اتفاقا این که گفتم رو به خودم هم هست یعنی حتی مقطعی توی زندگی وقتی زیاد دارم جوش این چیزا رومیخورم میفهمم دارم از مسیر خودمدور میشم. وگرنه مواضع ادم ها که مشخصه که کی سمت کی هست
ولی وقتی هی داریم همهجا جار میزنیمش حتما یه جایی از یه مواجهه جدی تری ترسیدیم
نظر نامحبوبم اینه که هر چقدر ما آدما از روبروشدن با خودمون فرار میکنیم بیشتر نسبت به همه چی خصوصا سیاست میل پیدا میکنیم.
بنابراین اگه میبینید یه نفری خیلی زیادی نسبت ب چیزی اکت اجتماعی داره باید بدونیم از یه چیز سخت تری داره فرار میکنه
یهو موجی از پروداکتیویتی غمین حمله میکنه بهم، خواب ازم فرار میکنه با خشم تا جایی که بتونم از خودم کار میکشم؛ بعد ناگهانی باتری جسمم خالی میشه از کارهایی که باید اتفاقا طبق برنامهانجام میدادم فرار میکنم و روحم یجوری موقع خواب از جسمم بلند میشه کهانگار هرگز نبوده توی این بدن..