اومدم این توییتو بزنم یه هو یکی تو سرم گفت چه گوهی داری میخوری؟! تصورت از ۳۰ سالگی همین بود؟ ساعت ۲ نصف شب اسکرین شات بگیری کصشرترین چیز ممکنو درباره بی ربط ترین آدم به زندگیت بگی؟
شنبه چند روز دیگه ست؟ میخوام متحول بشم
اخبارو خوندم. به استرسام اضافه شد. اما کاری از دستم برنمیاد. فردا از خواب پا میشم و بیشتر به خانوادم و کسانی که برام عزیز و محترم هستند عشق میدم. دورتون بگردم❤️
ساعت ۵ صبح بیدار شدم. طلوع رو دیدم. به کارهای گذشتم فکر کردم. انرژی لحظات اون قدر رقیقم کرده بود که تمام اشتباهاتم رو باهاش کنار اومدم. قبول کردم یک انسانم و جایز الخطا
تا اینکه رسیدم به اون دورهای که انگشت میزدم همستر بهم سکه بده=)) ساعت میزاشتم آپدیت کارتهاشو از دست ندم=)))))
پزشک مرکزمون به پیرمردی که برای یبوست اومده بود پوزیشن نی چست(همون داگی خودمون) داده بود بعد از ویزیت اومده بود استیشن میگفت بچگیمون کسی نتونست مجبورمون کنه اینجوری واستیم سر پیری این دختره خم مون کرده انگشت تو کونمون میکنه=)))))