#حزب_کمونیست_ایران#کوملە
🚩 اطلاعیه پایانی کنگره سیزدهم حزب کمونیست ایران
کنگره سیزدهم حزب #کمونیست#ایران در روزهای۲۷، ۲۸، و ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۴ برابر با ۸، ۹، و ۱۰ مهرماه ۱۴۰۳، در چند سالن و کشورهای مختلف از طریق شبکه اینترنت برگزار شد.
در آغاز #کنگره، #سرود#انترناسیونال، سرودهمبستگی جهانی #کارگران، نواخته شد و بهمنظور گرامیداشت یاد جانباختگان راه #آزادی و #سوسیالیسم، یاد و خاطرهی رفقایی که در فاصله دو کنگره جان خود را در صفوف حزب کمونیست ایران و کومەلە از دست داده بودند، یک دقیقه سکوت اعلام شد. در این سکوت، یاد جانباختگان #انقلاب #زن_زندگی_آزادی و #کارگران #معدن_طبس که در آستانه برگزاری کنگره، در عمق زمین قربانی سودجویی #سرمایهداران و بیتوجهی دولت حامیآنان شده بودند، همچنین گرامی داشته شد.
کنگره که جلسه مرکزی آن در شهر کلن #آلمان بود، با تأیید هیئت رئیسهای که از سوی کمیته تدارک کنگره معرفی شده بود و با تصویب اعتبارنامه نمایندگان و اعلام حضور اکثریت قریب به اتفاق حاضرین، رسماً آغاز به کار کرد. پس از سخنرانی افتتاحیه، کنگره به بررسی دستور جلسات پرداخت.
دستور جلسات کنگره شامل موارد زیر بود:
۱_ گزارش سیاسی و تشکیلاتی کمیته مرکزی موقت حزب به کنگره
۲_ بررسی قرارها و قطعنامهها
۳_ انتخاب اعضای جدید کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
گزارش سیاسی پیش از آغاز کنگره در اختیار نمایندگان قرار گرفته و برخی ملاحظات رسیدە بە کمسیون سیاسی کنگرە نیز در آن گنجانده شده بود. گزارش تشکیلاتی نیز عمدتاً بر عملکرد دو سال اخیر فعالیت حزب متمرکز بود. پس از بحث و بررسی پیرامون این گزارشها و پاسخ به سوالات نمایندگان، هر دو گزارش با اکثریت قاطع آرا به تصویب رسید.
بخش عمده زمان کنگره به بحث و بررسی قرارها و قطعنامهها اختصاص یافت. این مباحثات باروحیه سازنده و مسئولانه انجام شد. وجود وحدت سیاسی میان شرکتکنندگان، در عین وجود تنوع و تفاوت نظرات و دیدگاهها، بهویژه در مورد قطعنامهها و قرارهای پیشنهادی، از ویژگیهای بارز این کنگره بود.
در پایان، کنگره پیامهایی خطاب به #کارگران، #زندانیان_سیاسی، #زنان، خانواده جانباختگان و مردم مبارز و #کردستان صادر کرد. کنگره پس از سه روز کار فشرده، در میان رفقای کاندید، با انتخاب ۱۵ نفر از حاضرین به عنوان اعضای اصلی و سه نفر به عنوان اعضای علیالبدل کمیته مرکزی حزب به کار خود پایان داد. جزئیات بیشتر در زمینە برگزاری کنگرە ١٣ حزب کمونیست ایران، از طریق نشریات و رسانههای حزبی به اطلاع عموم خواهد رسید.
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
٤ اکتبر ۲۰۲۴
١٣ مهر ۱۴۰۳
#کومەلە
#کۆمەڵە
#حزب_کمونیست
#حیزبی_کۆمۆنیستی_ئێران
#کوملە#حزب_کمونیست_ایران
❗️سرنوشت جمهوری اسلامی باید به دست خود مردم ایران تعیین شود
دولت #اسرائیل پس از شخمزدن سرتاسر نوارغزه با بمبارانهای پیدرپی و کشتار بیش از ۴۱ هزار نفر از مردم #غزه و زخمی کردن بیش از صدهزار انسان، اینک متوجه جبهه #لبنان و نبرد با #حزبالله شده است. کشتن سید #حسن_نصرالله و دیگر فرماندهان رده اول حزب الله، به همراه شماری از مشاورین و فرماندهان سپاه قدس، انفجار پیجرها و بیسیمها و وسایل ارتباط جمعی، برتری اطلاعاتی و نظامی اسرائیل بر #جمهوری_اسلامی و متحدانش را به خوبی نشان داد. در نتیجه این تحولات جمهوری اسلامی به روشنی دریافته است که توان تقابل با اسرائیل را ندارد و تهدید به انتقام کشته شدن اسماعیل هنیه رهبر #حماس در #تهران هم به تدریج شامل مرور زمان شد و چون حبابی ترکید. طی دو ماه گذشته ضعفهای استراتژیک آنچه که جبهه مقاومت خوانده میشد و در راس آنها خود جمهوری اسلامی در مقابل اسرائیل کاملا برملا شده است.
سیر تحولات نشان میدهد که هر چند اسرائیل در عرصه افکار عمومی بشدت منفور شده و این نفرت بینالمللی در سرنوشت و آینده این کشور تاثیر بسیار جدی برجای خواهد گذاشت، اما در عرصه جنگ، اقدام هفت اکتبر از جانب سازمان مرتجع حماس فرصتی به این کشور داده است تا یک نسل کشی آشکار را در غزه به پیش ببرد و به دنبال آن اکنون نابودی جنوب لبنان را نیز در دستور قرار داده است و اخبار رسیده حاکی است که تانکهای اسرائیل از مرز عبور کرده و در حال پیشروی به سوی عمق خاک لبنان هستند.
وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد که در دو هفته گذشته بیش از ۱۰۰۰ لبنانی کشته و ۶۰۰۰ نفر زخمی شدهاند. دولت لبنان میگوید که یک میلیون نفر یعنی معادل یک پنجم جمعیت کشور، مجبور به ترک خانههای خود شدهاند. آنچه که نتانیاهو را قادر ساخته است این چنین به نمایش برتری نظامی خود در منطقه بپردازد و برای رقبایش خط و نشان بکشد، پشتیبانی مالی و تسلیحاتی بیدریغ دولت آمریکا است. ارتش و دولت اسرائیل تمام اقدامات جنایتکارانه نظامیش در منطقه را به کمک صددرصدی دولت و هیئت حاکمه #آمریکا انجام میدهند.
اما تداوم این حملات و زیر فشار شدید قرار گرفتن حزب الله، این احتمال را بالا خواهد برد که موافقان جنگ با اسرائیل در میان فرماندهان رژیم اسلامی به تدریج دست بالا را بیابند و نبردهای درون جناح های حکومتی به سمتی برود که جمهوری اسلامی را نیز وارد جنگ بکند. چنین جنگی هر سرنوشتی داشته باشد به ضرر مردم ایران و به ضرر #انقلاب مردم خواهد بود.
در همین رابطه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر حکومت #نژادپرست اسرائیل در روز دوشنبه سیام سپتامبر، برابر با نهم مهر پیامی ویدئویی به ظاهر خطاب به مردم ایران صادر کرد. او پس از تهدید جمهوری اسلامی در اشاراتی ریاکارانه و دوستی با شهروندان ایرانی ادعا کرد در مبارزه سرنگونطلبانه آنان علیه جمهوری اسلامی در کنارشان خواهد بود. پیام #نتانیاهو که ظاهرا خطاب به مردم ایران ایراد گردیده، جوابی به هارت و پورت تبلیغاتی فرماندهان نظامی و دست راستیهای صاحب قدرت در ایران نیز است.
ادامە در لینک زیر:
https://t.co/YHksvl0LF2
#کومەلە
#کۆمەڵە
#حزب_کمونیست
#حیزبی_کۆمۆنیستی_ئێران
#کوملە#حزب_کمونیست_ایران
❗️اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له
در رابطه با انتقال اردوگاه کومه له در اقلیم کردستان
مردم مبارز کردستان!
با قریب به گذشت نزدیک به دو سال از امضاء توافق نامه ننگین امنیتی دولتهای #ایران و #عراق، سرانجام پروسه اجرای مرحله اول یکی دیگر از مفاد احتمالی این توافق نامه به اجراء درآمد. در این مرحله جمعی از افراد و خانواده های کومه له مستقر در اردوگاه #زرگویز علیا به عنوان شروع پروسه انتقال کامل ، به سورداش، مکانی در ۴۰ کیلومتری زرگویز و در مجاورت شهر #دوکان در #اقلیم_کردستان منتقل شدند. این جمع قرار است در محل جدید مستقر شوند، تا منازل و تاسیسات لازم در آن برای اسکان بقیه خانوادەها و افراد هم آماده شود. این رویداد از طریق رسانه های جمعی اقلیم #کردستان و شبکه های اجتماعی انعکاس خبری وسیعی پیدا کرد و نگرانی هائی را در میان مردم کردستان ایران و بویژه خانوادەهای رفقای ما در داخل کشور دامن زده است. برای روشن شدن جزئیات این رویداد توجه مردم مبارز کردستان را به نکات زیر جلب می کنیم:
یک: ما طی ۳۰ سال گذشته، بارها و در هر فرصتی بر این واقعیت تاکید کرده ایم که اولا، به دلایل #سیاسی ، #مبارزاتی و #اجتماعی روشنی اولویت ما نه مبارزه مسلحانه، بلکه گسترش مبارزات سیاسی و مدنی در کردستان ایران است. این سیاست از روی ارزیابی ما از تغییر شرایط اجتماعی، در ایران و کردستان ناشی شده است. #اعتصاب عمومی تابستان سال ۱۳۸۴ در اعتراض به کشته شدن جنایتکارانه "#شوانه_سید_قادری" در شهر #مهاباد بویژه از این لحاظ که فراخوان این اعتصاب صرفا به دعوت کومه له ( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) صورت گرفت، در یک آزمون اجتماعی به ما این اطمینان خاطر را داد که راه درستی انتخاب کرده ایم.
دوم: مکان استقرار تشکیلات علنی ما در اقلیم کردستان متاسفانه همواره منطقه ای ناامن بوده است. #تروریسم #جمهوری_اسلامی در این منطقه به شدت فعال بوده و صدها نفر از اعضاء و هواداران احزاب سیاسی اپوزسیون #کورد مستقر در کردستان عراق و از جمله شماری از رفقای ما قربانی این تروریسم شده اند ، جانباخته اند و یا زخمی شده اند. اگر زیاد به گذشته دور بر نگردیم، در همین دوره شاهد ظهور داعش و گروههای اسلامگرای تند رو کردی نظیر #جند_الاسلام و #انصار_الاسلام و #داعش و غیره بوده ایم که همه می دانند بویژه به خون سر #کمونیستها تشنه هستند. از آنجا که این ناامنی هنوز بر قرار است، ما حق دفاع از خود را برای خود مفروض می دانیم. بعلاوه داشتن سلاح در اقلیم کردستان و در عراق بطور کلی در چهارچوب ضوابط تعیین شده، پذیرفته شده است. در قضیه خلع سلاح که این روزها بسیار بر سر زبانها است، ما مقادیر نسبتا انبوهی از سلاح های سنگین و نیمه سنگین خود را که سالها انبار کرده بودیم و برای ما کاربرد عملی نداشتند بە امانت در اختیار #اتحادیه_میهنی_کردستان قرارداده ایم.
سوم: مفاد قرارداد امنی دولتهای ایران و عراق تا همین اکنون آشکار نشده است. تنها سخنگویان دو دولت در فرصتهای مختلف اشاراتی به محتوی آن داشته اند. که بخشی از این اظهارات در چهارچوب تبلیغات و #جنگ روانی و غیره قرار می گیرد. اما به نظر می رسد که حداقل انتقال اردوگاههای اپوزسیون به مکان دوم بخشی از این توافق نامه بوده باشد. طی گفتوگوهای مفصلی که در یکی دو سال گذشته با مسئولین اقلیم کردستان عراق داشته ایم، تلاش کردیم که آنها را متقاعد کنیم، موجبی برای انتقال این اردوگاهها وجود ندارد و تاکید کردیم که ما جدا از صرف نظر کردن انان ، مطابق سیاست عمومی خود اردوگاە را غیر نظامی کردە بودیم ، در نشستی که اخیرا نمایندگان ما و دو سازمان دیگری که به نام کومه له فعالیت می کنند، با هیاتی از جانب دولت عراق در شهر سلیمانیە داشتیم، آنها تنها انعطاف ملموسی که از خود نشان دادند این بود که رفقای ما می توانند به عنوان شهروند در شهرهای اقلیم کردستان ساکن شوند، بدین ترتیب گفتوگو به بن بست رسید. به دنبال آن گفتوگو و دیالوگ را با نمایندگان اتحادیه میهنی ادامه دادیم که تا بلکه به راه حلی میانی دست پیدا کنیم. در آخرین مرحله گفتوگوها یادآور شدیم که اصرار جمهوری اسلامی بر گروههای اپوزسیون با این درجه از پیگیری ربطی به خطرات امنیتی که از اقلیم کردستان از طریق ما متوجه جمهوری #اسلامی باشد، ندارد، بلکه بخشی از یک جنگ روانی است که بر علیه مردم کردستان ایران و بی اعتبار کردن هرچە بیشتر حکومت اقلیم کردستان عراق در دو سوی مرز براه انداخته شده است. ...
ادامە در لینک زیر:
https://t.co/t6VUgECVq2
#کومەلە
#کۆمەڵە
#حزب_کمونیست
#حیزبی_کۆمۆنیستی_ئێران
اطلاعیه کمیته مرکزی کومهله بهمناسبت
درگذشت رفیق حسین مراد بیگی
با کمال تاسف اطلاع یافتیم که حوالی نیمه شب گذشته، چهارم ماه مه، ۱۵ اردیبهشت، قلب «رفیق حسین مردابیگی» از چهرههای بر جسته جنبش کمونیستی ایران و از بنیانگذاران کومهله بعد از ۱۲ سال دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان در شهر استکهلم در کشور سوئد از تپش باز ایستاد.
رفیق محمدحسین مراد بیگی سال ۱۳۳۰در شهر بوکان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در شهرهای بوکان و تبریز به اتمام رساند و به مدت دوسال در دانشسرای تربیت معلم تبریز در رشته زبان انگلیسی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۴۸ و در اوان جوانی در بنیانگذاری تشکیلاتی که بعدها کومهله نام گرفت مشارکت فعال داشت و در موقعیت یکی از کادرهای رهبری آن قرار گرفت و نخستین حوزه فعالیت کومهله در شهر تبریزرا تشکیل داد. رفیق حسین در ادامه فعالیت سیاسی خود در سال ۱۳۵۲ در ارتباط با دستگیری جمعی از فعالین سیاسی شهر بانه بازداشت و به زندان شهر اصفهان انتقال یافت. ساواک با بازجوئی و شکنجه رفیق حسین نتوانست به وجود کومهله و فعالیتهایش به عنوان یک سازمان سیاسی پی ببرد. وی پس از یک سال از زندان آزاد شد و بلافاصله پس از آزادی مسئولیتهای خود را به عنوان یکی از کادرهای رهبری کومهله از سر گرفت.
رفیق حسین جریان انقلاب ۱۳۵۷ ایران همراه با جمعی ازرفقای رهبری کومهله در سازماندهی نیروی مسلح پیشمرگ کومهله و دیگر عرصههای فعالیت کومهله در منطقه سردشت ، بهویژه در جریان خلع سلاح نیروی اربابان زمیندار نقش فرماندهی و فعالی بر عهده گرفت. نخستین مرکز آموزشی پیشمرگان کومهله در سال ۱۳۵۸ با مسئولیت وی در منطقه « گۆرەمەڕ» سردشت تشکیل شد . با ایجاد نیروی مسلح کومهله در سطح کردستان، رفیق حسین مرادبیگی که اینک بیشتر به نام "حمه سور" شناخته میشد، فرماندهی کل این نیرو را بر عهده گرفت. در سال ۱۳۶۲ در تشکیل حزب کمونیست ایران مشارکت کرد و در کنگره موسس حزب به عنوان عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران بر گزیده شد. در سال ۱۹۸۷ وظیفه نمایندگی کومهله در خارج کشور را بر عهده گرفت و در شهر پاریس مستقر شد. در طول سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ در عرصههای مختلف فعالیتهای کومهله و حزب کمونیست ایران فعالانه شرکت داشت. رفیق حسین مرادبیگی در سال ۱۹۹۱ با تشکیل حزب کمونیست کارگری ایران به این حزب پیوست. در جریان تحولات درونی بعدی این حزب، فعالیتهای خود را در حزب کمونیست کارگری ـ حکمتیست ادامه داد. ۱۲ سال ابتلا به بیماری سرطان نتوانست رفیق حسین را در مبارزه برای آرمانهای شریف انسانی از پا بیاندازد وهمزمان تلاش می کرد در مسیری که برای خود انتخاب کرده بود، با همه توان راه بپیماید.
کمیته مرکزی کومهله به مناسبت درگذشت حسین مرادبیگی از صمیم قلب همدردی خود را با خانواده و همه همرزمان و رفقایش و مردمی که وی را میشناختند و دوستش داشتند، ابراز میدارد و خود را در اندوه آنان شریک می داند.
یادش گرامی باد
کمیته مرکزی کومهله
( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳
۵ ماه مه ۲۰۲۴
به یاد عزیز از دست رفته یدی بیگلری
متاسفانه جنبش ما یکی از یاران برجسته و تاثیر گذار خود را از دست داد. رفیق یدی بیگلری از جمله کسانی است که جای خالی او در جنبش عدالت خواهانه و سوسیالیستی زمانه ما به آسانی پر نمی شود. ۶۰ سال تجربه مبارزه سیاسی بدون وقفه، با سربلندی، با وفاداری به اهداف، با اخلاق برجسته، با انساندوستی، با سخت کوشی، سرمایه ارزشمندی است که رفیق یدی بیگلری برای همرزمانش به جا گذاشته است.
بدون شک خانواده این عزیز اکنون لحظات دشوارتری را پشت سر می گذارند. خود را عمیقا در اندوه آنان سهیم می دانم و برای همه آنها، برای همسرش عزیزه بسیار مهربان و فرزندان دلبندش حه مه و سوما آرامش و تندرستی و طول عمر آرزو می کنم. کاک یدی عزیز با خاطرات شیرینش، الگوی ارزشمندی بود که برای همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند.
خجسته باد ۸ مارس روز جهانی زن
انقلاب زن ، زندگی، آزادی ، باردیگر نشان داد کە زن نە تنها “ضعیفە و جنس دوم” نیست، بلکە توانا، آگاه ،جسور، فداکار و بیشترین شایستگی ادارە جهان عاری از جنگ، کشتار و آکندە از صلح، انسان دوستی و محبت را دارد. گرم ترین شادباش ها به زنان و مردان آزادە به مناسبت روز جهانی زن.
۸ مارس روز جهانی زن در راه است. فرارسیدن این روز بزرگ تاریخی را به همه زنان و مردان آزادیخواه و برابری طلب شادباش می گوئیم. یاد و خاطره جانبازیهای زنان و دختران آزاده ای را گرامی می داریم که در انقلاب پر شکوه «ژینا» چون ستاره درخشیدند و روشنی بخش راه انقلاب دوران ساز آتی شدند.
امسال در شرایطی ٨ مارس روز جهانی زن و روز نبرد برای رهایی زن را گرامی میداریم کە بر متن یک بحران جهانگیر اقتصادی که بار فقر ناشی از آن بیش از همه بر دوش زنان سنگینی می کند، جنگ ویرانگر در اوکراین و کشتار مردم بیدفاع غزه، بویژه زنان و کودکان توسط ارتش نژاد پرست اسرائیل نیز همچنان ادامه دارد و زنان در جنگ ها و در بحرانها همواره بیشتر از مردان در معرض مصائب و زیانهای وحشتناک آن قرار داشته اند. در این حال زنان مبارز و پیشرو همواره از پیشگامان اعتراض بە جنگ، نوید دهندەگان صلح و آشتی و پیام آوران آزادی و امنیت در جهان و در روزهای سخت بودەاند.
ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از همان ابتدا یکی از پایه های اقتدار خود را بر سلب حقوق انسانی زنان قرار داد. نخستین ابراز وجود سیاسی خمینی در سال ۱۳۴۲ بر علیه زنان و حقوق ابتدائی بود در آن دوره کسب کرده بودند، موضعی که در نخستین روزهای پس از به قدرت رسیدن در اسفند ۱۳۵۷بر آن تاکید کرد و آنرا عملی نمود. از آن زمان رژیم اسلامی دو بازوی مذهب و مردسالاری را با تمام قوا علیە زنان به کار گرفت. بیرحمانه ترین اشکال خشونت و تحقیر علیه زنان در رژیم اسلامی قانونی شدند. تحمیل حجاب اجباری به عنوان نماد اسارت زن، کودک همسری، ترویج تن فروشی تحت عنوان صیغه، گذشت قانونی نسبت به قتل زنان به بهانه های ناموسی، محروم کردن زنان از حق سرپرستی فرزندان، سلب حق قضاوت از زنان، سلب حق مسافرت بدون اجازه مردان، قانونی شدن حقوق دو زن برابر یک مرد، تنها بخشی از قوانین ضد زن در رژیم اسلامی هستند. انقلاب زن، زندگی،آزادی بر چنین بستری شکل گرفت. این انقلاب نشان داد کە زن نە تنها “ضعیفە و جنس دوم” نیست، بلکە توانا، آگاه ،جسور، فداکار و بیشترین شایستگی ادارە جهان عاری از جنگ، کشتار و آکندە از صلح، انسان دوستی و محبت را دارد.
اطلاعیه کمیته مرکزی کومهله در پاسخ قاطعانه مردم کردستان به فراخوان بایکوت نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی
گزارشهای دریافتی از شهرها و روستاهای مختلف کردستان حاکی از آن است نمایشی کە با نام «انتخابات» در روز جمعه بهراە انداختە شد، با تحریم و بیاعتنایی از سوی اکثریت قاطع مردم در کردستان روبرو گردیده است. برآوردهای اولیه از شهرها و روستاهای مختلف کردستان بیانگر آن است که علیرغم هر ترفندی که به کار گرفته شد، پایینتر از ده درصد از واجدین شرایط رای دادن به پای صندوق رای رفتهاند. بایکوت آنچنان چشمگیر است هیچ درجهای از تقلبات انتخاباتی رایج در جمهوری اسلامی، نمیتواند آنرا بپوشاند. اگرچە هنوز باید منتظر گزارشات تکمیلی در بایکوت وسیع این نمایش حکومتی در کردستان بود، تا همین جا پیروزی مردم و جامعه مدنی کردستان، در این نبرد معین قطعی است.
اما آنچە در روز جمعە اتفاق افتاد دور از انتظار نبود. مردم کردستان کە از همان ابتدا بە رفراندوم جمهوری اسلامی نە گفتە بودند. مردمی کە تهاجم این رژیم سرکوبگر بە کردستان را با مقاومت قهرمانانە خود جواب دادە بودند و این مقاومت طی ۴۵ سال حاکمیت جمهوری اسلامی را در اشکال مختلف و در حرکتهای تودهای بزرگ از جملە در اعتصابات سیاسی، در سالهای مختلف و سرانجام در انقلاب «ژینا» بە چالش کشیدە بودند، مردمی که از هر فرصت ممکن بهرە بردەاند تا بیگانگی این رژیم را با مصالح و منافع امروز و فردای خود نشان دهند. روز جمعە بار دیگر چنین فرصتی پیش آمد و در یک همبستگی کە بارها آنرا تجربە کردە بودند، آشکارا اعلام کردند کە این حاکمیت را بیگانە با خود میدانند. جا دارد همین جا این قدم بزرگ را بە مردم کردستان و همە فعالینی کە در هموار کردن راە آن تلاش داشتند تبریک گفت.
بایکوت نمایش انتخاباتی جمهوری اسلامی از همان ابتدا بدیهی و قابل انتظار بود. زیرا که کارنامە این حاکمیت در کردستان مملو از جنایت و تحمیل بیحقوقی و لگدمال کردن امیدها و آرزوها آنان برای برخورداری از یک زندگی انسانی است. بدون شک مردمی کە مطالبات اولیە خود را با زندان و شکنجە و اعدام پاسخ گرفتە بودند، مردمی کە طی حاکمیت جمهوری اسلامی همچنان لقب مناطق محروم را برای توجیە ادامە این محرومیت یدک میکشند، مردمی که سایە بیکاری، فقر و آسیبهای اجتماعی بر زندگیشان گسترده است، مردمی که بە کولبری رو میآورند و جانشان را برای بدست آوردن لقمە نانی در گرو میگذارند، مردمی کە بە ناچار برای یافتن کار تن بە مهاجرت میدهند و مشقات دوری از خانواده را متحمل میشوند، در روز جمعە در یک همبستگی نیرومند با تحریم نمایش انتخابات نشان دادند کە مقاومت و مبارزە برای به دست آوردن حقوق مسلم خود را ادامە دادە و هر بارقدمی بلندتر بە جلو بر میدارند. این مردم در یک اقدام هماهنگ نشان دادند که کردستان، چنانچه در انقلاب ژینا نشان داد، همچنان سنگر انقلاب ایران خواهد بود. واضح است کە هنوز تا پیروزی نهایی راه درازی در پیش است، اما همبستگی روز جمعه در پاسخ به فراخوان بایکوت این نمایش انتخاباتی و تحرک امید بخش جامعه مدنی کردستان، در یک اقدام شور انگیز سیاسی، نشان داد کە مردم خود را برای نبردهای سرنوشت ساز آتی آماده میکنند.
اما بایکوت نمایش انتخابات در کردستان را باید در پیوند و همراهی اكثریت قابل توجهی از مردم در سراسر ایران نیز دید. به روشنی معلوم است که آمار و ارقام اعلام شدە از سوی دستگاهای تبلیغاتی رژیم جعلی هستند و بایکوت انتخابات فرمایشی در سطح سراسری نیز پیروزی بزرگی بدست آورده است. مردم ایران در این اقدام سراسری خود توانستند قدم بزرگی در راستای طرد نظام فاسد و مستبد جمهوری اسلامی بردارند. اگر آنچە را کە روز جمعە اتفاق افتاد در چهارچوب « انقلاب مداوم ژینا» قرار دهیم، بدون شک میتواند زمینە ساز حرکتهای بزرگتری باشد و امید بە آیندە روشن را در دلها بارور سازد. آیندهای کە همین مردمِ قربانیان حاکمیت جمهوری اسلامی باید سازندگان آن باشند.
کمیته مرکزی کومهله
۱۱ اسفند ۱۴۰۲ شمسی
اول مارس ۲۰۲۴ میلادی
اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له در رابطه با روز جهانی آموزش به زبان مادری
روز ۲۱ فوریه برابر با دوم اسفند ماه، روز جهانی آموزش زبان مادری است. آموزش و پرورش به زبان مادری ابتداییترین و بدیهیترین حق هر انسانی در هر گوشهایی از جهان است. امروز در بخش بزرگی از جهان، حق آموزش به زبان مادری به رسمیت شناخته شده و در مقیاس میلیاردی از این حق استفاده می کنند.کشور پرجمعیتی چون هندوستان تنها یک نمونه آن است که در آن دهها زبان رسمی وجود دارد و آموزش به همه آن زبانها در جریان است.کشورهای بسیاری در جهان وجود دارند که در آنها دو یا سه زبانِ برسمیت شناخته شده نه تنها در امور آموزش و پرورش سازمان داده شده است، بلکه زبان اداری، رسانه ای و قانونی، همان زبان مادری است که اعضای خانواده در خانه با آن زبان صحبت می کنند، نمونه های برجسته آن کشورهای هند،سوئیس، کانادا و اسپانیا است.
صدها سال است کارشناسان حوزه زبان بر این باورند که آموزش و تحصیل به زبان مادری عامل جدی در شکوفایی ذهنی و یادگیری کودکان است و به رسمیت نشناختن این حق باعث صدمات و مشکلات بسیاری در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و رشد ذهنی کودکان است. علاوه بر آنکه آموزش به زبان مادری یک حق اولیه و انسانی هر فردی در جهان است، پیشرفت و توسعه جامعه هم در گرو شکوفایی تمامی استعدادها و توانایهای مردم آن جامعه است که آموزش به زبان مادری یک رکن اساسی و مهم آن است.
کودکان می توانند چند زبان را به آسانی یادبگیرند و کودکان چند زبانه پتانسیل بهتر و بیشتری برای یادگیری دارند. برسمیت شناختن حق تحصیل در همه سطوح به زبان مادری یک رکن اساسی در تکامل شخصیت تندرست کودکان و نوجوانان و راهی به سوی پیشرفت و تعالی جامعه است.
با همه اینها در ایران که کشوری چند زبانه است،تحت حاکمیت رژیمهای شاه و اسلامی، به عنوان بخشی از ستم ملی، حق آموزش به زبان مادری برای میلیونها دانشآموز کُرد، ترک، عرب، بلوچ و غیره به طور برنامهریزی شده و سیستماتیک نقض شده است. جمهوری اسلامی نه تنها آموزش به زبان مادری را ممنوع کرده، بلکه با امنیتی کردن آن، فعالین اجتماعی، فرهنگی و زبانی را با زندان و شکنجه روبرو کرده است.
در ایران کودک در بدو ورود به کودکستان و یا مدرسه خود را با محیط جدید بیگانه می یابد و چون به پدر و مادر و نزدیکانآ شنا هم دسترسی ندارد، به طور طبیعی احساس ترس و نگرانی خواهدکرد. سخن گفتن معلم به زبان دیگری این ترس و بیگانگی کودک را دوچندان می کند. سنگ بنای رابطه کودک و معلم، با این بیگانگی نهاده می شود. در حالیکه این ترس از طریق زبان مشترکی که به گوش کودک آشنا است، می تواندبرطرف شود. احترام به معلم جای ترس از وی را خواهد گرفت. پلی بین خانواده و مدرسه ایجاد خواهد شد. کودک آموزشها را با آرامش بیشتری فرا می گیرد و اعتماد به نفس در وی تقویت خواهد شد. تحقیقات معتبر علمی نشان می دهد که امر آموزش و پرورش حداقل تا ۱۰سالگی باید به زبان مادری باشد. تنها در این صورت است که کودک از ظرفیت رشد و تکامل شخصیت خود به تمامی بهره خواهد برد و استعدادهایش شکوفا خواهند شد. توانائی در بکارگیری زبان مادری کودک را در فراگیری زبانهای دیگر تواناتر می سازد. از این طریق راه برای آموزش زبانهای دوم و سوم و دسترسی به فرهنگ و اندیشه فراهم می شود. در مراحل بعدی آموزش به زبان مادری، توانائی نوجوانان و جوانان در امر غنی تر ساختن فرهنگ و اندیشه در جامعه بشری ارتقاء می یابد. بدین ترتیب جهان پیرامون کودک و نوجوان و جوان گسترده تر می شود. حال با این اوصاف میتوان تصور کرد رژیمی که این حق ابتدائی را از ملیونها کودک ساکن این کشور دریغ می کند، در واقع مرتکب چه جنایتی در حق این نونهالان و در حق نیروهای سازنده فردای این جامعه خواهد شد.
تحقیقات جامعه شناسانه در حوزه آموزش و پرورش در ایران نشان داده است که میزان ترک تحصیل، عدم موفقیت در مناطقی از ایران که زبان مردم آن فارسی نیست، بالاتر بوده و شادی و رضایت کودکان و محصلین بسیار پائین تر است.
آموزش به زبان مادری، در همه سطوح، صحبت به زبان مادری در ادارات دولتی و درمحیط کار، حضور در میدیا و رسانه ها به زبان مادری، حق بی چون و چرای هر انسانی است.
کمیته مرکزی کومه له
سازمان کردستان حزب کمونیست ایران
۳۰ بهمن ۱۴۰۲
اطلاعیه کمیته مرکزی کومه له
مردم کردستان با نرفتن به پای صندوق رای، ۱۱ اسفند را به صحنه پرشور دیگری از جنبش انقلابی کردستان تبدیل خواهند کرد
قرار است که روز ۱۱ اسفند ماه یکی از بی رونق ترین نمایشهای انتخاباتی رژیم حاکم بر ایران بر روی صحنه بیاید . از هم اکنون همه نشانه ها حاکی از آن است، آنچه که در جمهوری اسلامی انتخابات نامیده می شود، اینبار با یکی از بی سایقه ترین و گسترده ترین تحریم ها در طول حیات ۴۴ ساله این رژیم روبرو خواهد شد.
اینبار نه تنها سازمانهای سیاسی اپوزسیون رژیم، بلکه گروههای مختلف مردم معترض در عرصەهای مختلف اجتماعی، بازنشستگان، کارگران، معلمان، دانشجویان، مالباختگان و غیره در هر اعتراض خود، با صدای بلند و بدون پروا شعار «ما رای نمی دهیم» سر می دهند. موضع مردم معترض در این صحنه ها نه فقط تحریم انتخابات بلکه تقبیح شرکت در این نمایش مسخره است. نمایش انتخابات کنونی آنقدر مفتضحانه است که حتی اصلاح طلبان که خود همیشه بخشی از فعالین آن بوده اند، به دلیل رد صلاحیت شان از سوی شورای نگهبان، وحتی بعضی از نزدیک ترین حلقه های حکومتی که تا دیروز از مهره های اصلی این رژیم بودند ومشمول تازه ترین تصفیه های درونی شده اند، با زبان بیزبانی تحریم انتخابات را اعلام کرده اند.
برای اکثریت مردم ایران جمهوری اسلامی در ردیف دیگر جریانهای اسلامی در منطقه نظیر داعش، طالبان وحزب الله و غیره قرار دارد، با این تفاوت که این رژیم فرصت بیشتری برای ریختن زهر خود در پیکر این جامعه و کل منطقه داشته است و فلاکت را در ابعاد وسیعتری بر زندگی مردم ایران و منطقە تحمیل کرده است. کشاندن ٧٠ درصد از مردم به زیر خط فقر، آنهم در کشوری که بر دریائی از ثروتهای طبیعی نشسته است، محروم کردن شهروندان از ابتدائی ترین آزادیها و حقوق اجتماعی، کشتارهای جمعی، شکنجه ، اعدام و ترور، اعمال ارتجاعی ترین قوانین بر زنان و بر زندگی احاد مردم، دشمنی با آزادی و حقوق ابتدائی ملتهای تحت ستم، گسترش فاجعه بارترین آسیبهای اجتماعی، این حاصل ۴۴ سال حاکمیت رژیم اسلامی است. رژیمی که میخواهد نشان دهد هر چند سال یکبار گویا مشروعیت خود را از رای مردم گرفته است.
اینبار میزان مشارکت مردم اولویت رژیم نیست، مسئله آنها کسب آمادگی در سطوح مختلف رژیم برای رویاروئی های سرنوشت ساز است. در این رویاروئی ابزار آنها توهم پراکنی و فریب نیست، چون این حربەها دیگر کارآئی ندارند، بلکە ابزار آنها سرکوب است. نظام اسلامی حاکم شمشیرشان را بر علیه مردم از رو بسته اند. اگر در گذشته توهم و فریب در استراتژی بقای رژیم جایگاهی داشت، امروز محور اصلی آن اتکاء بلاواسطه به تهدید، ارعاب و سرکوب است. اینکه تا چه اندازه فرصت آنرا خواهد داشت که این استراتژی را در ابعاد جدید آن به اجرا بگذارد و اگر هم به اجرا گذاشت تا چه اندازه کارساز خواهد بود، البته زیر سوال است؟ کما اینکه به دنبال کشتار دیماە ٩٦ و آبان ماه ٩٨، و در جریان انقلاب ژینا نتوانست از طریق سرکوب مردم معترض را مرعوب سازد.
امروز رژیم موفقیت خود را در برگزاری این باصطلاح انتخابات در این می بیند که بتواند آنرا به آرامی از سر بگذراند. دغدغه تشکیل صف های طولانی در باجه های رای گیری و غیره را ندارد. سپاهیان، بسیجی ها، ارتشی ها، بخشهای از عوامل دور و بر دستگاههای رژیم و خانواده هایشان برای یک نمایش حداقلی همیشه در دسترس هستند و این بار همین برایشان کافی است و با مشکل « رای من کو؟» هم روبرو نخواهند شد.
تا آنجا که به مردم کردستان مربوط می شود، آنچنان که ۴۴ سال قبل رفراندم فریبکارانه و قلابی«حکومت اسلامی نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم» خمینی را یکپارچه بایکوت کردند و سالهای بعد در بسیاری از صحنه های دیگر آنرا تکرار کردند، امروز قاطعانه تر از گذشته ارزشی برای این نمایش انتخاباتی هم قائل نخواهند بود. این بار نیز با ظاهر نشدن در پای صندوقهای رأی و تحریم گسترده آن، یکبار دیگر به این رژیم کشتار و جنایت، رژیم مسبب فقر و گرسنگی و بیکاری،رژیم گسترش اعتیاد و تن فروشی، رژیم دزدی و فساد و اختلاسها، «نه» محکم خواهند گفت.
گروهها و کسانی که در کنار عوامل جیره خوار و سرسپرده رژیم به بازار گرمی برای این مضحکه انتخاباتی جمهوری اسلامی می پردازند و یا به پای صندوقهای رِأی میروند، بدون شک فردا شرمسار اکثریت مردم کردستان خواهند بود. بایکوت گسترده، قاطعانه و چشمگیر نمایش ١١ی اسفند، شایسته مردمی است که ۴۴ سال است در مقابل حاکمیت این رژیم، سرفرازانه مقاومت می کنند. ضروری است که مردم کردستان با نرفتن به پای صندوقهای رای، تحریم نمایش انتخاباتی رژیم را به یکی دیگر از صحنه های پرشور جنبش انقلابی کردستان تبدیل کنند.
کمیته مرکزی کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)
۲۹ بهمن ۱۴۰۲
در ضرورت پشتیبانی عاجل از جنبش روژآوا
در حالی که توجه افکار عمومی جهان تحت تاثیر جنگ اسرائیل و فلسطین است،
حملات هوائی وحشیانه ارتش ترکیه به مناطق تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک همچنان با شدت ادامه دارد. مظلوم عبدی فرمانده نظامی نیروهای سوریه دموکراتیک می گوید:
« طی ۷۲ ساعت گذشته ارتش ترکیه ۱۴۵ مرکز در کانتونهای روژاوا ، شامل مدارس، بیمارستانها، نیروگاههای برق، مراکز آبرسانی، پمپ بنزینها و دیگر مراکز خدماتی را بمباران کرده است.»
در این نبرد نابرابر، ارتش ترکیه هم مجهز به پیشرفته ترین سلاح های کشتار جمعی و مدرن ترین هواپیماهای جنگی است، و هم در زمین نیز هزاران نفر از مزدوران وابسته به گروههای سوریه ای سرسپرده دولت ترکیه و دولت بشار اسد را نیز به کار گرفته است و احتمال پیشرویهای زمینی نیز می رود.
آنچه که ارتش ترکیه در روژآوا انجام می دهد، مصداق بارز یک جنایت جنگی تمام عیار است. اهدافی را که ارتش جنایتکار ترکیه آگاهانه انتخاب کرده است، نشان میدهد که هدف دولت ترکیه نابود کردن منابع و زیرساختهای اقتصادی، از بین بردن نهادهای مدنی، وادار کردن مردم به ترک منطقه و نهایتا به شکست کشاندن حاکمیت خودمدیریتی روژآوا است.
جنبش روژآوا اگرچه بخشی از مناطق تحت کنترل خود را از دست داده است، اما تجربه خود مدیریتی کردستان سوریه، علیرغم کمبودهای قابل درک آن، در شرایط جنگی، به همت زنان و مردان فداکار و مبارز ، قوانینی در زمینه برابری زنان و مردان و دخالت مستقیم آنان در اداره جامعه، برابری حقوقی افراد متعلق به مذاهب و ملیت های مختلف، تأمین نسبی آزادی های سیاسی، در آن جاری ساختهاند، که هنوز می توانند برای جنبش های اعتراضی و حق طلبانه در خاورمیانه الهام بخش باشند.
این جنبش که با جسارت و جانبازی کم نظیری، با دادن بیش از ۱۲ هزار قربانی، نیروئی ارتجاعی همچون داعش را در هم شکسته بود و مناطق آزاد شده را به کانونی نسبتا آرام در مقایسه با بقیه مناطق ویران و نیمه ویران سوریه برای همه مردم ساکن آن تبدیل کرده بود، همراه با آوازه جهانی و دستاوردهای پیشرو آن، همواره چون خاری در چشم اردوغان بوده است.
اکنون در شرایطی که دولت ترکیه مستقیما آزادی و حق این مردم در اداره امور زندگی خویش را مورد حمله قرار داده است، در شرایطی که دولت آمریکا برای تامین منافع خود همراهی با دولت ترکیه را بر حمایت از مردم روژآوا ترجیح می دهد، در شرایطی که کشورهای اروپایی چشم خود را بر جنایات یک عضو ناتو ( ترکیه) بستهاند، در شرایطی که همه دولتهای منطقه و از آن جمله جمهوری اسلامی و رژیم بشار اسد نیز با اظهاراتی ریاکارانه عملا جانب اردوغان را می گیرند، در چنین شرایطی تنها حامیان واقعی جنبش روژآوا، مردم مبارز در منطقه و آزادیخواهان جهان هستند.
اکنون زمان آن است که این حمایت و پشتیبانی از قوه به فعل درآید. حمایت و پشتیبانی همه جانبه از مردم آزادیخواه و حقطلبی که این چنین مورد حمله نیروهای فاشیست ترکیه و مزدوران آنها قرار گرفته اند، در همه سطوح یک نیاز عاجل است.
پیرامون درگیری اسرائیل و حماس
وجود صدها شهروند قربانی بیدفاع در اسرائیل و در نوار غزه ، بدون شک وجدان هر انسان شریفی را می آزارد. اما یک ابراز تاسف اخلاقی در مورد قربانیان این فاجعه وجدان بیدار را آرام نمی کند.
حقوق پایمال شده ملت فلسطین به جای خود، دولت اسرائیل نوار غزه را به عنوان یک منطقه جغرافیائی معین با دو ملیون جمعیت به بزرگترین زندان جهان تبدیل کرده است.آنچه که در غزه گاه و بیگاه اتفاق می افتد را می توان به « شورش در یک زندان بزرگ » تشبیه کرد. وجود یک جریان اسلامی همانند حماس در راس این شورش نباید ما را از ناروا بودن زندان و زندانبانان آن غافل کند. دو میلیون انسان را در درون دیوارهای بلند بتنی محصور کرده اند، نان، آب، برق و کل معیشتشان را به گروگان گرفته اند، طبیعی است که عکس العمل نشان خواهند داد.
اینکه حماس این دوره از درگیری ها را آغاز کرد، اینکه جمهوری اسلامی ریاکارانه سنگ دفاع از حقوق مردم فلسطین را به سینه می زند و از حماس پشتیبانی میکند، هیچکدام از اینها ذرهای از حقانیت مقاومت مردم فلسطین در مقابل دولت جنایتکار، مذهبی و نژاد پرست اسرائیل را کم نمی کند.
جنگ بر علیه مردم فلسطین را دهها سال است که دولت نژاد پرست اسرائیل آغاز کرده است، ادامه می دهد و در این نبرد نابرابر هم به چیزی جز تسلیم مطلق مردم فلسطین و تمکین آنها به وضع موجود رضایت نمی دهد. دولت اسرائیل تا کنون به هیچ مصالحه ای تن نداده است. حتی طرح های صلح دولت آمریکا ، هم پیمان استراتژیک اسرائیل هم راه به جائی نبرده اند. سازشها وعقب نشینیهای پی در پی طرف فلسطینی هم پاسخ نگرفته است.
مردم آزاده و شریف فلسطینی و اسرائیلی هیچگونه خصومت ریشه داری با همدیگر ندارند. دشمنی موجود در میان این مردم از سوی دست راستی های مرتجع و افراطی در هر دو سو دامن زده میشود. شهروندان فلسطین و اسرائیل تنها با قرار گرفتن در کنار مردم پیشرو و مترقی منطقه میتوانند از زیر سلطه دولت مذهبی و نیروهای ارتجاعی درآمده و در همزیستی مسالمت آمیز با همدیگر کار و زندگی کنند. به دنبال حملات اولیه حماس به اسرائیل اکنون مردم ستمدیده ومحروم نوار غزه، زیر فشار ارتش تا دندان مسلحی قرار دارند که بدون پروا خانه های مردم را بر سرشان ویران می کند. در این شرایط دشوار مردم فلسطینی ساکن غزه بیش از همیشه به حمایت و همبستگی مردم آزادیخواه و انسان دوست در سراسر جهان نیاز دارند. این همبستگی میتواند به نیروی مادی موثری برای متوقف کردن جنایات ارتش اسرائیل و نیز افراط گرایان مذهبی حماس تبدیل شود.