نباید تو دنیایی که: “چایی سبز بعد از جوشوندن زرده و چایی سیاه قرمز، ۷ تیر ۶ تا تیر داره، کولر گازی با برق کار میکنه و اَره برقی با بنزین، خواجه کرمانی شیرازیه و صائب تبریزی اصفهانیه و ستار همدانی تبریزی، ۳ تفنگ دار ۴ نفرن، عطاری ها عطر ندارن و قهوه خونه ها قهوه نمیفروشن،
بزرگسالی اینجوریه که دیگه فرصتی برای تو تختت موندن و ابراز ناراحتیت و گریه کردن نداری؛ چون باید بری سرکار، باید بری دانشگاه، باید ظرفارو بشوری، لباساتو بشوری، خونه رو تمیز کنی، خریدای خونه رو انجام بدی، آشغالارو ببری سر کوچه، قبضارو پرداخت کنی، قرض و بدهیاتو صاف کنی و ادامه بدی.
شاید چون “طلسم جذب ثروت” رو کامنت نکردم تا زیر ۵ ثانیه برام دایرکتش کنه، ثروتی ندارم. شاید چون اون پست رو توی واتساپ برای ۱۵ نفر نفرستادم، بد شانسی میارم. شاید چون “پکیج ادمینی” رو نخریدم، درامد ندارم. شاید چون تو “دورههای ترید” شرکت نکردم، پیشرفت نکردم. ای بابا، ای بابا.
این حسی که حس میکنم آدم مورد علاقم منو تو حریم خصوصیش راه نمیده، از روزمرهش نمیگه، من آدم مورد علاقهش نیستم، آهنگاشو برام نمیفرسته، آهنگایی که میفرستمو گوش نمیده، کارایی که دوست دارمو دیگه انجام نمیده؛ قلبمو مچاله میکنه.
چقدر بهم حال نمیده؛ زندگی، درس، دانشگاه، روزا، شبا، آدمای جدید و قدیم، گیم، آهنگای مورد علاقم، غذاهای مورد علاقم، فعالیت های مورد علاقم، غیبت کردن، تولدم، مناسبت های مختلف، پاساژ گردی، فیلم و سریال، شبکه های اجتماعی، سفر. هیچی حال نمیده، همه چیز تکراری و خسته کننده و غمگینه.
-ن
مختصر و مفید: دلقکای رونالدو فنِ بی ابرو 🤡
۱۴۰ هزار نفر تا این لحظه رفتن دم هتل برای دیدن رونالدو؟ بعد تو این یکسال فلاکت و کشت و کشتار و گرونی و گرسنگی کلا انقدر آدم نیومد بیرون. واقعا هرچی سر این مردم بیاد حقشونه، قصدمم کاملا و خیلی مستقیم توهینه.