آقای آمریکا،
قدرت کشتار تنگستن را برای ما توضیح ندهید.
مردم لامرد آن را در ۹ اسفند با جان خود تجربه کردند؛ روزی که چهار موشک حاوی حدود ۷۲۰ هزار ساچمه تنگستنی آتشین ، یک سالن ورزشی و یک شهرک مسکونی را هدف قرار داد و بیش از ۲۰۰ کشته و زخمی بر جای گذاشت.
برای مهندسان شما شاید یک آزمایش موفق بود اما برای م��دم لامرد، یک فاجعه انسانی.
قدرت این سلاح ثابت شد؛ اما بهای آن را کودکان، والدین اشان و مردم بیدفاع پرداختند.
تاریخ قربانیان این جنایت را فراموش نخواهد کرد؛ همانگونه که عاملان آن را؛
#لامرد #سالن_ورزشی #تنگستن #موشک #کودکان_بیگناه
کویت همیشه برای ایران یک کشور دوست و برادر بوده است.
هزاران ایرانی سالها د�� کویت با عزت زندگی کردهاند و روابط دو ملت، فراتر از سیاست و تجارت است.
امروز نیز امیدواریم همانگونه که برای برخی کشورهای ��وست، تسهیلات دریایی در نظر گرفته شد، برای کشتیهای حامل کالا و ارزاق عمومی به مقصد کویت نیز امکان تردد از تنگه هرمز فراهم شود.
این اقدام، پیام بزرگی از حسن نیت و احترام متقابل خواهد بود.
ابراهیم غلامزاده
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و کویت
#ایران #کویت #تنگه_هرمز #حمل_دریایی
ائتلافهای جنگطلب شاید بتوان��د آتش را روشن کنند،
اما خاموش کردنش دیگر در اختیارشان نخواهد بود.
جنگ علیه ایران، بازی با آتشی است که همه را خواهد سوزاند.
#نه_به_جنگ
بقیه کامنتها و ریپلایهای ما با جناب آقای دکتر ایزدی را هم ملاحظه بفرمایید؛ در آنجا به این موضوع اشاره شده است.
اما وقتی بحث عوارض یک دلار به ازای هر بشکه مطرح میشود و درآمد آن ارقامی بین ۶۰ تا ۱۲۰ میلیارد دلار برآورد میگردد، طبیعی است که این اعداد مورد تردید قرار بگیرد؛ و واقعاً هم جای تردید دارد.
در عین حال، تردیدی نیست که ارزش تنگه هرمز صرفاً در این محاسبات عددی خلاصه نمیشود و ابعاد راهبردی آن بهمراتب فراتر و مهمتر است؛
حمایت شجاعانه پاپ لئو چهاردهم از صلح و مخالفت با حمله به ایران، موضعی اخلاقی و قابل تقدیر است. پس از اجماع جهان اسلام، همراهی جامعه مسیحی بهویژه پاپ اهمیت دوچندان دارد و نشاندهنده انزوای جریانهای جنگطلب است.
جا دارد ایران احترام ویژهای به مسیحیان خود قائل شود؛ حتی نامگذاری خیابانی به نام پاپ، پیامی روشن در حمایت از صلح است.
#پاپ_لئو_چهاردهم #صلح_جهانی #ایران
موافقم که مدیریت تنگه هرمز در شرایط فعلی میتواند یک اهرم راهبردی باشد و حتی در کاهش اثر تحریمهای ثانویه و سایر محدودیتهای تحمیلی نقشآفرینی کند.
به این معنا که کشورهایی که با ما در تعامل و همکاری باشند، از عبور ایمن و بدون دغدغه برخوردار خواهند بود و امنیت تأمین انرژیشان تضمین میشود؛ و طبعاً در مقابل، این معادله میتواند بهگونهای متفاوت عمل کند.
در واقع، منفعت استراتژیک و راهبردی این رویکرد، بهمراتب فراتر از درآمدهای محدود دلاری ناشی از «حق عبور» است؛
@IzadiFoad حواس افراد مسئول جمع باشه که مثل داستان تحلیل زمستان سخت اروپا سرمون در نیارن با این گزارشاتشون ؛ یکبار بنشینن دقیق تحلیل کنن منافع حاصله چقدره و آیا قابل وصوله؟
خدا کند که باشد و بشود وصول کرد؛
رفع تحریمها، بهمراتب منافع بیشتری نسبت به درآمدهای محدود ناشی از عوارض یا «حق عبور ایمن» دارد؛ این درآمدها در جای خود قابل توجهاند، اما راهبردی نیستند.
آنچه باید در اولویت قرار گیرد، تلاش برای رفع تحریمها و باز کردن مسیر سرمایهگذاری و تجارت خارجی است.
تحریمها امروز بزرگترین مان�� در برابر جذب سرمایههای کلان از جمله سرمایهگذاریهای چندصد میلیارد دلاری چین در ایران بهشمار میروند؛
درسته آقای دکتر ؛
ارزش کل محمولههای عبوری از تنگه هرمز با نفتِ حدود ۸۰ دلاری، نزدیک به ۱.۶ میلیارد دلار در روز است و با احتساب سایر محصولات، بهطور میانگین حداقل به ۲ میلیارد دلار میرسد.
اما سؤال اصلی این است: چه سهمی از این عدد واقعاً قابل تبدیل به «عوارض» است؟
اگر فقط ۱٪ عوارض وضع شود،
حدود ۲۰ میلیون دلار در روز و نزدیک به ۷ میلیارد دلار در سال خواهد بود؛ که اگر تقسیم هم شود، سهمی حدود ۳.۵ میلیارد دلار برای ایران باقی میماند.
مگر اینکه عوارض بهطور غیرواقعی بالا برود (مثلاً ۱۰٪)،
که عملاً نه منطقی است و نه قابل تحقق؛
چراکه چنین نرخی با واکنش جدی بازار، فشار سیاسی و حتی تغییر مسیرهای انرژی همراه میشود.
در نتیجه، اعداد اعلامی قابل تحقق نیست ؛
روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند؛ سالانه نزدیک ۷ میلیارد بشکه، یعنی حد��د ۲۰٪ مصرف جهان.
اگر برای هر بشکه ۱ دلار اعلامی عوارض گرفته شود، کل درآمد حدود ۷ میلیارد دلار است که سهم ما نصف این میشه؛
پس اعداد ۶۰ تا ۱۲۰ میلیارد از کجا میآید؟
زیان تحریمها چندین برابر این است.
#تنگه_هرمز #نفت #اقتصاد_انرژی #تحریم #اقتصاد_ایران #بازار_نفت
📌 میان جنگ و صلح
به درست یا غلط واقعیت این است ایران بزرگترین دشمن موجودیتی اسرائیل و آمریکا بزرگترین و اصلی ترین حامی آن است ؛ اسرائیل با علم به همین موضوع سالهاست تلاش میکند به هر شکل ممکن، حمایت و قدرت آمریکا را در کنار خود و در برابر ایران حفظ کند. در این مسیر، معمولاً با هر نوع مذاکره یا توافقی که بتواند به تقویت موقعیت ایران منجر شود، مخالفت کرده و برای تضعیف یا برهم زدن آن تلاش کرده و میکند.
یکی از ابزارهای مهم در این فضا، مدیریت افکار عمومی و القای برداشتهای خاص است؛ بهگونهای که گاهی حس «پیروزی» به طرف مقابل منتقل میشود، در حالی که واقعیت میتواند متفاوت باشد. این نوع القا ممکن است تصمیمگیری را از مسیر منطقی خارج کند و باعث شود روند مذاکره، توافق یا کاهش تنش کنار گذاشته شود. در نتیجه، شرایط بهسمت پیچیدهتر شدن پیش میرود و عملاً مسیر مصالحه و توافق مسدود م��شود.
در سالهای گذشته، موضوعاتی مانند برنامه هستهای محور اصلی اختلافها بود، اما امروز تنگه هرمز نیز به آن افزوده شده و این دو به موضوعات حساس و حتی حیثیتی تبدیل شدهاند. در حالی که این موضوعات باید بهعنوان «ابزار» و «اهرم» در مذاکره دیده شوند، نه خطوط قرمزی که فضای تصمیمگیری را محدود و بسته میکنند.
واقعیت این است که ایران در این جنگ تحمیلی آسیب زیادی دیده است، اما نه شکست خورده و نه به پیروزی کامل رسیده است. همین «شکست نخوردن»، در فضای افکار عمومی جهانی بهعنوان نوعی برتری نسبی یا شبهپیروزی تلقی میشود؛ موقعیتی که اگر هوشمندانه مدیریت شود، میتواند در مذاکرات ایران و آمریکا به یک امتیاز واقعی تبدیل شود.
فشارهایی که در حوزههای راهبردی—از جمله تنگه هرمز و شوک نفتی—ایجاد میشود، میتواند بهعنوان یک کارت مهم در مذاکرات مورد استفاده قرار گیرد. اما هدف از این ابزارها، بهویژه تنگه هرمز، نباید ادامه یک وضعیت فرسایشی باشد؛ بلکه باید در خدمت دستیابی به یک توافق منصفانه و پایدار قرار گیرد.
در عین حال، برخی محاسبات درباره درآمدهای احتمالی از تنگه هرمز نیز اغراقآمیز است. با توجه به رویههای بینالمللی در سایر آبراههها و کانالها، این درآمدها معمولاً بسیار محدودتر از اعدادی است که گاهی مطرح میشود و ممکن است حتی به کسری از آن—مثلاً حدود ۱۰ درصد—برسد. بنابراین، نگاه صرف اقتصادی به این موضوع نیز نباید مبنای تصمیمگیری قرار گیرد.
ضمن اینکه درآمد ایران از لغو تحریمها دهها برابر آن می شود؛
در نهایت، مهمترین اولویت این است که کشور از سایه جنگ، تحریم و فشار خارج شود. رسیدن به یک توافق که البته قابل بازنگری یکطرفه در بازهای سه تا چهار ساله و به دلایلی مانند تغییر شرایط یا نقض تعهدات طرف مقابل باشد—میتواند مسیر را برای ثبات و پیشرفت هموار کند. در شرایط فعلی، توافق و صلح و رفع تحریم و عادی سازی شرایط کشور در عرصه جهانی ، حتی اگر مستلزم بازنگری در برخی خطوط قرمز ترسیمشده باشد اولویتی اجتنابناپذیر است.
آنچه اهمیت دارد، این است که در مقطع کنونی، سایه جنگ و تحریم از کشور برداشته شود. تصمیمگیری در چنین شرایطی باید بر پایه واقعبینی، محاسبه دقیق و در نظر گرفتن منافع بلندمدت کشور باشد، نه بر اساس احساسات یا برداشتهای غیرواقعی از وضعیت موجود.
اسرائیل سالهاست تلاش میکند حمایت آمریکا را در برابر ایران را برای خود حفظ کند و با هر توافقی که موقعیت ایران را تقو��ت کند، مقابله کرده است. یکی از ابزارها، القای «حس پیروزی» است؛ چیزی که میتواند مسیر مذاکره را منحرف کند…
#ایران
#مذاکره
#تحریم
#تنگه_هرمز
#سیاست_بینالملل
#خاورمیانه
با رفع تحریمها و اتصال بانکهای ایرانی به شبکه بانکی جهانی، بخش عمدهای از نیاز به واسطهها در کشورهای اطراف برای تبادلات مالی، تراستی و حتی ریاکسپورت از بین میرود؛
در نتیجه، الزام به اعلام نادرست مبدأ و مقصد نیز عملاً منتفی خواهد شد و تجارت در مسیر شفاف، مستقیم و کمهزینه قرار میگیرد؛
گفتهی حافظ شیرازی را ارج نهیم:
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.
زمان عبور از تنش است؛
مذاکره از موضع عقلانیت،
تعریف منافع جدید،
و بازتعریف روابط حسنه با همسایگان، بهویژه برادران جهان عرب.
ایرانِ قوی،
ایرانِ عاقل است. 🇮🇷
#ایران#منافع_ملی#��قلانیت #صلح_با_عزت #رفع_تحریم