پرونده مریم ابراهیموند؛ «پرستویی» در لباس فیلمساز یا اخاذی در سایه قدرت؟
وی فعالیت خود را از ۱۸ سالگی با مهاجرت از اصفهان به تهران آغاز کرد. او را شاید یکی از نخستین پرستوهای امنیتی جمهوری اسلامی دانست او همزمان با علی جنتی وزیر ارشاد دولت روحانی و حسین فریدون برادر حسن روحانی و مسئول دفترش در ازتباط بود ، با آنها معاشقه کرد و فیلمش در اختیار سازمان اطلاعات قرار گرفت؛ نتیجه آنکه علی جنتی استعفا کرد و حسین فریدون پس از استعفا به زندان رفت.
پرونده مریم ابراهیموند (ملقب به طاهر)، صرفاً یک پرونده کلاهبرداری ساده نیست؛ این گزارش روایتی است از تلاقی «پول، قدرت و سینما» که در آن زنی بدون تحصیلات و تخصص، توانست با تکیه بر «نفوذ» و «روابط نامتعارف»، یکی از پیچیدهترین شبکههای فساد مالی و اخاذی را در دهه اخیر مدیریت کند. او که امروز در فرانسه ردای مخالفت به تن کرده، کارنامه سیاهی از ۲۰۰ شاکی خصوصی در ایران و دهها پرونده مفتوح در امارات به جا گذاشته است.
مریم ابراهیموند، چهرهای که خود را فیلمساز و فعال مدنی معرفی میکند، طبق اسناد قضایی و گزارشهای متعدد، یکی از پیچیدهترین پروندههای کلاهبرداری، اعمال نفوذ و جعل هویت را در دهه اخیر رقم زده است. او با استفاده از نفوذ در لایههای قدرت و استفاده ابزاری از سینما، شبکهای از فساد مالی را از ایران تا امارات و اکنون فرانسه گسترش داده.
فصل اول: ظهور از حضیض تا اوج؛ استراتژی تقرب
داستان از سال ۱۳۸۸ آغاز میشود. مریم ابراهیموند در ۱۸ سالگی با فرار از خانه در اصفهان و به دلیل عدم تمکن مالی خانواده، وارد تهران شد. او دو سال نخست را در پانسیونهای ارزانقیمت سپری کرد، اما به زودی با شناسایی نقاط ضعف در ساختار مدیریتی، استراتژی خود را تغییر داد.
طبق گزارش ضابطین خاص سازمان اطلاعات سپاه، وی با استفاده از آنچه «ظرفیتهای زنانه» خوانده شده، به مسئولین ارشد تقرب جست. اولین قربانی بزرگ او، سید علیرضا سجادپور (معاون وقت نظارت وزارت ارشاد) بود که ارتباط با ابراهیموند منجر به استعفا و هتک حیثیت وی گردید. او با همین الگو، به چهرههایی چون علی جنتی، حسین فریدون (برادر رئیسجمهور سابق) و محمدعلی آهنگران نزدیک شد.
خروج از اصفهان و نفوذ به هسته قدرت (۱۳۸۸ - ۱۳۹۱)
روایت مریم ابراهیموند (ملقب به طاهر) از سال ۱۳۸۸ آغاز میشود؛ زمانی که او در ۱۸ سالگی به دلیل اختلافات خانوادگی و فرار از خانه، از اصفهان به تهران مهاجرت کرد. او که در آن زمان فاقد تمکن مالی بود و دو سال را در پانسیونهای بانوان سپری کرد، به سرعت دریافت که مسیر ثروت از نزدیکی به کانونهای قدرت میگذرد.
وی با وجود نداشتن مدرک دیپلم و دانش سینمایی، با استفاده از آنچه در پروندههای قضایی «ظرفیتهای زنانه و روابط نامتعارف» خوانده شده، به لایههای بالای مدیریتی نفوذ کرد. اولین قربانی بزرگ این مسیر، سید علیرضا سجادپور (معاون وقت نظارت وزارت ارشاد) بود که ارتباط با ابراهیموند منجر به هتک حرمت و استعفای او گردید.
دهها سند و مدرک انتشار نیافته را اینجا میگذارم تا نهادهایی مثلا حقوق بشری و رسانه های خارج از کشور که پول میگیرند رپرتاژ آگهی بروند و این شیاد را سفید کنند رسوا شوند!
https://t.co/pOCAAxi1iE
شاید دلیل داره:
یک پرستار که نمیخواست شناخته شود، جلوی دوربین فاش کرد که در Ceuta روزانه به طور متوسط 3 زن اسپانیایی توسط مهاجرین غیرقانونی مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند.
جمعیت این منطقه: 84.000 نفر!
سانچز گفته بود که همۀ مهاجرین را در عرض 2 روز بیرون کرده است...
یکی از دلایل تنفرم از بیسی و بخصوص ونکوور اینه که همیشه به NDP رأی میدن. اگه به لیبرال رأی میدادن قابل توجیه تر بود. فقط به ریخت این مردک، پریمیر بیسی نگاه کنین، اینو کیسه زباله بهش نمیدی بذاره سر کوچه بعد بهش رأی میدن. توی یه شهر عادی کیر خر باید بیشتر ازین رای بیاره.
“You've spoken a lot about Trump and America. How afraid are you to run on your own record?”
Reporter roasts @Dave_Eby prompting the Premier to tout BC NDP achievements.