آخ گلی خانوم ترقی عزیز، نویسندهی محبوب قشنگم. کاش نزدیکتون بودم. براتون غذا میپختم، گرم. میومدم براتون از قصههای قشنگ خودتون میخوندم. یک لیوان آب میدادم دستتون و از خاطرههای پر��کندهی این روزگار دور و دیر گپ میزدم باهاتون. که نویسندهی قهرکرده، غصهی عالمه.