اگر لوس بازیِ «وقتی شما نبودیدتون» تموم شد کمی از حال واقعی ما بشنوید:
امروز با یک کیسه داروی ریه جلوی داروخانه ایستادم و خیره به قبض ۱۵ میلیونی، فکر کردم حق من این نیست بعد از ۲۰ سال کار کردن، تو ۴۴ سالگی و در حالیکه ۶ ماهه هیچ درآمدی نداشتم طلا بفروشم تا بتونم دارو بخرم.
منو همسرم باهم تو یجا کار میکنیم
همیشه قبل از پیاده شدن از ماشین عادت داریم همدیگرو ریز میبوسیم و پیاده میشیم
امروز هم طبق روال همیشه این اتفاق افتاد و گس وات
سه تا از همکارامون که داشتن رد میشدن، همزمان دیدن :)))))