عزیزان،
هر سوادی جز پزشکی (و حتی گاهی تخصص خاصی از پزشکی) ندارید نه تنها حق، که درک و سواد تعیین نیاز یا عدم نیاز به سی تی و ام ار ای و ... ندارید. مهندس و پرستار و خدماتی و .... نداره.
فرق من و شما در یک مهر نیست
خروج از مجلس و ورود به بنیاد شهید و امور ایثارگران را انتقال از سنگری به سنگر دیگر جهت انجام امر مقدس تعظیم ایثار و #شهادت می دانم.
ضمن تشکر از رای بالای نمایندگان در اعتماد به این حقیر، از مردم رشید #مشهد مقدس وکلات که چندین سال توفیق خدمتگزاری شان را داشتم، متشکرم.
ابتدا شک به خونریزی دستگاه گوارش فوقانی مطرح شد و سریعا با اتاق اندوسکوپی جهت ارجاع بیمار هماهنگ شد ولی از اونجایی که خونریزی بسیار شدید بود درخواست سی تی با ماده حاجب هم داده شد!
بلافاصله سی تی انجام شد و یک فیسچول بین آئورت و مری دیده شد!
Aortoesophageal fistula
2/
شیوع این بیماری چیزی در حدود ۰.۵ در صد هست و تقریبا ممکنه حتی یک جراح در تمام طول عمرش همچین موردی رو نبینه!
در سابقه و شرح حال بیمار هیچ نکته مثبتی وجود نداشت ! جوان حدودا ۳۰ ساله، سالم سالم!
برای نجات این بیمار به یک اتاق عمل کاملا مجهز با پرسنل مجرب و سه فوق تخصص نیاز بود.
۳/
خوشبختانه در مجهزترین بیمارستان جنوب کشور (نمازی) بودیم.
با اساتید جراح قلب ، فوق تخصص جراحی سینه، فوق تخصص جراحی عروق و استاد بیهوشی هماهنگی لازم جهت عمل اورژانسی انجام شد! و برای آماده شدن جهت عمل حدود ۴ ساعت زمان نیاز بود!
با توجه به وضعیت بیمار قرار شد در ICU تحت نظر باشه.
۴/
در این حین جستجوی سریعی در مورد بیماری انجام دادم و متوجه شدم شانس زنده موندن در این بیماری در بهترین حالت و بهترین امکانان چیزی حدود ۳۰ در صد هست و با گذشت هرساعت این شانس کاهش پیدا میکنه!
با توجه به وضعیت ناپایدار مریض باید بصورت استندبای کنار تخت بیمار میموندم!
۵/
اون حدود ۶ ساعت یکی از استرسزا ترین موقعیتهایی بود که تجربه کردم!
بیمار رو با آرامبخش خوابونده بودیم هر از چندگاهی به هوش میومد، با وحشت دست منو میگرفت و نگاهم میکرد، منم با وجودیکه میدونستم هر لحظه ممکنه بیمار بره توی شوک، با اطمینان نگاهش میکردم و بهش میگفتم حواسمون بهت هست
۶/
در نهایت بیمار حدود ساعت ۶ صبح رفت اتاق عمل و توی یک عمل حدود ۱۲ ساعته و پیچیده نجات داده شد ! چند روز بعد که دوباره شیفت بودم گشتم و بیمار رو توی بخش پیدا کردم از پشت شیشه نگاهش کردم بنظر خوب میومد، خوشحال شدم و داشتم بر میگشتم که برم، یدفعه دیدم داره واسم دست تکون میده
۷/
رفتم توی اتاقش، خانوادش پیشش بودن کلی ازم تشکر کرد و گفت که ما جونش رو نجات دادیم و پدرش هم بغلم کرد، بعد ازش پرسیدم علت بیماری چی بوده؟
برام تعریف کرد که حدود چند ماه پیش یک استخوان کوچیک مرغ میره تو گلوش اینم اولش درد داشته ولی فرداش خوب شده این هم بیخیال شده…
۸/
در طی چندین ماه این استخون در قفسه سینه حرکت میکنه و به سمت آئورت میره و یک تونل بین آئورت و مری به وجود میاره!
دیدن نتیجه زحماتمون اونشب باعث شد همه خستگی ای هنوزم داشتمش از بین بره☺️
بعنوان نکته هم یادتون باشه مسائل کوچیک رو اگه جدی نگیرید تبدیل به معضل میشه 🖐🏻
پایان #رشتو
روز پزشک امسال بیشتر از یک تبریک،یه خسته نباشید جانانه میخوا،یک کلاه از سر برداشتن و احترام عمیق قلبی بر خودم و همکارانم که درگیر کووید۱۹ بودند
#روز_پزشک_مبارک
روز پزشک امسال بیشتر از یک تبریک،یه خسته نباشید جانانه میخوا،یک کلاه از سر برداشتن و احترام عمیق قلبی بر خودم و همکارانم که درگیر کووید۱۹ بودند
#روز_پزشک_مبارک