1/بفرمایید تو نوبت شماست .
بی رمق تر از اون بودم که از منشی تشکر کنم به سمت تنها اتاق موجود در واحد رفتم؛
سلام ارامم را خودم هم به زور شنیدم و نشستم
-سلام خانم ، متاهلید ؟
ارام روی صندلی جا گرفتم و بله ای بی جان تر از سلام تحویلش دادم
و اکنون حدود دو ماه میگذرد
+۱۵
مرد سری تکان داد و گفت
_شناسنامت همراهته ؟
+بله
شناسنامه را بهش دادم و چشم دوختم به پارچ و سه لیوانی که روی میز بود ،
_۱۶ !
متوجه منظور مرد نشدم و سوالی نگاهش کردم که ادامه داد
_شونزده سالته ! دیروز تولدت بوده.
پس دیروز ۱۳ مهر ماه لعنتی بوده
1/بفرمایید تو نوبت شماست .
بی رمق تر از اون بودم که از منشی تشکر کنم به سمت تنها اتاق موجود در واحد رفتم؛
سلام ارامم را خودم هم به زور شنیدم و نشستم
-سلام خانم ، متاهلید ؟
ارام روی صندلی جا گرفتم و بله ای بی جان تر از سلام تحویلش دادم
مرد نگاهی به صورت زخمی و تن نحیفم انداخت و اخم هایش در هم شد
_ چند سالتونه ؟
سوال سختی پرسید
نمیدانم بخاطر ضربه ی سرم به لبه ی سرامیک اشپزخانه بود یا واقعا نمیدانستم چند سالم است
جوابی ندادم که مرد دوباره پرسید
_خانم ؟
به یاد داشتم که ۱۵ سال داشتم که به عقد داراب درآمدم
من این خانمو شاید دوسال پیش بلاک کردم ( عکسو تو توییتر برداشتم ریپوستشون قفل بود )
معیارتون برای چنین ادم بی شخصیتی چیه واقعا؟؟؟؟
یارو به شوهرشم رحم نمیکنه ....