وقتی ازم میپرسن چرا هنوز فن ماکانی، انقدر دلیل زیاده و انقدر حرف برای گفتن دارم که نمیدونم از کجا باید شروع کنم. انگار واژه کم میارم در برابر این همه انسانیت، شرافت، غیرت و مهربونی
من بدجوری مغرورم و افتخار میکنم به فنتون بودن :) 🫶
.
.
.
کنسرت خیابانی ماکان در شهر خوی
#خوی
ولی من این روزا حالم یه جوریه که دوست دارم مثه بچگیام برم بغل مامانم
و بهش بگم
مامان بغلم کن
حالم خوب نی من
همش دارم سوخت میدم
چون آدم بده رو خوب دیدم
ما تو صلح بودیم اینا جنگیدن
خوب بودیم اینا بد دیدن
ما تو غم بودیم ولی خندیدن
ولی اینجوری عاشق یکی بودنم عجیبه ها
فکر کن حسی داشته باشی که
هم دلیل حال خوبت باشه هم دلیل حال بدی ها و دلتنگی هات...
ندونی که باید زل بزنی به چشماش و خوشحال باشی که توی اين دنیای مزخرف تونستی آدم خوب خودتو پیدا کنی یا قلبتو برداری و فرار کنی از هرچی وابستگی و عادته :)
ولی این جوری عاشق یکی بودنم عجیبه ها
فکر کن حسی داشته باشی که هم دلیل حال خوبت باشه هم دلیل حال بدی ها و دلتنگی هات
ندونی که باید زل بزنی به چشماش و خوشحال باشی که توی اين دنیای مزخرف تونستی آدم خوب خودتو پیدا کنی یا قبلتو برداری فرار کنی از وابستگی ها، عادت ها و... و... و... :)
اسکار قشنگترین و در عین حال عجیب ترین لحظه ی زندگی تعلق میگیره به لحظه ای که به خودت میای میبینی رویاهاتو داری زندگی میکنی
جای زحمات هنوز درد میکنه ولی...
حالت خوبه :)
چرا سبز شدی جلو رام؟
منی که اصن بود عشق تو فوبیام
چرا حبسی تو ریه هام؟
چی شد که بستی تو چشم روی خوبیم؟!
من میخواستم تو بمونی همیشه
ولی نمیشه نمیشه....
پشت تک تک این جمله ها یه عالمه خستگی برای رسیدن و دو طرفه کردن عشق،
و نتیجه نگرفتن خوابیده :)
چرا سبز شدی جلو رام؟
منی که عشق تو بود فوبیام!
چرا حبسی تو ریه هام؟
پشت این جمله ها یه عالمه خستگی برای رسیدن و دو طرفه کردن عشق، و نتیجه نگرفتن خوابیده :)
یه حرفایی رو فقط به خدا میشه گفت
چون فقط اون میدونه دقیق چی گذشته بهت
فقط اون میدونه چقدر قلبت مچاله شده و زخم برداشته
فقط اون میتونه مرحم بزاره رو تمام اين زخما
فقط اون میتونه پناه باشه برات :)