115سال پیش در دهم دی ماه 1290 در روز عاشورا وقتی مردم تبریز عزاداری میکردند روسها آزادی خواهان تبریزی را به دار آویختند . عزاداران تبریزی به درخواست مبارزان ضد بیگانه که میخواستند عزاداری را به جلوی سفارت روس ببرنند تا مانع کشته شدن آزادیخواهان شوند پاسخ منفی دادند .
آنچه ایرانی از ابرمدیاهای پرزرقوبرق میشنود، تکرار شعاری واحد است؛ شعاری که دیکتاتوری را در پوشش آزادی عرضه میکند و همین سبب میشود تا لباس رعیتی را به نام قبای آزادی بر تن این مردم کنند و حق انتخابشان تنها محدود به تعویض اقتدار با اقتداری دیگر باشد. ۳/۳
محمد عینی ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
اینکه امروز گفتمانهای منطقمحور و دموکراسیخواه در میان هیاهو و نعرههای طالبان سلطنت به حاشیه رانده شدهاند، یک تصادف نیست؛ یک پیامد روانی-اجتماعیِ قابل پیشبینی در شرایط کنونی است... ۱/۳
از منظر مطالعات پروپاگاندا، تکرار یک پیام باعث آشنایی و سپس پذیرش آن میشود و حقیقتی که کمتر تکرار شود، در رقابت برای جلب توجه شکست میخورد.
و در شرایطی که استعمارگران پیر، آزادی اندیشه و حق انتخابِ مردم خاورمیانهی نفرین شده را برنمیتابند، ۲/۳
اساساً #شاه به عنوان فردی که بر اساس اراده خود حکمرانی کند، مصداق و تعریفی برای واژه #دیکتاتور است. و این عملِ پارادوکسیکال، که عده ای شعار #جاوید_شاه را پشت بند #مرگ_بر_دیکتاتور سر میدهند، بیشتر به یک شوخی شبیه است تا کنش آگاهانه و معنادار!
دقیقا شما و امثال شما مصداق همون توده ها و سلول های سرطانی هستید!
سلول هایی که از همین بدنن اما حالا دشمن بدنشون و وطنشون شدن...
کسی جلوتون رو نگرفته
این شما و اینهم خیابونای شهر
اما بدونید که آذربایجان خیلی وقته مسیر خودش رو پیدا کرده.
#آذربایجان_اوز_یولونو_تاپیبدیر
بهسادگی میتواند به ابزاری برای جایگزینی یک اقتدار با اقتداری دیگر تبدیل شود. در این مسیر، جامعه ناخواسته همان منطقی را بازتولید میکند که پیشتر علیه آن به خیابان آمده بود. ۳/۳
محمد عینی ۱۴۰۴/۱۰/۱۰
#آذربایجان#دیکتاتور#پهلوی
اگر اعتراض صرفاً به نه گفتن به یک حاکمیت مشخص محدود بماند و از سطح نفیِ چهرهها فراتر نرود، و همزمان منطق، ساختار و سازوکارهای دیکتاتوری را به نقد نکشد، نتیجه نه رهایی بلکه تکرار تاریخ خواهد بود. در چنین وضعیتی، قدرت از دستی به دست دیگر منتقل میشود، ۱/۳
بیآنکه ماهیت آن دگرگون شود؛ استبداد میرود اما استبدادپذیری باقی میماند و استبدادی نو زاده خواهد شد.
اعتراضِ فاقد نقد ساختاری، معمولاً بر خشم انباشته تکیه دارد نه بر آگاهی سیاسی. این نوع اعتراض، هرچند مشروع و قابل فهم است، اما اگر به پرسشهای بنیادین نرسد، ۲/۳
و تابع قانون است.
فاشیست و نژادپرست نامیدن مردم و همسو دانستن آنها با فاشیزمی که خود قربانی آنند، تبرئه کردن حاکمیت از مسئولیت پاسخگویی و روشنگری بوده و حقیر کسی است که به جای نقد ساختار، قربانی را سرزنش میکند و تماما انگشت اتهام را به سمت جامعه میگیرد. ۵/۵
محمد عینی ۰۴/۷/۱۶
"عرب ستیزی" خواندنِ اعتراضِ مردم نسبت به مسئلهی ورود بی ضابطه، کنترل نشده، غیر شفاف و گستردهی اتباع عراقی به شهر های آذربایجان، نه تنها نادیده گرفتنِ واقعیت میدانی و زمینه های تاریخی این اعتراض است... ۱/۵
و نوعی دفاع اجتماعی برای جلوگیری از تکرار دوبارهی وقایع تلخ گذشته است.
و این مغالطه ای بی شرمانه و نشات گرفته از نگرشی سطحی است که مسئلهی مهاجر و مهاجرت در شهرهای آذربایجان را، با شهر ها و کشور هایی مقایسه کنیم که نظام پذیرش و کنترل مهاجران در آن ها شفاف، پاسخگو و... ۴/۵
بنابراین، هر جنبشی بدون تلاش و پیریزی برای دستیابی به قدرت سیاسی، دیر یا زود به حاشیه رانده میشود و توان صیانت از دستاوردهای خود را نخواهد داشت. ۵/۵
محمد عینی ۱۴۰۴/۷/۱۲
#جنبش#قدرت_سیاسی#حقوق#علوم_سیاسی
تعیین کننده نهایی در دوام یا زوال دستاورد های جنبش ها، قدرت سیاسی است. و مطالبات محقق شده تنها زمانی از حالت امتیاز موقتی به حق پایدار بدل میشوند که در ساختار حقوقی و نهادی قدرت جای گیرند. بنابراین جنبش ها اگر تنها در سطح فرهنگی یا اجتماعی باقی بمانند... ۱/۵
دستاوردهایش در بهترین حالت به شکل "امتیاز موقتی" باقی میماند که وابسته به اراده و مصلحت حاکمیت مرکزی است. چنین دستاوردهایی با تغییر موازنهی قدرت، دگرگونی ساختار سیاسی یا حتی تغییر در اولویتهای نخبگان حاکم، بهراحتی پس گرفته میشوند... ۴/۵