از میان چهار نفر از #بچه_های_اکباتان که به اتهام محاربه (حمل سلاح سرد) توسط ابوالقاسم صلواتی به اعدام محکوم شدهاند،
طبق نظر اکثر وکلا و روند دادگاه، خطر اعدام #میلاد_آرمون و #نوید_نجاران جدیتر است.
تو آخرین جلسه #امیرحسین_موسوی
که به «محاربه» و «افساد فیالارض» متهم شده
قاضی صلواتی گفته؛
«یک ليوان آب بديد بخوره، حالش جا بياد؛
میخوام سرش رو ببرم»
صدای امیرحسین باشیم
دیماه فقط «جاویدنام» نداشت…
اعدام داشت، حبس داشت، گمشده داشت، تهدید داشت، تجاوز داشت، شکنجه داشت، اعتراف اجباری داشت، پابند داشت، ممنوعالخروجی داشت، اخراج داشت، تعلیق داشت، چشمهای از دسترفته داشت، مادرِ داغدار داشت، پدرِ چشم انتظار داشت، خانوادههای تحت فشار داشت، و هزار درد و زخمی که هنوز تازهاند.
نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
نامها را حفظ میکنیم،
روایتها را زنده نگه میداریم،
و تا روز انتقام، سکوت نمیکنیم.
روز انتقام و باز پسگیری ایران بسیار نزدیک است.
اول مهر ترانه و رومینا رحیمی؛
دو خواهر در زندان، یکی محکوم به اعدام و دیگری به ۲۵ سال حبس
روزی که ترانه و رومینا، خواهران دوقلو، برای نخستینبار به مدرسه رفتند، پر از امید، آرزو و شوق زیبای زندگی بودند.
آنها پیش از زندان نیز سرشار از هدف و انگیزه بودند. ترانه رحیمی عاشق اسبها و حیوانات بود. به تربیت اسب و سوارکاری مشغول بود و همیشه رویای راهاندازی مرکز خودش را در سر داشت. اما امروز، در زندان به اعدام محکوم شده است.
به گفته خانواده، ترانه در دوران بازداشت و زندان بهشدت شکنجه شده و موهایش را کشیدهاند؛ بهگونهای که مادرش پس از ماهها، هنگام دیدن فرزندانش، چهره آنها را نشناخته است.
خانواده میگویند به ترانه اجازه دریافت غذا داده نمیشود و او بهدلیل وضعیت جسمی ناشی از شکنجه، بهسختی راه میرود.
رومینا نیز به مد و لباس علاقه داشت و برای آیندهاش رویاهایی داشت. او اکنون به ۲۵ سال حبس محکوم شده است.
رومینا و ترانه رحیمی، دو خواهر دوقلوی ۲۰ ساله، ۴ بهمن ۱۴۰۴ و در جریان بازداشتهای گسترده پس از اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شدند. آنها از متهمان پرونده میدان شهدای اصفهان هستند.
@masoud_n_23
#دادبان #ترانه_رحیمی #رومینا_رحیمی
نفس عمیق بکش... نفس عمیق بکش. اسمت چیه؟
- محمد...
محمد، محمد، نمیمیری. تو نمیمیری.
- فکر کنم خورده به شکمم...
الهی من بمیرم...
سه دقیقه از جنایت جمهوری اسلامی در ۱۸ دی، مشهد.
درخواست اقدام فوری بینالمللی برای نجات جان زندانیان سیاسی؛
پیام صوتی محبوبه شعبانی، از بازداشتشدگان محکوم به اعدام انقلاب ملی شیر و خورشید ایران، از زندان مشهد
صدای زندانیان سیاسی در خطر اعدام باشیم و نگذاریم ماشین اعدام و کشتار جمهوری اسلامی جان آنها را بگیرد.
#آخرین_نفس
پسر جاویدنام #فرهاد_محدودی، در اولین روز مدرسه، ابتدا بر سر مزارش پدرش حاضر شد. همسر فرهاد محدودی، با انتشار این ویدئو نوشت:
«امروز روز اول مدرسه آرازمون بود
فرهاد خیلی برای این روز برنامه داشتیم
قراربود جشن بگیریم
قرار نبود پسرمون با دست گل ��یاد سرمزارت
بهت بگه که روز اول مدرسش
خیلی دلمون برات تنگ شده
آراز وقتی بابای بچه هارو میبینه یه جور دیگه بهشون نگاه میکنه
من اون لحظه داغون تر میشم
کاش خدا یه فرصت میداد تا دوباره کنارهم باشیم
رفتنت دردی که درمون نداره
آراز من آیناز دلمون برات خیلی تنگ شده
از اون بالا مواظبمون باش
قهرمان زندگیم»
فرهاد محدودی، ۳۰ ساله و پدر یک فرزند بود. او ۱۸ دی ۱۴۰۴، با شلیک مساقیم گلوله در محمدشهر کرج کشته شد.