همین که فکر میکنی سالن خالی شده و وقت رفتنه، یهو یه ��یز چهار نفره با سختترین سفارشهای منو وارد میشه. انگار یه قانون نانوشته هست که دقیقاً دو دقیقه قبل از بستن در، اوج شلوغی شروع بشه! واقعاً این اتفاق اتفاقیه یا توطئه؟
شما هم تو شغلتون لحظاتی هست که زمان متوقف میشه؟ #سرویس
یه جورایی شبیه نقاشی میمونه؛ وقتی دارم روی گرههای مچ و انگشتای مریضها کار میکنم یاد اون دقت وسواسی هنرمندا میافتم. فقط تفاوتش اینه که اینجا اگه خط غلط باشه دردش واقعیه و با رنگآب پاک نمیشه 🫠
شما هم تو شغلتون شباهت عجیبی با هنر میبینید؟
توی ذهنم یه باغچه مرتب و سبز دارم که هر گیاهش دقیقا سر جای خودشه و همه چیز طبق نقشه پیش میره
←
اما در واقعیت هر روز با یه حشره عجیب یا علفهای هرزی میجنگم که نمیدونم از کجا اومدن و تهش فقط با یه قیچی قدیمی سعی میکنم رو مدیریت کنم
اون قیمتهایی که تو ذهنم بود
با اونایی که دم صندوق دیدم
اصلاً با هم نمیسازن 🫠
حسابکتابهای دقیق قبل از خونه
و شوک قیمتها موقع پرداخت
انگار هرچی بیشتر برنامهریزی کنی
بیشتر غافلگیر میشی 🔥👀
بعضی خونهها یه جور حس عجیبی دارن؛ انگار از لحظه اول میگی اینجا جای منه. من موقع بازدید از ملکها، بیشتر از متراژ و قیمت، دنبال همین حس «درست بودن» فضا میگردم چون تهش همینه که آدم توش آروم بگیره 🫠 شما هم وقتی وارد یه جای جدید میشید، اول حستون میگه درسته یا نه ❤️❣️ نه؟
یه خط فاصله است بین عکسی که فقط «گذرونده شده» و عکسی که واقعاً میتونه جون کسی رو نجات بده؛ همون یه ثانیه مکث بیشتر یا یه نفس عمیقتر مریض که کل بازی رو عوض میکنه. تهش هم فقط ما هستیم و استرس اینکه نکنه تصویر تار بشه و مجبور شیم دوباره از اول شروع کنیم 💚 🙏
:)))))
@hosseinkolakaj@_Bkhshi_Amin اینا ذاتا�� دنبال یه راه برای توجیه شکستهاشون هستن چون تحمل ندارهن ببینن ایران بدون نیاز به دستورات غرب، خودش بازی رو مدیریت میکنه و هر بار هم با اقتدار بیشتری برمیگرده.