ز نوای یار بوده ، که من آن نغمه شنیدم
که بهای وصل مان را به جان خود خریدم
دل من شکسته اما تو که زنده ای به جانم
تو فدا کرده جانی ، ای عزیز زنده نام ام ...
پ.ن : دلنوشه و خودنوشته
بسیار سعی میکنم به علف های بدون ریشه نپردازم اما در تاریخ به زودی درباره ی همدستی این فرقه و معامله گری آنها خواهند نوشت ...
خیانت های نانوشته و بازیگری این ها علیه #ایران ما و #هموطنان ما همچنان ادامه دارد .
شعرهای اخیر #مریم_رجوی بیشتر شبیه فرار رو به جلوه تا راهکار؛کسی که بسیار از واقعیتهای #مردم فاصله داشته، امروز نمیتونه با چند جمله برای #جامعه نسخه بپیچه.
هر که از راه رسید و بانگ بلند کرد،
گفتند: اول ببین تو در این میانه چهکارهای،
بعد درباره سرنوشت دیگران داوری کن.
و چه بسیار آنهایی که با #نام خود
« فرزند #ایران و جان فدای #میهن ... » را بارها مرور کردند ...
برای هر وجب خاکی از این ملک
چه بسیار است آن سرها که رفته
زمستی بر سر هر قطعه زین #خاک
خدا داند چه افسر ها که رفته
به یاد آنهایی که در آغوش خاک آرامیده اند .