@nissancanada Less than a year after financing my new @Nissan, the wheel alignment is off & the steering wheel is crooked. Very disappointed that the local dealer is refusing to look at it under warranty without charging a diagnosis fee. This is unacceptable service. @NissanCanada
بیایید تصور کنیم:
استارمر استعفا نمیده.
استعفا که نمیده، عوضش بیاد مجلس رو هم منحل کنه.
بعد شاه انگلستان بوسیلهی قدرت قانونیای که داره، دستور عزل استارمر رو بده!
اینها شما رو یاد کی انداخت؟
افسانهی مصدق
«مصدق توسط مردم انتخاب نشده بود. قانون اساسی ۱۹۰۶ ایران هیچ تدبیری برای انتخاب مستقیم رئیس دولت پیشبینی نکرده بود. اصل ۴۶ متمم قانون اساسی صراحتاً عزل و نصب نخستوزیر را از اختیارات شاه دانسته بود. مصدق در سال ۱۹۵۱ به این دلیل به قدرت رسید که شاه او را منصوب کرد؛ آن هم پس از ابراز تمایل غیرالزامآور مجلس، با این انتظار که این اشرافزاده ۶۹ ساله با بزرگمنشی این پیشنهاد را رد خواهد کرد. اما در کمال تعجبِ شاه، او پذیرفت.
این دقیقاً همان فرآیندی است که این «افسانه»، آن را به عنوان یک «انتخابات دموکراتیک» میفروشد. هر کسی که مصدق را منتخبِ دموکراتیک مینامد، اگر بخواهد در کلام خود ثبات داشته باشد، باید همین برچسب را برای هر وزیر یا سفیری که توسط سنای ایالات متحده تایید میشود نیز به کار ببرد. اما هیچکس چنین نمیکند.»
نیما شاعری لطیف و آدمی بزرگ بود. این که روشن.
اما برای من، تمام کارهایش و تمام شاهکارهایش به کنار، زیباترین و عمیقترین حرف از احوالش و هر که هست در یک جمله از نامهایست که به عالیه نوشته:
آنجا که مینویسد، «به هر حال بر قلب شاعر چیزهایی میگذرد، که بر قلب دیگران نمیگذرد».
در حالی که داشتم خارچش، خارچش آخرین دانههای چاقاله بادام رو هم شکست میدادم، ی لحظه کل زندگیم از جلوی چشمم رد شد. به این فکر کردم که من اگه همه رو ببخشم، #سیامک رو هیچ وقت نمیبخشم. چون هیچ وقت کاری نکرده که لازم بشه ببخشمش.
#آسیا#آسیا_بیا_اروپا_نرو
اما یاد اینکه پیش از بیرون آمدن از خانه، دست پدر و مادرم را در دست گرفتم و بوسیدم و اینکه پیشانیشان را و رویشان را بوسیدم، من را هنوز گاهی آرام میکند. و خیالم را کمی راحت میکند.
شاید دیگر وقت آن رسیده که از نزدیک به قلب من نگاه کنی. که در آن کوهی پنهان، آرمیده است. تا آنجا که میتوانی تصور کنی خاموش، تا آنجا که میتوانی تصور کنی بی غُل، بی زنجیر. گاه کمر به تمام به عصیان بسته است و گاه مُجیر.
عزیزم، به هر حال کوه بی شعر، کوه ناتمام و آسمان نخراشیده است.
«إن أردت أن تعرفني، فعليك أن تعرف قصتي، فإن قصتي هي التي تحدد من أكون.»
اگر میخواهی مرا بشناسی، بايد داستانم را بدانی. داستان من مشخص میکند من که هستم.
- لاادری؛ فارسیِ فاطمه بهارمست.