بابک ۱۵ دی ماه تو تجمعات همدان مورد اصابت ساچمه به هر دو پاش قرار گرفته بود و برای امنیتش و برای اینکه شناسایی نشه به تهران رفت.
این عکس رو مامانم وقتی داشته شلوارش رو میشسته گرفته. خون خیلی زیادی ازش رفته بوده. ولی ۱۸ دی دوباره به خیابون برگشت و اینبار به سرش شلیک شد و کشته شد.
زیاد تکرار میشه. توی خواب میبینمشو صداش میزنم: مامان! مامان! مامان!
با صدای خودم بیدار میشمو میبینم که ندارمش...مامان رفته، برای همیشه. ۱۹ دیماه سال گذشته توی خیابون کشتنش!
و این اتفاق انگار من رو از مامانم که میشناختمش و توی بغلش که معمولاً جلوی بلوزش خیس بود آروم میگرفتم تا ابد جدا میکنه. مامانم شده جاویدنام #جمیله_شفیعی
قاب عکسی که هرچی تو بغلم میگیرمش زنده نمیشه.