همش به اون دوتا برادر کارگری که کشته شدن و بعدش پدر و مادرشون خودکشی کردن فکر میکنم، به اینکه اینهمه زحمت بکش، اینهمه تلاش کن، بچههات رو بزرگ کن، از پس زندگی بر بیا که پایان یک خونواده انقدر غمگین و دردناک باشه، به همین راحتی زندگی یک خونواده تموم شد.
وای امیدوارم تیکه تیکه شین، امیدوارم به یه مرحلهای برسید که مرگ براتون آرزو شه، آدم اصلا نمیدونه به چیتون فحش بده، نه شرافت دارید نه انسانیت و نه وجدان، حرومزادههای بی سر و پایی هستید که روی جنازههای مردم این سرزمین ��ا وقاحت و کمال مادرجندگی حکومت میکنید، کص مادرتون.
همش به این فکرمیکنم که چطور دلشون اومد تا این حد پیش برن، قتل عام کنن، مردم رو به رگبار ببندن، با ماشین و تبر و قمه بهشون حمله کنن، برن بیمارستان به مجروحا تیر خلاص بزنن و جنازهها رو تحویل ندن، جدی اینا چطوری زندگی میکنن، چطوری چیزی احساس نمیکنن؟
بر خاکِ ایران نه جویبار، که اقیانوسی از خونِ جوانان سرازیر گشت؛ اما این حمامِ خون، نه غسلِ تعمیدِ استبداد، که طوفانِ خشمِ ملتی است که از میانِ آوارِ پیکرهای بینامِ خویش، ققنوسوار به سوی آفتابِ آزادی پر خواهد کشید.
عکس از @Vahid / بروجرد
تا موقعی ��ه اینترنتها قطع بود بخاطر صحنههایی که دیده بودیم گریه میکردیم، الان که یک�� وصل شده برای صحنههایی که ندیدیم و کسایی که نمیشناختیم، بمیرم برای این مردم واقعا.