The Islamic Republic fears defections from within its own ranks as much as it fears the people in the streets.
Colonel Shahrzad Zamiri’s imprisonment reveals why: when members of the regime’s institutions refuse to repress protesters and choose the Iranian people instead, its machinery of control begins to collapse.
من شکی ندارم که مردم ایران در آزادی قادر خواهند بود یکپارچگی کشورشان را حفظ کنند. تنها راهش این است که این #فرقه_تبهکار را با یک حکومت دلسوز مردم جایگزین کنیم؛ حکومتی که وقتی میگوییم منافع ملی، یعنی منافع ملت ایران را در نظر بگیرد؛ نه مصلحت نظام؛ نه منافع خودش.
عرب پرستانی که سینه خیر (برای مسلمانی که به ایران حمله کرده بود و دخترانمان را به بردگی گرفته و مردنمان را بقتل رسانده بود به کشور عربی که در هشت سال بیش از ۲۰۰هزار ایرانی را کشته بود) میروند به ما درس میهن پرستی میدهند!
میهن پرست را چه به عرب پرستی
امروز هم، مثل هر روز، یکی دیگر از فرزندان ایران را بر طناب دار سپردند.
امروز هم، مثل هر روز، داغدار شدیم، اشک ریختیم و در سکوت، دوباره با یکدیگر عهد بستیم که این رنج مشترک را تا آخرین قدم، شانهبهشانه تحمل کنیم.
این روزها شاید دشوارترین کار دنیا، ایرانی بودن است.
ما از دردهایی سخن میگوییم که کمتر کسی در جهان توان درکشان را دارد. هر صبح با خبر اعدامی دیگر، مادری دیگر، خانوادهای دیگر و قلبی دیگر از نو میشکنیم؛ اما باز لبخند میزنیم، چون آموختهایم که اگر امید را از دست بدهیم، دشمن پیروز شده است.
اندوه، چون سایهای سنگین بر جانمان افتاده است؛ در حالی که جهان، آنسوتر، زندگی عادی خود را ادامه میدهد. گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است.
هر روزمان سوگواریم اما با این همه، ما ملتی هستیم که هزاران سال از دل آتش و ویرانی برخاستهایم. ما را بارها خواستند بشکنند، اما هر بار ریشههایمان عمیقتر شد. تنهاییم، اما شکستخورده نیستیم. زخمی هستیم، اما ایستادهایم.
ایرانی بودن، امروز بیش از هر زمان دیگری، مسئولیت است؛ افتخار است؛ عهد است. عهدی با همه آنان که جانشان را برای آزادی دادند و با همه آنان که هنوز در زندانها، زیر شکنجه و بر چوبههای دار، بهای آزادی را میپردازند.
امروز، جلسه جبهه ۷ آبان، برای من یادآور همین حقیقت بود؛ حقیقت عشق به ایران. در آن جمع، همدلی بود، اشک بود، امید بود و ارادهای خللناپذیر برای ساختن فردایی که ایران سزاوار آن است.
ما تا روز آزادی، همپیمان همه سوگندخوردگان ایران خواهیم ماند. نه از خستگی میایستیم، نه از تهدید میترسیم، نه از راه بازمیگردیم.
روزی خواهد رسید که دیگر هیچ مادری فرزندش را برای آزادی به خاک نسپارد، هیچ طناب داری بر گردن جوانی نیفتد و هیچ ایرانی به جرم عشق به میهن، جانش را از دست ندهد.
آن روز، ایران دوباره نفس خواهد کشید.
و تا رسیدن آن روز، ما میمانیم… به احترام خونها، به حرمت اشکها و به عشق ایران.
@7aban_H
عمار ملکی یک مقاله نوشته، شاهزاده را با حسن روحانی مقایسه کرده بعد گفته همانطور که حسن روحانی قبلا طرفدار زیادی داشه و الان نداره، شاهزاده هم همین است. این مرتیکه، باباش آرزوی نابودی شاهزاده را به گور برد، خودش هم تمام موهاشو در راه <<مبارزه با طاغوت>> از دست داد هنوز امید داره یک روز آرمانهای <<انقلاب شکوهمند اسلامی>> محبوب میشه. این اراذل نمیفهمند آگاهی یک جاده یک طرفه است، کسی که فکر میکرد روحانی آزادی خواهه، بعد از این که به ماهیت ۵۷ پی میبره هیچ زمانی دیگر به آن بر نمیگرده
تجمع ایرانیان در هلسینکی مقابل پارلمان فنلاند در اعتراض به قتل حکومتی جوانان ایران توسط جمهوری اسلامی.
شماری دیگر از قهرمانان انقلاب شیروخورشید در خطر فوری اعدام قرار دارند.
از همه ظرفیتها برای فشار بینالمللی جهت توقف ماشین کشتار رژیم استفاده کنیم.
آروین در آخرین گفتوگو با خانوادهاش گفته بود:
«نگذارید من را فراموش کنند. ما برای آزادی میهن رفتیم، نگذارید مسیری که رفتیم خاموش شود.»
هر طناب داری که این رژیم بر گردن فرزندان ایران میاندازد، اعترافی است به وحشتش از ملت ایران. رژیمی که برای بقا به اعدام پناه میبرد، قدرتمند نیست، درمانده، هراسان و در حال دستوپا زدن برای بقای خود است. از خیزش دوباره ملت میترسد و به همین دلیل جوانان ایران را یکی پس از دیگری به قتل میرساند.
ریزش و نافرمانی در بدنه امنیتی و نظامی رژیم گسترده است؛ واقعیتی که گزارشهای رسانهای، دادههای محرمانه و حتی اذعانِ خودِ مقامات رژیم بر آن صحه میگذارند. در جریان خیزش ۱۸ و ۱۹ دی (۸ و ۹ ژانویه)، شمار قابلتوجهی از نیروهای امنیتی از اطاعت دستورات سر باز زدند؛ امری که به بازداشت و کشته شدن برخی از آنان انجامید.
شاید این پرسش مطرح شود چرا اخبار کمتری از این افراد منتشر میشود؟ علت اصلی، فشارهای به مراتب سنگینتری است که بر خانوادهها و اطرافیان نیروهای امنیتی اعمال میشود. افزون بر این، به دلیل فیلترها و گزینشهای سختگیرانه ایدئولوژیک، بستگان و نزدیکانِ این پرسنل غالباً خود از کارمندان دولت، حامیان حکومت یا اعضای بدنه امنیتی هستند. از این رو، تمایل یا امکان بسیار کمتری برای گفتگو، اطلاعرسانی یا افشاگری در فضای عمومی دارند.
Arvin Kheirkhahan (Kheirkhahe) was buried today. He was only 20 years old.
Before the Islamic Republic executed him, his final wish to his family was:
“Don’t let them forget me. We stood up for the freedom of our homeland. Don’t let the path we chose be silenced.”
We must honour his final wish,not only by remembering Arvin, but by speaking the names of those still at risk of execution: Javad Ajam, Morteza Zamani, Mehdi Ranjar, Farshid Rahmani, Alireza Sagheri, and Pouya Sagheri.
Remember Arvin. Speak their names. Act before it is too late.
راهپیمایی ایرانیان ساکن سوئد در استکهلم برای اعتراض به قتل حکومتی جوانان ایران توسط جمهوری اسلامی.
شماری دیگر از قهرمانان انقلاب شیر و خورشید در خطر فوری اعدام قرار دارند.
از همه ظرفیتها برای فشار بینالمللی جهت توقف ماشین کشتار رژیم استفاده کنیم.
گردهمایی ایرانیان آلمان در فرانکفورت برای اعتراض به قتل حکومتی جوانان ایران توسط جمهوری اسلامی.
شماری دیگر از قهرمانان انقلاب شیروخورشید در خطر فوری اعدام قرار دارند.
از همه ظرفیتها برای فشار بینالمللی جهت توقف ماشین کشتار رژیم استفاده کنیم.
جاوید نامانمان به فرمان شاه به خیابان آمدند و برای آزادی ایران جاوید شاه را فریاد زدند، همین یک دلیل کافی است که تا روزی که زنده هستیم پیرو راهشان باشیم.
تا ابد جاوید شاه و پاینده ایران
ثمره کار شریعتی یوتوپیایی مبهم بود که فقط برای جایگزین کردن عقل با شور مناسب بود. کارخانه تولید جوانان مجاهد و خردگریز که آماده بودند توسعه نفرتانگیزِ لابد غربی و کاپیتالیستی رو قربانیِ معنویتِ خطبههای حسینیه ارشاد کنند.
(از مهدی تدینی)
Both Iranians spoke with @nypost through a translator by cellphone after signing on to a VPN.
“We’re studying the protests from January, determining what tactics worked and which didn’t; we’re analyzing maps to determine the safest and most dangerous areas to congregate,” the journalist said.
Read the full piece below to understand the true sentiment among Iranians inside the country, beyond the regime’s propaganda and the biased narratives that too often shape international coverage of Iran.
https://t.co/ihAw8aAg6W