سمانه !
یه روز که نیکا از خونه راه افتاد و تو ون بستنی میهن بارها مورد تعرض جنسی قرار گرفت و اعضای بدنش رو تخلیه کردن و بعد از ۸ روز به خانواده تحویل داده شد ، حتی جنازه ش هم دزدیده شد ، بنظرت همه راه هارو رفته بود؟
#نیکا_شاکرمی#IranMassacre#KingRezaPahlavi
اینقدر رذل و جانی بودید که اگر قرار بود عکسها رو با کد پیکرها روی السیدی پخش کنید
پس چرا گذاشتید ما بین پیکرها سرگردون بشیم؟
چرا اجازه دادید یکییکی کاورهای مشکی رو باز کنیم؟
چرا گذاشتید خودمون پیکرها رو دوباره به کانتینرهای حمل پیکر منتقل کنیم؟
مگه ما چقدر توان داشتیم که این همه رنج رو به دوش بکشیم؟
چرا اینقدر عذابمون دادید؟
درد اون لحظهای که با دستهای لرزون، دنبال احمد جانم بین پیکرها میگشتم، هنوز از تنم بیرون نرفته. هر روز دردناک تر میشه.
برای برادرم
#احمد_خسروانی
#IranMassacre2026
«جاویدنام ترانه موسوی»
ترانه موسوی متولد ۱۳۶۵ یک کنشگر سیاسی نبود؛ او شهروندی عادی از طبقه متوسط بود که در روز ۷ تیر ۱۳۸۸ تنها به جرم داشتن نمادهای جنبش سبز (مانتو و شال سبز رنگ) توسط حرامزادگان جمهوریاسلامی با رفتاری وحشیانه محاصره و ربوده شد. او صرفاً برای شرکت در کلاس آرایشگری و دیدار با یکی از دوستانش در حوالی مسجد قبا و خیابان میرداماد تردد میکرد؛ لحظهای تلخ که دوستش از فاصله دور شاهد آن بود و به زور سوار کردن ترانه به یک ون امنیتی را به چشم دید.
ترانه دختری زیبا، خوشاندام، شیکپوش و با چشمانی سبز بود. در ساختار روانی نیروهای شبهنظامی ج.ا، چنین نمادهایی از سبک زندگی مدرن به عنوان «دیگریِ مستحق مجازات» هدف انتقامجویی و تخلیه عقدههای سرکوبشده ایدئولوژیک و جنسی قرار میگیرد.
بر اساس شهادت همبندیهای او که به بازداشتگاهی در اطراف نوبنیاد و سپس بازداشتگاه مخفی خیابان سئول(تحت فرماندهی مستقیم حسین طائب) منتقل شده بودند، ترانه در آنجا مدام گریه میکرد و میگفت فقط برای رفتن به کلاس آرایشگری آنجا بوده است. اما مأموران لباسشخصی که به خاطر زیبایی و ظاهر او کینه به دل گرفته بودند، بازجوییاش را از همه بیشتر طول میدادند، در آنجا، فردی به نام «ناصر آسیابانی» (از اعضای فعال بسیج) به عنوان متهم ردیف اول تجاوز میدانی او را از بقیه جدا کرد و حتی اجازه ندادند تماسی با مادرش بگیرد.
"در آن مقَر، او تحت وحشیانهترین شکنجهها و تجاوز گروهی مکرر قرار گرفت؛ شدت این توحش به حدی بود که منجر به جراحات هولناک و پارگی شدید مقعد و رحم او شد."
وقتی نیروهای امنیتی برای سرپوش گذاشتن بر این توحش، او را با ادعای دروغین تصادف رانندگی به بیمارستان بردند، پزشکان متوجه شدند که علت جراحات نه سانحه، بلکه تجاوز گروهی و وحشیانه جنسی است. مأموران که از فاش شدن حقیقت به وحشت افتاده بودند، پیکر «نیمهجان و بیهوش» ترانه را با اعمال قدرت و زور از بیمارستان خارج و به پرسنل دستور اکید دادند که سکوت مرگبار پیشه کنند. اندکی بعد، جسد به شدت سوخته او در بیابانهای اطراف قزوین پیدا شد.
آنها ترانه را نیمهجان از بیمارستان ربودند و برای از بین بردن تمام مدارک پزشکی قانونی مربوط به تجاوز گروهی وحشیانه، پیکر نیمه جان او را که هنوز نفس میکشید زندهزنده به آتش کشیدند تا حقیقت را خاکستر کنند.
سوزاندن جسد در این پرونده، دارای دو کارکرد استراتژیک برای ج.ا بود: نخست، امحای کامل شواهد پزشکی قانونی که میتوانست تجاوز گروهی و شکنجهها را در محاکم بینالمللی اثبات کند؛ و دوم، ارسال پیامی رعبآور به جامعه و سایر معترضان.
بلافاصله پس از این جنایت، خانواده وی تحت شدیدترین محاصره و تهدیدهای امنیتی قرار گرفتند تا از برگزاری مراسم تشییع و مصاحبه با رسانهها خودداری کنند. "شدت این فشارهای روانی به حدی بود که پدر او، کمتر از دو هفته پس از کشف جسد دخترش، جان خود را از دست داد."
"سناریوی شرمآور ۲۰:۳۰ و معماری دروغ"
گستردگی این جنایت پایههای مشروعیت حکومت را به لرزه درآورد. در اینجا بود که «حسین طائب مادرجنده»، معمار اصلی این جنایت هولناک، برای فرار از رسوایی دست به کار شد و با استفاده از آنتن زنده صداوسیما در بخش خبری ۲۰:۳۰، یکی از کثیفترین پروژههای دروغپراکنی ج.ا را اجرا کرد.
صداسیما با آوردن فردی که او را «کارشناس ثبت احوال» معرفی کرد، مدعی شد در کل ایران تنها «سه نفر» با نام ترانه موسوی وجود دارند: یک کودک ۲ ساله، یک زن ۴۰ ساله و یک زن متولد ۶۳ ساکن پاریس. سپس خانوادهای را جلوی دوربین آوردند که ادعا کردند ترانه دختر آنهاست، در ونکوور کانادا زندگی میکند و کاملاً سالم است!
اما این دروغِ سیستماتیک خیلی زود متلاشی شد:
۱. مهدی کروبی افشا کرد که کارگردان آن نمایشِ تلویزیونی حسین طائب بوده و خانوادهای که جلوی دوربین آورده، خانواده «سید حسین شاهمرادی»(باجناق حسین طائب) بودهاند!
۲. ادعای وجود «تنها ۳ ترانه موسوی» توهین به شعور جامعه بود، چون نام خانوادگی «موسوی» سومین فامیلی پرتکرار در ایران است. بلافاصله روزنامهنگاران اسناد ترانه موسویهای متعددی را در ایران منتشر کردند. دختری به نام ترانه موسوی وجود داشت که نوازنده ساز بود و دقیقاً در همان روز در تالار وحدت تهران برنامه اجرا میکرد! یا ترانه موسوی دیگری که مدیر یک آموزشگاه در گرگان بود.
در بستر تاریخی دکترین امنیتی جمهوری اسلامی استفاده از تجاوز جنسی و خشونت وحشیانه در بازداشتگاههای ایران، هرگز یک تخلف موردی یا خطای پرسنلی نبوده، بلکه سلاحی سیستماتیک برای فروپاشی روانی مخالفان و خرد کردن کرامت انسانی برای درهمشکستن مقاومت آنهاست.
آهنگ "وقتی خدا خوابه" توسط شاهین نجفی برای ترانه♡ خوانده شده است
#بایگانی_جنایات
به مناسبت تاسوعا یادی کنیم از :
فاجعه سینما رکس آبادان ، اعدام های خلخالی ، قتل های زنجیره ای ، تظاهرات قزوین سال ۷۳ ، تظاهرات مشهد سال ۷۱ ، زندانی کردن کودکان زیر ۱۸ سال در سال ۶۷ ، گور های دسته جمعی ، سرکوب تظاهرات کوی دانشگاه.
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی#جاويدشاه#KingRezaPahlavi