بعضی مریضا خیلی جالبن. مثلا یه آقایی میاد میگه من هر ۳ روز یبار عرق میخورم. یا خانمه با آسم میگه من یه روز در میون قلیون میکشم. کاش منم برا درس خوندنم اینجوری برنامه داشتم :)
توی کمد همه یه خاطراتی چال شده که همیشه میدونن اونجاست ولی نمیخوان بهش فکر کنن. مثل فندکی که سه سال پیش این موقع برای هدیه تولدش گرفته بودم ولی هنوز داره خاک میخوره