمدشاه مسعود و...)؛ میدان بازی پاکستان، چین و شوروی، آمریکا و عربستان.
درسهای ویرانگر و تلخ تاریخ؛ آموزنده برای امروزِ ما.
نشانی:
https://t.co/FkxxZxpwnC
چند سند از بایگانی ویلسن:
از «گفتگوی استالین و شهدخت اشرف پهلوی» تا اسنادی محرمانه از افغانستان (ببرک کارمل، نورمحمد ترهکی، احمدشاه مسعود و...)؛ میدان بازی پاکستان، چین و شوروی، آمریکا و عربستان.
درسهای ویرانگر و تلخ تاریخ؛ آموزنده برای امروزِ ما.
نشانی:
https://t.co/FkxxZxpwnC
هژبران به دشت و گوزنان به کوه
شده غرق در خون گروها گروه
چنان بود بانو بر اسب سیاه
که در تیرگان شب فروزند ماه
- فرامرزنامه، کمابیش ۵ ه.
+
تکوک اسبسان پارتی [اشکانی]، نه از باستانخانه یا دیرینکدهای در اشکآباد ترکمنستان، که در یادگاهی در نیویورک.
نشانی:
https://t.co/FQLxEe6sSr
۱/ آینهی مفرغین ساسانی، با نقش شاه چیره بر سه شیر.
۳۰۰-۷۰۰ میلادی.
بلندا: ۱۱.۷ سانتیمتر
نشانی:
https://t.co/7q45ZwwApe
۲/ پلاک لگام یا دهنهبند لرستان، با نقش پهلوان در کار مهار جانوران گربهسان.
حدود ۷۰۰ پیش از میلاد
بلندا: ۱۱ سانتیمتر
در لوور:
https://t.co/Nxev83RMRG
لرستان
۱- سفالینه با نقش چرخ، ۷۰۰/۸۰۰ پیش از میلاد
۲- تندیسک مفرغینِ کشتیگیران بر سرتبر، بیش از ۲۰۰۰ پیش از میلاد (یحتمل فقط به فکر باشگاههای کشتی غیرایرانی میرسه که ازش ویدئو و انیمیشن و تبلیغات تصویری بسازن، چیزی شبیه کاری که النصر با برخی نشانگانِ فیلم کیارستمی کرد.)
@BehdinEran@HemdadArwandi 'Autonomy under the Iranian flag' keeps resurfacing across decades: Qazi Muhammed (1946), Ezeddin Hosseini (1979), & strands of today’s Kurdish party politics. Different actors, same structural demand: self-rule within Iran.
Ezeddin & Soviet syndrome: https://t.co/Z6xybFyt6y
دریغا که برخی دوستان فرهیختهی مشروطهخواه خامدل و جوگیرن! عزیزان، به جای انگزدن به گفتمانهای غیرراست و فحشدادن به اندیشمندان چپ، از داشتههاشون بیاموزید. ژنرال اسرائیلی شیمون ناوه [Shimon Naveh] به شاگرداش دلوز-گتاری، گی دبور، بنیامین، باتای، ویریلیو و اسپیواک درس میده.
گتاری گونهی ترامپ رو در ۱۹۸۹ نقد کرد. ناشناخته بود در ایران. حالا بش میگن: املاکی و...!
اگه اینا رو دو سال پیش به برخی دوستان میگفتی و اعتماد خامدلانه رو نقد میکردی حمل بر فلان میکردن! بر سبیل فوکو فلانه، مطالعات فرهنگی فلانه! آموختن هم فلانه؟
+بدون محدودیت سرعت (بان، ۱۴۰۰)
گتاری گونهی ترامپ رو در ۱۹۸۹ نقد کرد. ناشناخته بود در ایران. حالا بش میگن: املاکی و...!
اگه اینا رو دو سال پیش به برخی دوستان میگفتی و اعتماد خامدلانه رو نقد میکردی حمل بر فلان میکردن! بر سبیل فوکو فلانه، مطالعات فرهنگی فلانه! آموختن هم فلانه؟
+بدون محدودیت سرعت (بان، ۱۴۰۰)
نه پای آنکه ز دست زمانه بگریزم
نه دست آنکه در این رنج پای بفشارم
نه حرفتی که بدان نعمتی به دست آرم
نه غمخوری که خورد پیش تخت تیمارم
گهی به کنجی اندر بمانده چون مورم
گهی به غاری اندر خزیده چون مارم
گهی به اجرت خانه گرو بود کفشم
گهی به نان شبانه به رهن دستارم
[...]
ای انوری بیچاره
«میچمد از پلمی خوک به لَم
برنمیخیزد یک تن به جز او
که به کارست و نه کارست تمام.»
نیما میگه «خوک»، نه «خی».
-
کار شبپا نه هنوز است تمام لیک کارِ خیها و دیگر جانوران طبیعت نیز، و اصلن به همین خاطر شوپه را پایانی نیست؛ خی و شب.
باری، بهراستی «کار هر چیز تمامست بریدهست دوام.»
در نبودِ خورشيد، بلد باش پخته شوی در يخ.
در رويای نگارههای نخستينهام، رؤياهايی که ديگرانی، در موقعيّتهايی ديگر، در زمانهایی دیگر و جاهایی دیگر، در تَنهايی گوناگون به ويژه... توانستهاند ببينند.
ـ هانری میشو، ترجمه محمود مسعودی
+ نقش سکایی
برگی از «رزمنامه»
برگرفته از «مهابهاراتا»
هندِ گورکانی؛ پس از روزگار اکبرشاه
با نوشتهای به فارسی؛ نزدیک میآمدهاند چارچار و پنجپنج ارابه را با سوارانش به یک گرز بسیاری از فیلان کشته شدندو...
https://t.co/oYFLjSX5sR
«آئین پارسی»، سخن رهام اشه دربارهی نوزایش عصر اکبرشاه⬇️
اثر آراکاوا و گینز ظرفیتهای تاثیری خشکباغ کهن ریوآنجی، ادراک حسیـفضایی ما از ریوآنجی، و نسبتِ بدن، خاطره و قلمرو را میخماند؛ روزنی برای تاکردن توانهای زیباشناختی، تاثیری و ادراکیِ زمینفرهنگ ایران، و تاگشاییِ منظری نو از تصویرـاندیشهی کلاسیکش.
+ «آئین پارسی»، رهام اشه⬇️
«سنگ دوم باید سفیدرنگ باشد و چون بسابندش آب سیهرنگ از آن برآید. خواص بسیار دارد؛ نگهداریاش در خانه حافظ نیکبختی است؛ چشم بد اثر نکند... نام این سنگ خودفرخنده (فرخنده به ذات)* است»
xuti farnxuntak
ـ بندی از طومار سُغدیِ «طلسم باران»؛ شرح نُه سنخ جادوسنگ؛ زندهیاد بدرالزمان قریب