برای نمونه به ویژه در عثمانی متقدم متأثر از سلجوقیان روم، اسناد مالی و خزانه داری به فارسی نگاشته می شد که به تدریج با ترکی عثمانی جایگزین می شود. سلیمان قانونی اشعار بسیاری به فارسی سروده و شاه اسماعیل صفوی دیوانی به ترکی دارد. میراث علمی و فکری مکتوب ایرانی غیر از شعر و ادب، عمدتا به عربی است و آیین های فرهنگی و تاریخی مشترک بسیاری داریم که در کشورهای مختلف منطقه به شیوه های گوناگون، تکریم و برگزار می شود. خود رسم الخط فارسی، بر پایه الفبای عربی است و ترکی نیز تا پیش از آتاتورک چنین بوده است. اساسا گستره غرب، مرکز و حتی به جانب شرق آسیا، سوپی غلیظ از عناصر فرهنگی، تاریخی و زبانی متنوع و به شدت در هم تنیده است. این درهم فرورفتگی به غایت زیبا، انسانی و طبیعی است و نمی توان با نگاه دولت-ملت مدرن امروزی، تفسیرش کرد.
به منظور زیستی صلح آمیز و به سوی آینده، بایستی ویژگی مذکور را ارج نهاد و به جای استفاده از آن برای بزرگ شمردن خود و تحقیر دیگری، آن را بدل به ابزاری جهت نزدیکی و همکاری افزون تر قرار داد. انسان بودن فی نفسه مقدم بر همه اینهاست.