امسال تولدم ، اولین سالی بود که احساس خاصی نداشتم و خیلی عادی و x2 و رو دور تکرار گذشت همه اتفاقاش ؛ بُعد زمان رو از دست دادم انگار.
همینطوری پیش بره دیگه تولد برام اهمیتی نخواهد داشت :) ایشالله تولد ۳۰ سالگی…
امشب از اون شبایی بود که بی دلیل از خنده پاره شدم ، شاد و شنگول بودم و بالاخره مثل عشق ابدی موش تو سوراخ بازی کردیم ، از چراگاه پتروشیمی مازندران هم به جوزه گنج کیش رفتیم😆بعد یه هفته تازه تهران خوش گذشت..