اینکه ایرانیان نمیتوانند به اجماع برسند و تفاوتهای خود را مدیریت کنند، باعث شده تا از سال ۱۲۹۹ شمسی تا کنون، متغیر خارجی در تعیین سرنوشت و جهتگیریهای کلان، نقش حداکثری ایفا کند.
بعید است کسی بتواند غم مادر و پدری که فرزندش را از دست دادند درک کند؛ چه زن مینابی و چه معترض دی ماه.
شاید مودبانه ترین لفظ برای بعضی اجامر و اوباش مادون حیوان فعال در اینترنت این باشد: در مواجهه با غم بقیه مسئولانه رفتار کنید و دستکم گاهی آن گاله همیشه باز را ببندید!
اگر از سال بعد، هر ساله بصورت مستمر ۵ درصد رشد اقتصادی داشته باشیم، ۱۴۱۶، یعنی ۱۰ سال بعدتر تازه می رسیم به سطح رفاه و درآمد سرانه معادل سال ۱۳۹۰ (قبل تحریمها)
بعد از انتصاب وزیر اقتصاد، مومنان کف توییتر (که در جلسات بصیرت افزاییِ مسجدِ محل چیزکی از مکاتب اقتصادی شنیده بودند بودند) می گفتند طرف شیکاگویی است و دکترین شوک و ...
هالو جان، وزیر بیش از اقتصاددان (با هر مکتبی) یک بوروکرات است و منطق بوروکراسی همیشه بر «علم» اقتصاد پیروز است!
یه پفک چیتوز موتوری برداشتم از تو قفسه.
کارت کشید ۱۷۰ تومن!
گفتم روش نوشته ۱۰۰ تومن!
رفت از انبار یکی عین همونو آورد و گفت بیا، اینم ۱۷۰ تومنیش.
گفتم: مشکل من قیمت روی محصول نیست؛ پولمو پس بده ...
مخالفت جناح تندروی داخلی با متن #تفاهمنامه فعلی نشان میدهد، اینان با هر متنی و هر توافقی با غرب مشکل دارند و اساسا رشد و توسعه ایران برایشان بیمعنیست. این طیف خود را مکلف به نزاع با غرب میدانند و باقی موضوعات رو بسادگی فدای این ایدئلوژوی خود میکنند، حتی معیشت مردم ایران و خود موجودیتی بنام #ایران را.
به نظرم بیشتر از اینکه اسم حکومت در ایران چی باشه مهم اینه اختیار منابع دست مردم باشه میزان فروش حجم فروش افراد خریدار و فروشنده پول کجا ذخیره میشه کجا میرسه دست مردم فک میکنم گام اول آزادی استقلال درآمد منابع کشور از حاکمیت