غم اون روزی که موهای مامانم بخاطر شیمی درمانی ریخت داره منو میکشه
هی موها رو شونه میزدم و میریختم تو نایلون و بی صدا اشک میریختم که ناراحت نشه
یهو خودش گفت همکارام همیشه میگفتن چه موهای قشنگی داری
موها دوباره در اومد ولی مامان دیگه نموند
دلم برای گل و گیاههای این خونه هم میسوزه
همشون بعد از تو دارن خشک میشن مامان
نیستی که ببینی چه گل و گلدونای جدیدی واست آوردن
نیستی که ذوق کنی بابتشون…
شما به عنوان مترجم فیلم و سریال باید بدونی که کیر هیچکی نیستی. نه نظرت واسه کسی مهمه که تو پرانتز بنویسیش، نه صلاحیت داری فحش و مکالمه رو سانسور کنی. تو ربطی به اثری که ترجمه میکنی نداری، تو فقط یه کارگری که بجای بالا بردن فرغون از ساختمون، دنبال معادل فارسی کلمات میگردی.