چهار سال از روزی میگذرد که جلادان ضحاک، جان دختر ایران، مهسا امینی، را گرفتند. جمهوری اسلامی گمان میکرد میتواند خون مهسا را نیز مانند خون بسیاری دیگر پایمال کند، اما یک ایران برای او به پا خاست.
ضحاک، برای آنکه نشان دهد مهسا را به قتل نرسانده است، قلب جوانان دیگری را نیز نشانه گرفت، از نیکا و سارینا تا کیان و خدانور، از حمیدرضا و مجیدرضا تا صدها فرزند دیگر ایران.
چهار سال بعد، ملت ایران در مرحلهای دیگر از همان مبارزه ایستاده است. مسیری که از خیزشهای پیشین گذشت، امروز به انقلاب شکوهمند شیر و خورشید رسیده است، جایی که مبارزات ملت ایران، با همه تجربهها و هزینههایی که پشت سر گذاشته، در یک هدف ملی به هم پیوند خورده است: بازپسگیری ایران از رژیم تبهکاری که نزدیک به نیم قرن است میهنمان را به گروگان گرفته است.
این همبستگی ملی یکشبه به دست نیامده است. پشت آن، راهی طولانی، دشوار و پرهزینه قرار دارد، راهی که ملت ایران از گردهمایی پرشکوه روز کوروش در آبان ۱۳۹۵ آغاز کرد و در دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و خیزشهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ به آن تجربه و بلوغ بیشتری بخشید، خیزشهایی که هر یک بخشی از ستونهای انقلاب ملی ایران را شکل دادهاند.
هر جان فداشده، مسئولیتی بر دوش ما گذاشت؛ و هر فراز و فرود، ملت ایران را برای گام بعدی آمادهتر کرد. تا امروز که ایرانیان، یکصدا و زیر پرچم ملی خود، برای بازپسگیری ایران ایستادهاند.
یاد مهسا امینی و همه زنان و مردان شجاعی که جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند، برای همیشه در حافظه ملت ایران جاودانه خواهد ماند.
ما راه آنان را تا آزادی و بازپسگیری ایران ادامه خواهیم داد.
پاینده ایران
رضا پهلوی
We are deeply saddened by the passing of His Majesty King Harald V of Norway.
For more than three decades, King Harald served his country with an unwavering sense of duty, dignity, and devotion to the Norwegian people. Through moments of celebration and times of profound national sorrow, he was a steady and unifying presence, embodying a spirit of continuity and service.
I extend my heartfelt condolences to His Majesty King Haakon VIII, Her Majesty Queen Sonja, the Royal Family, and the people of Norway as they mourn a beloved King.
King Harald’s warmth, humanity, and lifelong service to his nation leave an enduring legacy. May his memory be honored for generations to come.
Reza Pahlavi
My fellow compatriots,
The Islamic Republic’s attempt to raise fuel prices has once again exposed its incompetence and the deep structural dysfunction of Iran’s energy sector under this regime.
While the Islamic Republic squanders the country’s resources on foreign terrorists and domestic repression, regime officials and their cronies compete to plunder the nation’s wealth. Meanwhile, the regime’s gross mismanagement has pushed families to the breaking point and driven Iranians deeper into poverty. Forcing higher fuel prices on the people is an unforgivable mistake and a profound betrayal.
Fuel prices cannot be compared with those in other countries when Iranians earn their incomes in heavily devalued rials and live below the poverty line.
Fuel and energy are managed as a matter of routine, without constant crisis, in nearly every country in the world, including many with far fewer resources than Iran.
On one side, the IRGC’s smuggling mafia traffics tens of millions of liters of Iran’s resources every day through tanker trucks, pipelines, and ports. On the other, the automotive mafia forces Iranians to buy poorly made, fuel-inefficient cars. Unable to solve the problem it has created, this criminal cult uses its propaganda apparatus to shift the blame for fuel shortages onto the people, portraying ordinary Iranians as responsible for rising consumption and fuel smuggling.
The Islamic Republic is an incompetent, corrupt, and anti-Iranian regime. It is itself the root cause of this dysfunction and will never be capable of fixing it.
The only way to save Iran and end this destructive cycle is to bring down this regime in its entirety and establish an effective national government. The Iran Prosperity Project has developed clear plans to bring fuel production and consumption into balance. These plans draw on proven international best practices and Iran’s own national experience in managing its energy resources, and will be implemented during the transition following the fall of the regime.
Long live Iran, Reza Pahlavi
در این روز، با عشقی عمیق و احترامی بیپایان، یاد همسرعزیزم محمدرضا شاه پهلوی را گرامی میدارم. یاد و نام او همواره در قلب من و در تاریخ میهنمان جاودانه خواهد ماند.
شش ماه پیش، در چنین شبی، تهران در تاریکی فرو رفت. سراسر ایران در تاریکی فرو رفت. اما حتی آن تاریکی نیز نتوانست میلیونها ایرانی را در خانههایشان نگه دارد.
۱۸ و ۱۹ دیماه تنها دو شب برای اعتراض نبود. شبهایی بودند که سکوت ایران شکست. میلیونها نفر به خیابانها آمدند، میدانها را پر کردند و بر بام خانههایشان ایستادند، اما رژیم با گلوله به آنان پاسخ داد. در آن چهلوهشت ساعت، دهها هزار تن از هممیهنانم جان خود را از دست دادند. از آن روز تا این لحظه نیز دهها هزار نفر دیگر بازداشت، شکنجه یا به مرگ محکوم شدهاند.
آنان مصمم و با شهامت به خیابان آمدند. من هر روز به آنان میاندیشم. در آن دو شب، هممیهنانی را از دست دادم که هرگز فرصت دیدارشان را نخواهم یافت. برای من عدد ۴۰ هزار هرگز یک آمار نیست. هر بار که آن را میشنوم پسری را میبینم که دیگر هرگز به آغوش مادرش بازنگشت. دختری را میبینم که همیشه جای او بر سر سفره خانوادهاش خالی خواهد ماند. هر یک از آنان را چون فرزند، برادر یا خواهر خود میدانم و سنگینی بار نام تکتک آنان را بر دوش خود احساس میکنم. اما هر هفته که با خانوادههای جانباختگان دیدار میکنم، اراده ملتم برای ادامه این راه استوارتر میشود. فرزندان آنان بیهوده جان ندادند. آنان برای آزادی جان دادند، و با سربلندی جان دادند.
تاریخ فداکاری این زنان و مردان را از یاد نخواهد برد، و من نیز نخواهم گذاشت نام و راه آنان فراموش شود. همانگونه که مقاومتگران اروپای اشغالشده در برابر استبداد ایستادند و همانگونه که انقلابیون آمریکا برای آزادی جنگیدند، فرزندان ایران نیز ایستادگی کردند. اما شجاعت آنان، ویژگی دیگری داشت. آنان نه ارتشی داشتند، نه پشتیبانی هوایی، و نه هیچ پشتوانهای جز باور به آرمانی که برای آن برخاسته بودند. با اینهمه، ایستادند. ملتی یکپارچه تصمیم گرفت در کنار یکدیگر در برابر گلولهها بایستد، نه آنکه حتی یک روز دیگر در ترس زندگی کند. مردان و زنان ۱۸ و ۱۹ دیماه در تاریخ ایران بهعنوان نسلی جاودانه خواهند ماند که مرگِ آزاد و سرافراز را بر زندگیِ در زنجیر و زانوزده ترجیح داد.
من تنها این را به جامعه جهانی میگویم: اجازه ندهید آنچه در اتاقهای مذاکره در ژنو یا اسلامآباد رقم میخورد، حقیقت آنچه را در خیابانهای تهران، مشهد و کرمانشاه رخ داد، به فراموشی بسپارد. آنان برای آزادی جان دادند و با آزادی ایران، تنگه هرمز گشوده خواهد شد، تهدید هستهای پایان خواهد یافت و ما به صلح واقعی دست خواهیم یافت.
به هممیهنانم گفتهام آنچه شما در ۱۸ و ۱۹ دیماه آغاز کردید، مسیری بازگشتناپذیر است. ما با هم جایگاه شایسته کشورمان در جهان را بازپس خواهیم گرفت، عزت ملی خود را احیا خواهیم کرد و یاد قهرمانانمان را با ساختن ایرانی آزاد زنده نگه خواهیم داشت. اکنون زمان آن است که درنگ کنیم، دوباره نیرو بگیریم، و بار دیگر خود را وقف پیروزی کنیم.
ما یاد جانباختگان را با به پایان رساندن راهی که آغاز کردند گرامی میداریم. ایران آزاد دیگر یک امید نیست. یک قطعیت است.
و جهان باید بداند که هممیهنان دلیر من تنها برای آزادی خود نمیجنگند، آنان برای صلح و ثبات جهان نیز مبارزه میکنند.
Six months ago, tonight, Tehran went dark. All of Iran went dark. And into that darkness, millions of Iranians walked out of their homes anyway.
January 8th and 9th were not just two nights of protest. They were the night Iran's silence broke. Millions came into the streets, into the squares, onto their rooftops — but the regime answered them with bullets. Tens of thousands of my compatriots were killed in those forty-eight hours. Tens of thousands more have been arrested, tortured, and sentenced to die since.
They came out, determined and brave. I think of them every day. On those two nights I lost countrymen I will never get to meet. I do not hear a statistic when I hear the number 40,000. I see a son who did not come home to his mother. A daughter who will not sit at her family's table again. I think of each of them the way I would think of my own child, my own brother, my own sister. I carry the weight of every one of those names. But the families of the fallen I meet with, week after week, hearten our nation's will to carry on. Their children did not die in vain. They died for freedom, and they died with pride.
History will remember what these men and women did; I will make sure of it. Like the resistance who stood against tyranny in occupied Europe, and like the revolutionaries who fought for liberty in America. But theirs was a particular bravery. They had no army, no air cover, nothing but the belief in what they stood for. They stood anyway. A united nation choosing to face the guns together rather than live one more day in fear. The men and women of the 8th and 9th of January will be remembered in Iran's history as the greatest generation that preferred to die free and standing than to live cowered on their knees.
To the international community, I ask this: do not let a negotiating table in Geneva or Islamabad erase what happened in the streets of Tehran, Mashhad, and Kermanshah. They died for freedom. And when they are free, the Strait of Hormuz will open. The nuclear threat will end. And we will have true peace.
I have told my compatriots: what you did on January 8th and 9th cannot be undone. Together, we will reclaim our country’s rightful place in the world, our national dignity, and honor the lives of our heroes. Now is the time to reassess, regroup, and rededicate ourselves to victory.
We honor the fallen by finishing what they started. A free Iran is no longer a matter of hope. It is a matter of fact.
And know that my brave compatriots are not just fighting for their own liberation but for the peace and stability of the world.
امروز، در سالروز جنایت هولناک سینما رکس آبادان، یاد صدها قربانی بیگناه این فاجعه را گرامی میداریم.
یک واقعیت تاریخی که بسیاری در جهان غرب هنوز از آن آگاه نیستند این است که جنایات بنیادگرایان اسلامی و دشمنی آنان با ایران، فرهنگ ایرانی و زندگی مدرن، پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی آغاز شده بود، و جنایت سینما رکس یکی از آشکارترین نمونههای آن است.
اتفاقی نیست که عاملان این جنایت پس از فاجعه ۵٧ در ساختار جمهوری اسلامی به مقام و موقعیت رسیدند.
این تاریخ باید گفته و آموزش داده شود. برای فهم جمهوری اسلامی و دشمنی آن با ایران و ایرانی، باید دانست که این دشمنی در بهمن ۱۳۵۷ آغاز نشد، بلکه جمهوری اسلامی آن را به قدرت سیاسی و حکومتی تبدیل کرد.
Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
دوستان عزیز من هیچوقت طی این شش سال درخواست حمایت نکردم
ولی الان بخاطر قطع شدن مدام فیلترشکن توییتر هی بهم میگه ثابت کن ربات نیستی !
میترسم اکانتم رو ببنده و این روزها نتونم این همه زیبایی رو ببینم
نمیدونم هم فایدهای داره یا نه
ولی اگر واستون مقدوره از این توییت حمایت کنید
یک عمر صبوری و پشتکار شما، برای ما بزرگترین درس بود اعلیحضرت
درست زمانیکه تکتک ایرانیان از ساقط کردن این رژیم مأیوس بودن و خیال میکردن قراره تا ابد زیر یوغ این رژیم فاسد بمونیم، این شما بودی که پرچم مبارزه رو زمین نگذاشتید و چراغ مبارزه رو خاموش نکردید و به این نسل یاد دادید که صبوری و مبارزهی مداوم و پشتکار، چه کارها که نمیکنه و چه نتایجی که به بار نمیاره 💙💙
چقدر خوبه که شما رو داریم و این تنها خوشبختی ما بین اینهمه شور بختیه
#جاویدشاه
#KingRezaPahlavi
اینه که میگن جوجه رو اخر پاییز میشمرن.
شاه وقتی فرمان میدهد که تمام برنامه ها اماده پیروزی باشه!
فقط ۷۱.۵ میلیون و اولین فراخوان!!
دوستان در ایران حتی تست قبل از فردا کرده اند و تمام بلندگوها و دوستان را تست کرده اند..
این فقط یک تست کوچکه که نشون میده ایران چگونه با همکاری ملی و مشارکت ملی و مسوولیت پذیری ملی سریع بازسازی میشه!
اینه که ۴ ساله یکریز میگیم:
اونها تخریب میکردند و ما میسازیم چون انها امت داشتند و ما ملت داریم
انها تفرقه، ترس و بی اعتمادی ترویج میکردند و ما همکاری، شجاعت و همبستگی و اشتراک ملی.
#جاويدشاه_تنهارمزپیروزی