@MaryamNasrE به خدا یه روز که تو اتاق پیانو تنها لای کتابات نشستی و با قهوهات تنهایی و به درختها و استخر خالی نگاه میکنی دلت برای این روزا تنگ میشه. قول بده اون روز بیای زیر همین پست اعتراف کنی. قول بده
مادر عزیزم، امروز با دیدن اسم «گل زوفا» در یک عطاری در نقطهای زیر پونز نقشه ایران اینقدر دلم برات تنگ شد که پنیک کردم. خشکم زد از فکر اینکه ندارمت. دلم برای دستات، برای چشمات، برای صورت ماهت خیلی تنگ شده. کاش همه چی زودتر تموم شه…