تاریک است؛ زندگی را میگویَم.
میرقصد تمام اجزای آن با حالتی غریب؛ ناکوک.
نبود آنچه باید میبود.
نشد آنچه باید میشد.
این روزها همهچیز مرور میشود در ذهنم.
مرور میکنم تا بیابم نقاط را
علت و معلول را
اما هیچکدام به یکدیگر وصل نمیشوند.
بیربط و نامرتبط و در آخر
خالی،
تهی٫
پوچ..