🔴هر چه آلت تناسلی نرها خفته تر و ناتوان تر شود، میل آنها به کسب قدرت و تسلط و به رخ کشیدن مردانگی و دیکتاتوری و کنترل دیگران بیشتر می شود. از آغا محمدخان قجر بگیرید تا هیتلر و قذافی و سایر دیکتاتورها، مشغله ذهنی با مسأله «آلت پریشی»، به تولید خشونت و کشتار و جنایت انجامیده است.
⭐ماده های فرصت طلب و تنها، در کمین پیر نرهای افسرده و طرد شده ولی پولدار یا دارای حقوق بازنشستگی چرب و چیلی هستند که با عقد دائم و مهریه سنگین آش را با جاش بربایند. هنوز برای من بعنوان روانکاو علت این «باسن مستی» این نره پیرها که همه چیزشان بعد از این قمار فنا می رود را نفهمیدم.
🟢نرهای غارنشین به سوی ماده هایی جذب می شدند که در دوره تخمک گذاری یا فحلی قرار داشتند، یعنی بدن آنها آماده جفتگیری بود. بوی بدن، تغییرات ظاهری و رفتاری ماده ها باعث تحریک نرها می شد. تمدن به اغراق ماده ها در این علامتها منجر شد، کاری که اکنون در آرایشگاهها انجام می شود.
🟢از نگاه روانشناسی سیاسی، قالیباف در پیچ تاریخی فعلی باید به سه جریان اصلی باج دهد: مردم، ترامپ، تندروهای مخالف مذاکره. با توجه به فقدان محبوبیت وی، این باج دهی به رو در رویی و مواجهه تبدیل خواهد شد. (۱۱ تیر ۱۴۰۵)
🔴روح تکامل طبیعی در جنس نر نوعی بیقراری و اضطرار و فوریت در عمل جفتگیری قرار داده است که به هنگامه « شق کردن » دچار نوعی جنون می شود که فقط به انزال و ارضأ عاجل آرام می گردد و تسکین می یابد. «ماده کُشی»بعد از تجاوز در واقع ترس از مجازات قانونی است که واکنش وهمی بعد از جرم است.
🟣اولین شیّادان جوامع اولیه جادوگران بودند. آنها فهمیده بودند که اعضای نادان و کافر قبیله از مرگ می ترسند و به همین دلیل خود را واسطه ارواح مقدس پیشینیان قلمداد می کردند و از توتم ها و بتها بعنوان ابزار استفاده می نمودند و البته سهم غذایی و قدرت هنگفتی هم بخاطر این خدمت داشتند.
♦️جمله: «خواستگار های زیادی دارم» از سوی یک ماده فعلی، از جنبه روانکاوی تکاملی خبر از این مفهوم پیش تاریخی ناخودآگاه می دهد که «ماده مستعدی هستم که نرهای زیادی حاضر به جفتگیری با من می باشند. » جنگ نرهای قوی خوش اسپرم اولیه برای تصاحب ماده ها اکنون تبدیل به مراسم ازدواج شده است.
🟣پدرانِ خشن، نامهربان، بداخلاق، بد زبان، تندخو و حساس، در پسران خود گرایش به همجنس را شعلهور می سازند. این یافته من بر اساس مستندات علمی بالینی، چنین توجیه می شود که فقدانِ محبت پدری را در آغوش مردان دیگر جستجو می کنند و فرد ناخودآگاه بدن خود را در ازای محبت به دیگران می بخشد.
🟠تمدن نقاب نازکی است بر چهره خشن، ترسناک، بی احساس، بی اخلاق، زخم خورده، وحشی و منفعت طلب تمامی نر و ماده هایی که در اصل برای بقای خود هر عملی را مشروع می دانند. حواستان باشد فریب کسانی که غیر این می گویند را نخورید، آنها بخشی از همان چهره پنهان هستند. نهاد «ID» ارباب تمدن است.
🟠خودکشی پسر اروین یالوم مرا یاد خانم مراجعی انداخت که می گفت دکتر اگر خودم را بخاطر سرطان نکشم از غصه هم خواهم مرد، یعنی دو بار می میرم. با خودکشی فقط یکبار، اما اگر بمانم مرگ تدریجی من خاطره تلخی را در ذهن عزیزانم به جا می گذارد. نمی خواهم آنها هم با من درد را تجربه کنند.
⭐خودکشی ویکتور یالوم، پسر اروین یالوم-روانشناس وجودی-، اثبات این نکته مهم است که مرگ خود خواسته می تواند نوعی اقدام پیشدستانه و هوشمندانه فرد قبل از وقوع یک فاجعه باشد، نه ناشی از یک بیماری. از این نوع در مراجعانم بسیار دیده ام.
«جک و جنده های» کنونی یکی از شواهد مربوط به جفتگیری گروهی در بشر اولیه هستند. نرها در هر جفتگیری فقط یکبار انزال می شوند اما ماده ها قدرت چند بار ارگاسم را دارند. نرهای قوی بعد از تخلیه نوبت را به نرهای بعدی می دادند. این ابتکار طبیعت شانس بارداری را در ماده بسیار افزایش می داد.
🟢تمدن، بدن ماده های وحشی را پوشاند چرا که نباید توسط نرهای دیگر دیده می شد، دیدن مساوی تصاحب کردن بود. نتیجه آن ولع نرها به دید زدن بیشتر گردید. یافته های جدید از تشنگی نرها برای دید زدن پستان، باسن و لبهای ماده ها حکایت دارد. ماده ها هم این نقطه ضعف نرها را خوب فهمیده اند .
🟠خبر بد برای نرها و ماده های بشری این است که هیچگاه در رابطه با هم بدنبال شادکامی و خوشبختی و آسایش نباشید، چرا که این نیازها در طبیعت تعریف نشده اند. این مفاهیم، بازی تلخ تمدن برای مهار و سرکوبی غرایز است. در درون ذهنیت هر نر و ماده ای هیولایی است که به زنجیر تمدن خاموش است.
🛑تمدن به اجبار نرها و ماده ها را زیر یک سقف تحت عنوان «خانواده» گرد آورده و تکالیفی را بر آنها تحمیل نموده است. اما نیروهای زیستی-تکاملی قدرتمند هزاران ساله در باطن بشر با این روند به مبارزه برخواسته اند. طلاق در بیش از نیمی از ازدواجها و اختلافات و جدالهای دائمی نرها و ماده ها.
🟢در دوره گذار تکاملی، چیزی به نام نوجوانی وجود نداشت. اعضای گله از کودکی به بزرگسالی پرت می شدند و مسئولیت داشتند و چرخه انتقال تجربه بین نسلی بسیار سریع بود. وابستگی عاطفی و بیمارگونه و افراطی فعلی به فرزند و ماندن سالیان طولانی کنار سفره نرپیرها و ماده پیرها ضد مرام طبیعت است.
🛑« دیده شدن » برای یک ماده، در طول تاریخ تکامل بشری، از نان شب هم واجبتر بود. ماده ای که در میان گله گم و گور می شد و از نظر نرها دور می افتاد، غذای کافی برای خود و بچه هایش دریافت نمی کرد و مرگ در انتظارش بود. الان هم ماده ها با آرایش و متفاوت بودن سعی در جلب توجه نرها دارند.
🟥طبیعت، نرها را برای کوه و دشت و شکار و دویدن و جفتگیری سخت آماده کرده بود، ولی اکنون نرهای بدبخت در خانه، اداره، خرید از مارکت، مدرسه، دانشگاه و خدمتکاری فرزندان و ماده ها، نرّیت خود را به فاک فنا داده اند. این دستکاری روال طبیعی، به افزایش بیماری های روانی و بدنی انجامیده است.
🟠بدن ماده ها در طبیعت فقط برای فرزند آوری تکامل یافته است. پستان برای شیر دادن، باسن بزرگ برای تحمل وزن جنین، هورمون استروژن برای صفات مادینه. اما ماده های مدرن این تفاوتها با نرها را پس زده اند و خوی نرینگی را ترجیح داده اند. گیجی و آشفتگی نرها در قبال ماده ها نتیجه آن است.
♦️مهم ترین تغییر روانشناختی پارادایمی در جامعه ایران، تبدیل مناسک و مراسم دینی به تشریفات عُرفی و کارناوالی است. برگشت به لذت جویی تکاملی اولیه بشری برای بقا.